نگاهی به کتاب رستاخیز تولستوی
به فکر اصلاح مردم
تولستوی به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ، شیوه داستانگویی منحصر به فردی دارد به طوری که نحوه قصهگویی، شخصیتپردازی و دیالوگهای بین شخصیتها، کتاب را جذابتر میکند.
او «رستاخیز» را در دوران پختگی خود نوشته و نتیجه یک عمر فعالیت سیاسی و اندیشه خود را در اختیار خوانندگان قرار داده است. رستاخیز، رستاخیز ذهنی آخرین سالهای عمر تولستوی و سومین شاهکار جهانی اوست که از موضوعی واقعی برگرفته شده و با قلمی بسیار قوی و روان نوشته شده است. در این کتاب چنان به جزئیات پرداخته شده که نه فقط خستهکننده نیست بلکه چنان آموزنده است که وجدان آدمی را به چالش میکشد. رستاخیز به اندازه «جنگ و صلح» حجیم و مشهور نیست و سادگی«آنا کارنینا» را ندارد، بلکه کاری منسجمتر و حاصل انعکاس تحول درونی نویسنده و تلاش او برای شناساندن آنچه در پیرامون حاکمیت تزارها در روسیه وجود داشته است. با مطالعه کتابهای چنین نویسندگان بزرگی تفاوت یک اثر ماندگار با سایر آثار نویسندگان کاملا مشخص میشود.
این کتاب هم مثل بقیه کتابهای تولستوی تمی اجتماعی دارد و شاهکاری بیهمتاست. شخصیت اصلی داستان با یک اتفاق و فلشبک به گذشته متحول میشود و به فکر اصلاح و کمکهای اجتماعی به مردم میافتد. نویسنده در خلال داستان جذابی که پیش میبرد، عقاید فلسفی، اجتماعی خودش را در مورد اصلاحات سیاسی و اجتماعی آن زمان روسیه بیان میکند. البته او در زندگی واقعی خود مطابق همین نظرات زندگی میکرد و قسمت اعظم زمینها و ثروتش را به موژیکها که همان دهقانهای آن زمان روسیه بودند، بخشید. موضوع کتاب بحثی است راجع به فاصله طبقاتی و معایب طبقه تروتمند و ضعیف جامعه و در آخر تغییراتی که میتوان برای کمک به طبقه ضعیف جامعه انجام داد و اینکه این موضوع در کتاب مدام تکرار میشود که نیاز پیدا میکند به حوصله و علاقه برای خواندن 800 صفحه کتاب. نویسنده بیشتر از آن که بخواهد به عشق و عاشقی بپردازد به توصیف اوضاع اسفناک جامعه طبقاتی و ارباب رعیتی و اثرات آن میپردازد. جامعهای که سیستم اداری بیمار دارد وهمه جا با واسطه و رشوه امورات جاری و ساری میشود و تولستوی چنان به خوبی و با توانایی بسیار فقر و ظلم و تبعیض را به نگارش درآورده که گویی در آن دوران زندگی میکنی و شاهد آنهمه بیعدالتی هستی. آخرین کلام درباره رستاخیز اینکه رستاخیز با طرح سوالات بحثبرانگیز شخصیتها را به جان هم میاندازد تا هدف خود را که نمایش یک جامعه طبقاتی به هم ریخته و مبتذل روسیه است به خوانندگان منتقل کند و اینکه تولستوی نگاهی تازه در زمان و مکان خودش برای انسان بودن و انسانی و اخلاقی زندگی کردن دارد و انعکاس این نگاه نو به داستانش کار او را قابل تحسین کرده است.
شمسی جلفا - مرورنویس
این کتاب هم مثل بقیه کتابهای تولستوی تمی اجتماعی دارد و شاهکاری بیهمتاست. شخصیت اصلی داستان با یک اتفاق و فلشبک به گذشته متحول میشود و به فکر اصلاح و کمکهای اجتماعی به مردم میافتد. نویسنده در خلال داستان جذابی که پیش میبرد، عقاید فلسفی، اجتماعی خودش را در مورد اصلاحات سیاسی و اجتماعی آن زمان روسیه بیان میکند. البته او در زندگی واقعی خود مطابق همین نظرات زندگی میکرد و قسمت اعظم زمینها و ثروتش را به موژیکها که همان دهقانهای آن زمان روسیه بودند، بخشید. موضوع کتاب بحثی است راجع به فاصله طبقاتی و معایب طبقه تروتمند و ضعیف جامعه و در آخر تغییراتی که میتوان برای کمک به طبقه ضعیف جامعه انجام داد و اینکه این موضوع در کتاب مدام تکرار میشود که نیاز پیدا میکند به حوصله و علاقه برای خواندن 800 صفحه کتاب. نویسنده بیشتر از آن که بخواهد به عشق و عاشقی بپردازد به توصیف اوضاع اسفناک جامعه طبقاتی و ارباب رعیتی و اثرات آن میپردازد. جامعهای که سیستم اداری بیمار دارد وهمه جا با واسطه و رشوه امورات جاری و ساری میشود و تولستوی چنان به خوبی و با توانایی بسیار فقر و ظلم و تبعیض را به نگارش درآورده که گویی در آن دوران زندگی میکنی و شاهد آنهمه بیعدالتی هستی. آخرین کلام درباره رستاخیز اینکه رستاخیز با طرح سوالات بحثبرانگیز شخصیتها را به جان هم میاندازد تا هدف خود را که نمایش یک جامعه طبقاتی به هم ریخته و مبتذل روسیه است به خوانندگان منتقل کند و اینکه تولستوی نگاهی تازه در زمان و مکان خودش برای انسان بودن و انسانی و اخلاقی زندگی کردن دارد و انعکاس این نگاه نو به داستانش کار او را قابل تحسین کرده است.
شمسی جلفا - مرورنویس




