موسیمانه زود به بحران رسید
غریبهای میان ما
استقلال اصلا به این جملات و این شرایط نمی آید: «هشت بازی، هشت امتیاز»، «شکست 3 بر یک مقابل تیم تازه وارد لیگ برتری»، «جایی در پایین جدول». نکونام رفت و موسیمانه آمد. شوک مثبت قرار بود استقلال را به آن بالاها برساند اما فعلا که کاملا در راستای منفی بوده است، سوق به سمت پلههای پایینتر جدول.
موسیمانه آفریقایی تبار اکنون در این شرایط به نظر میرسد خیلی زود به بن بست نزدیک شده است. آنهایی که بدبین هستند میگویند استقلال فعلا درست بشو نیست. آنهایی که خیلی بدبینتر هستند میگویند موسیمانه حتی به نیم فصل هم نمیرسد. اما موسیمانه در برابر این شرایط چه خواهد کرد؟ آنچه که این روزها واضح به نظر میرسد این است که موسیمانه این روزها در حالی که به تازگی کار خود را در استقلال آغاز کرده بسیار نامحبوب شده است، نامحبوب هم نزد هواداران و هم نزد بزرگان استقلال. این را میشود حداقل از فضای مجازی متوجه شد.
بحران قدیمی
موسیمانه بحران جدیدی را وارد استقلال نکرد،بلکه وارد همان قبلی شد.اوهنوز مقصر نیست. این مربی آفریقایی وسط ماجرایی قرار دارد که فعلا به او ارتباطی ندارد. حتی اگر بعد از شکست سنگین 3 بر یک مقابل خیبر تقریبا زمین و زمان را به هم دوخته باشد و شمشیر را برای بازیکنان استقلال از رو بسته باشد باز هم تقصیر چندانی ندارد. او یک تازه وارد است، با کلی ناآگاهی نسبت به شرایط موجود در فوتبال ایران. نه فضای رسانهای رامیشناسد و نه نوع رفتارهای مدیران. با رفتارهای غیرحرفهای بازیکنان فوتبال ایران نیز آشنا نیست که درحد یک سوپراستار توقع دارند. البته فوتبال ایران هم نمیدانست که موسیمانه میتواند به سرعت شبیه ویژگی های فوتبال وطنی شود. او حتی با وجود اینکه شباهت های خودش را با این شرایط نشان میدهد به نظر میرسد بیگانه ای است که در میان انبوه فوتبالی ها قرار گرفته است. سرنوشت او چه خواهد شد؟
شبیه به فوتبال ایرانی
استقلال یک مربی خارجی میخواست که آن را جذب کرد. این مربی خارجی قرار بود خوشفکر و رزومهدار باشد، سبک بازی استقلال را تغییر بدهد و روح تازهای را به کالبد تیم تزریق کند. موسیمانه به ظاهر همه چیز را دارد. اما نوع مصاحبه او بعد از دیدار با خیبر نشان داد که او شباهتهای زیادی به فوتبال ایرانی دارد. اما باز هم مشکل این نیست. مشکل بزرگتر این است که او هواخواهان زیادی در ایران ندارد و همین مشکل او را چند برابر میکند. این برای خودش یک چالش بزرگ است. او چگونه میخواهد این شرایط را مدیریت کند؟ تسخیر قلب هواداران و البته پیشکسوتان پرتعداد استقلالی کار راحتی نیست و زحمت زیادی را می طلبد. اگر او هواداران و پیشکسوتان را با خود نداشته باشد انگار هیچ چیز ندارد.
ویرانههای فنی
علاوه بر چالشهای یاد شده موسیمانه باید یک ویرانه را درست کند. این ویرانه در واقع مسائل فنی است که هیچ یک از آنها این فصل در استقلال به درستی اجرا نمیشود. استقلال از ابتدای فصل با مشکل دروازه مواجه است. افت حسینی در این پست در واقع افت استقلال است. دفاع استقلال نیز در تله مهاجمان سرعتی میافتد و علاوه بر آن بازیکنان مدام «جا» میمانند. حفرههای خط دفاع استقلال پرنشدنی به نظر میرسد. در کنار چالشهای عمده خط دفاع بازیسازی نیز در استقلال به درستی انجام نمیشود و مشکل گلزنی در تیم به عامل اصلی ناکامیها تبدیل میشود. کوه مشکلات تاکتیکی روی سر موسیمانه ریختهاند. البته او همین ابتدا یک ویژگی مثبت از خود نشان داد؛ نمیخواهد تنها باشد و نمیخواهد تنها بماند. این را از ارتباط گیری خوب با پیشکسوتان میشود متوجه شد. اما باز هم این کافی نیست.
موسیمانه، یک غریبه
او یک غریبه است. هرچقدر هم آسمان و ریسمان را به هم ببافد وبعد ازشکست سنگین مقابل خیبر بازیکنان استقلال را به روش های مرسوم در فوتبال ایران از دم تیغ بگذراند باز هم غریبه ای بیش نیست، غریبه ای که کمتر هواداری هم دارد. نکته غم اگیز این است که او در مدت زمانی کوتاه اینچنین نامحبوب شده است. شاید هواداران و کل خانواده استقلال حق دارند. بعد از دردسرهای فراوان دوران نکونام استقلال یک مربی مقتدر و صاحب سبک میخواست. هنوز هم البته دیر نیست. موسیمانه میتواند این ویژگیها را از خود نشان بدهد؟
هیلدا حسینیخواه - گروه ورزشبحران قدیمی
موسیمانه بحران جدیدی را وارد استقلال نکرد،بلکه وارد همان قبلی شد.اوهنوز مقصر نیست. این مربی آفریقایی وسط ماجرایی قرار دارد که فعلا به او ارتباطی ندارد. حتی اگر بعد از شکست سنگین 3 بر یک مقابل خیبر تقریبا زمین و زمان را به هم دوخته باشد و شمشیر را برای بازیکنان استقلال از رو بسته باشد باز هم تقصیر چندانی ندارد. او یک تازه وارد است، با کلی ناآگاهی نسبت به شرایط موجود در فوتبال ایران. نه فضای رسانهای رامیشناسد و نه نوع رفتارهای مدیران. با رفتارهای غیرحرفهای بازیکنان فوتبال ایران نیز آشنا نیست که درحد یک سوپراستار توقع دارند. البته فوتبال ایران هم نمیدانست که موسیمانه میتواند به سرعت شبیه ویژگی های فوتبال وطنی شود. او حتی با وجود اینکه شباهت های خودش را با این شرایط نشان میدهد به نظر میرسد بیگانه ای است که در میان انبوه فوتبالی ها قرار گرفته است. سرنوشت او چه خواهد شد؟
شبیه به فوتبال ایرانی
استقلال یک مربی خارجی میخواست که آن را جذب کرد. این مربی خارجی قرار بود خوشفکر و رزومهدار باشد، سبک بازی استقلال را تغییر بدهد و روح تازهای را به کالبد تیم تزریق کند. موسیمانه به ظاهر همه چیز را دارد. اما نوع مصاحبه او بعد از دیدار با خیبر نشان داد که او شباهتهای زیادی به فوتبال ایرانی دارد. اما باز هم مشکل این نیست. مشکل بزرگتر این است که او هواخواهان زیادی در ایران ندارد و همین مشکل او را چند برابر میکند. این برای خودش یک چالش بزرگ است. او چگونه میخواهد این شرایط را مدیریت کند؟ تسخیر قلب هواداران و البته پیشکسوتان پرتعداد استقلالی کار راحتی نیست و زحمت زیادی را می طلبد. اگر او هواداران و پیشکسوتان را با خود نداشته باشد انگار هیچ چیز ندارد.
ویرانههای فنی
علاوه بر چالشهای یاد شده موسیمانه باید یک ویرانه را درست کند. این ویرانه در واقع مسائل فنی است که هیچ یک از آنها این فصل در استقلال به درستی اجرا نمیشود. استقلال از ابتدای فصل با مشکل دروازه مواجه است. افت حسینی در این پست در واقع افت استقلال است. دفاع استقلال نیز در تله مهاجمان سرعتی میافتد و علاوه بر آن بازیکنان مدام «جا» میمانند. حفرههای خط دفاع استقلال پرنشدنی به نظر میرسد. در کنار چالشهای عمده خط دفاع بازیسازی نیز در استقلال به درستی انجام نمیشود و مشکل گلزنی در تیم به عامل اصلی ناکامیها تبدیل میشود. کوه مشکلات تاکتیکی روی سر موسیمانه ریختهاند. البته او همین ابتدا یک ویژگی مثبت از خود نشان داد؛ نمیخواهد تنها باشد و نمیخواهد تنها بماند. این را از ارتباط گیری خوب با پیشکسوتان میشود متوجه شد. اما باز هم این کافی نیست.
موسیمانه، یک غریبه
او یک غریبه است. هرچقدر هم آسمان و ریسمان را به هم ببافد وبعد ازشکست سنگین مقابل خیبر بازیکنان استقلال را به روش های مرسوم در فوتبال ایران از دم تیغ بگذراند باز هم غریبه ای بیش نیست، غریبه ای که کمتر هواداری هم دارد. نکته غم اگیز این است که او در مدت زمانی کوتاه اینچنین نامحبوب شده است. شاید هواداران و کل خانواده استقلال حق دارند. بعد از دردسرهای فراوان دوران نکونام استقلال یک مربی مقتدر و صاحب سبک میخواست. هنوز هم البته دیر نیست. موسیمانه میتواند این ویژگیها را از خود نشان بدهد؟




