صبر و امید در «صدای قلب من»
در میان حجم بالای سریالهای متنوع که این روزها در تلویزیون و پلتفرمهای دیجیتال پخش میشوند، «صدای قلب من» سر و شکل متفاوتی دارد؛ سریالی که تنها به روابط عاشقانه نمیپردازد، بلکه تلاش میکند مفاهیم اخلاقی، انسانی و معنوی را به شکل طبیعی و بدون شعار منتقل کند و مخاطب را با قصهای واقعی و ملموس همراه سازد. محورهایی مانند صبر، انتظار، ایمان و انتخابهای اخلاقی،در دل قصه قرار گرفتهاند و عشق تنها بستر پرکشش برای رساندن این پیامهاست.
اکبر یداللهی - گروه رسانه
همزمان با پخش این مجموعه هفتقسمتی از شبکه دو، با رسول آذرسرا، تهیهکننده اثر،گفتوگو کردیم تا از دغدغههای شکلگیری سریال، همکاری با محمدمهدی چوپانی، انتخاب بازیگران و ویژگیهای داستانی که باعث میشود مخاطب با صدای قلب من ارتباط برقرار کند، بیشتر بدانیم. این سریال میخواهد به مخاطب یادآوری کند که حتی در دل سختیها و انتظارها، امید و انسانیت هنوز زنده است و میتواند قصهای متفاوت از تلویزیون امروز بسازد.
قصه عشق و امید
آذرسرا درخصوص دغدغهای که باعث شکل گرفتن این مجموعه شد، به جامجم میگوید: دغدغه اصلی ما روایت قصهای بود که ضمن جذابیت و داستانپردازی، مفاهیم عمیق اخلاقی و اعتقادی را بدون شعار و اغراق مطرح کند بر مخاطب تاثیر بگذارد. از همان ابتدا بهدنبال قصهای بودیم که در عین سادگی، بتواند با احساسات و تجربههای واقعی انسانها ارتباط برقرار کند و آنها را درگیر کند. صدای قلب من داستان عشق، فراق، امید و آزمونهای انسانی است؛ مفاهیمی که همیشه دغدغه انسان معاصر بوده و همچنان هستند. ما احساس کردیم مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به روایتهایی نیاز دارد که نه تنها سرگرمکننده باشد، بلکه در کنار درام و کشش داستان، حس امید و حال خوب را هم منتقل کند، بنابراین هدف ما ساخت اثری بود که تماشاگر را با خودش همراه کند، او را در تجربههای انسانی شخصیتها شریک سازد و پیامهای اخلاقی و انسانی را بهگونهای منتقل کند که نه فقط قابلفهم باشد، بلکه لمس شود و در ذهن باقی بماند.
وی در اشاره به مفاهیم اخلاقی و انسانی این مجموعه هم بیان میکند: ما قصد نداشتیم صرفا یک ملودرام عاشقانه بسازیم که فقط قصهای سرگرمکننده روایت کند. برای ما عشق در داستان، بیشتر از یک محور رمانتیک، بستری پرکشش و مؤثر برای انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی بود؛ مفاهیمی مانند صبر، ایمان، اصالت، مسئولیت و انتخابهای اخلاقی در لایههای مختلف قصه تنیده شدهاند و تلاش ما این بود که مخاطب بتواند این ارزشها را در تجربه شخصیتها حس کند و با آنها همراه شود. به نظر من اگر یک اثر نمایشی تنها جنبه سرگرمی داشته باشد و نتواند چیزی به مخاطب اضافه کند، بخش مهمی از کارکرد خود را از دست داده است. صدای قلب من تلاش کرده تا تماشاگر هم درگیر قصه عاشقانه شود و هم با مفاهیم انسانی و اخلاقی اثر ارتباط برقرار کند؛ چیزی که به باور ما یکی از جذابترین و مؤثرترین الگوهای داستاننویسی برای مخاطب امروز است.
سریالی که روایتگر صداقت است
آذرسرا تاکید میکند: مخاطب همیشه براساس سلیقه خودش انتخاب میکند اما فکر میکنم مهمترین ویژگی صدای قلب من، صداقت و اصالت قصه است. ما تلاش نکردیم با اغراق، هیجانهای مصنوعی یا صحنههای پرتنش، مخاطب را غافلگیر کنیم. در مقابل، قصه برپایه احساسات واقعی انسانها ساخته شده و شخصیتها قابل لمس و باورپذیر هستند. ویژگی دیگر سریال، لطافت و در عینحال کشش و تعلیق قصه است. در سالهای اخیر بسیاری از آثار تلویزیونی و دیجیتال پر از خشونت و تنشهای شدید بودهاند؛ همین باعث شد که این ملودرام اخلاقمحور با ریتمی آرام، انسانی و در عینحال پرهیجان، خود را از سایر آثار متمایز کند. مخاطب امروز، در میان حجم بالای محتوا، بیش از هر زمان دیگری به داستانهایی نیاز دارد که علاوه بر سرگرمی، حس امید، انسانیت و آرامش را منتقل کنند. صدای قلب من تلاش کرده همین تجربه متفاوت را برای بیننده خلق کند؛ تجربهای که او را با شخصیتها همراه میکند و لحظاتی از احساس و تأمل واقعی را در دل زندگی روزمرهاش جاری میسازد. وی درخصوص همکاری با محمدمهدی چوپانی بهعنوان نویسنده و کارگردان پروژه میگوید: همکاری با آقای چوپانی از ابتدا با شناخت آثار پیشین ایشان شکل گرفت. من دو فیلم قبلی او، «آرزوهایت را به خاک نسپار» و «زینب» را دیدم و کیفیت بالای کارها، پرداخت دقیق به جزئیات انسانی و همچنین نزدیکی دیدگاه فکری و اعتقادات مذهبی، باعث شد تصمیم بگیریم این پروژه را با ایشان پیش ببریم. از همان ابتدا نگاه مشترکی نسبت به جهان قصه و اهداف اثر داشتیم. آقای چوپانی هم در نگارش فیلمنامه و هم در اجرای صحنهها تلاش کردند فضایی انسانی، ملموس و باورپذیر ایجاد کنند تا مخاطب با داستان و شخصیتها ارتباط برقرار کند. یکی از ویژگیهای بسیار مثبت این پروژه، همراهی کامل همه عوامل بود؛ از بازیگران گرفته تا تیم فنی، همه نسبت به جنس روایت و حالوهوای کار درک مشترکی داشتند و این هماهنگی، کیفیت نهایی اثر را بسیار ارتقا داد. همکاری نزدیک و همدلانه میان تیم تولید باعث شد صدای قلب من نه فقط یک داستان عاشقانه، بلکه اثری عمیق با لایههای انسانی و اخلاقی باشد که مخاطب امروز آن را حس کند و با آن همراه شود.
یکدستی در قصه و لحن با بازیگرانی همراه
آذرسرا درخصوص انتخاب بازیگران هم بیان میکند: برای ما مهمترین نکته در انتخاب بازیگران، باورپذیری و اخلاق حرفهای بود. تلاش کردیم ترکیبی از بازیگران محبوب و شناختهشده و جوانان مستعد و باانگیزه را کنار هم قرار دهیم تا در کنار تجربه، شور و انرژی تازهای به پروژه اضافه شود. این ترکیب باعث شد که نقشها هم واقعی و قابللمس بوده و هم جذابیت لازم برای مخاطب را داشته باشند. ما بهدنبال بازیگرانی بودیم که احساسات و موقعیتهای درونی شخصیتها را بدون اغراق و مصنوعیبودن منتقل کنند، تا مخاطب با داستان همراه شود و با شخصیتها همذاتپنداری کند.
قصه عشق و امید
آذرسرا درخصوص دغدغهای که باعث شکل گرفتن این مجموعه شد، به جامجم میگوید: دغدغه اصلی ما روایت قصهای بود که ضمن جذابیت و داستانپردازی، مفاهیم عمیق اخلاقی و اعتقادی را بدون شعار و اغراق مطرح کند بر مخاطب تاثیر بگذارد. از همان ابتدا بهدنبال قصهای بودیم که در عین سادگی، بتواند با احساسات و تجربههای واقعی انسانها ارتباط برقرار کند و آنها را درگیر کند. صدای قلب من داستان عشق، فراق، امید و آزمونهای انسانی است؛ مفاهیمی که همیشه دغدغه انسان معاصر بوده و همچنان هستند. ما احساس کردیم مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به روایتهایی نیاز دارد که نه تنها سرگرمکننده باشد، بلکه در کنار درام و کشش داستان، حس امید و حال خوب را هم منتقل کند، بنابراین هدف ما ساخت اثری بود که تماشاگر را با خودش همراه کند، او را در تجربههای انسانی شخصیتها شریک سازد و پیامهای اخلاقی و انسانی را بهگونهای منتقل کند که نه فقط قابلفهم باشد، بلکه لمس شود و در ذهن باقی بماند.
وی در اشاره به مفاهیم اخلاقی و انسانی این مجموعه هم بیان میکند: ما قصد نداشتیم صرفا یک ملودرام عاشقانه بسازیم که فقط قصهای سرگرمکننده روایت کند. برای ما عشق در داستان، بیشتر از یک محور رمانتیک، بستری پرکشش و مؤثر برای انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی بود؛ مفاهیمی مانند صبر، ایمان، اصالت، مسئولیت و انتخابهای اخلاقی در لایههای مختلف قصه تنیده شدهاند و تلاش ما این بود که مخاطب بتواند این ارزشها را در تجربه شخصیتها حس کند و با آنها همراه شود. به نظر من اگر یک اثر نمایشی تنها جنبه سرگرمی داشته باشد و نتواند چیزی به مخاطب اضافه کند، بخش مهمی از کارکرد خود را از دست داده است. صدای قلب من تلاش کرده تا تماشاگر هم درگیر قصه عاشقانه شود و هم با مفاهیم انسانی و اخلاقی اثر ارتباط برقرار کند؛ چیزی که به باور ما یکی از جذابترین و مؤثرترین الگوهای داستاننویسی برای مخاطب امروز است.
سریالی که روایتگر صداقت است
آذرسرا تاکید میکند: مخاطب همیشه براساس سلیقه خودش انتخاب میکند اما فکر میکنم مهمترین ویژگی صدای قلب من، صداقت و اصالت قصه است. ما تلاش نکردیم با اغراق، هیجانهای مصنوعی یا صحنههای پرتنش، مخاطب را غافلگیر کنیم. در مقابل، قصه برپایه احساسات واقعی انسانها ساخته شده و شخصیتها قابل لمس و باورپذیر هستند. ویژگی دیگر سریال، لطافت و در عینحال کشش و تعلیق قصه است. در سالهای اخیر بسیاری از آثار تلویزیونی و دیجیتال پر از خشونت و تنشهای شدید بودهاند؛ همین باعث شد که این ملودرام اخلاقمحور با ریتمی آرام، انسانی و در عینحال پرهیجان، خود را از سایر آثار متمایز کند. مخاطب امروز، در میان حجم بالای محتوا، بیش از هر زمان دیگری به داستانهایی نیاز دارد که علاوه بر سرگرمی، حس امید، انسانیت و آرامش را منتقل کنند. صدای قلب من تلاش کرده همین تجربه متفاوت را برای بیننده خلق کند؛ تجربهای که او را با شخصیتها همراه میکند و لحظاتی از احساس و تأمل واقعی را در دل زندگی روزمرهاش جاری میسازد. وی درخصوص همکاری با محمدمهدی چوپانی بهعنوان نویسنده و کارگردان پروژه میگوید: همکاری با آقای چوپانی از ابتدا با شناخت آثار پیشین ایشان شکل گرفت. من دو فیلم قبلی او، «آرزوهایت را به خاک نسپار» و «زینب» را دیدم و کیفیت بالای کارها، پرداخت دقیق به جزئیات انسانی و همچنین نزدیکی دیدگاه فکری و اعتقادات مذهبی، باعث شد تصمیم بگیریم این پروژه را با ایشان پیش ببریم. از همان ابتدا نگاه مشترکی نسبت به جهان قصه و اهداف اثر داشتیم. آقای چوپانی هم در نگارش فیلمنامه و هم در اجرای صحنهها تلاش کردند فضایی انسانی، ملموس و باورپذیر ایجاد کنند تا مخاطب با داستان و شخصیتها ارتباط برقرار کند. یکی از ویژگیهای بسیار مثبت این پروژه، همراهی کامل همه عوامل بود؛ از بازیگران گرفته تا تیم فنی، همه نسبت به جنس روایت و حالوهوای کار درک مشترکی داشتند و این هماهنگی، کیفیت نهایی اثر را بسیار ارتقا داد. همکاری نزدیک و همدلانه میان تیم تولید باعث شد صدای قلب من نه فقط یک داستان عاشقانه، بلکه اثری عمیق با لایههای انسانی و اخلاقی باشد که مخاطب امروز آن را حس کند و با آن همراه شود.
یکدستی در قصه و لحن با بازیگرانی همراه
آذرسرا درخصوص انتخاب بازیگران هم بیان میکند: برای ما مهمترین نکته در انتخاب بازیگران، باورپذیری و اخلاق حرفهای بود. تلاش کردیم ترکیبی از بازیگران محبوب و شناختهشده و جوانان مستعد و باانگیزه را کنار هم قرار دهیم تا در کنار تجربه، شور و انرژی تازهای به پروژه اضافه شود. این ترکیب باعث شد که نقشها هم واقعی و قابللمس بوده و هم جذابیت لازم برای مخاطب را داشته باشند. ما بهدنبال بازیگرانی بودیم که احساسات و موقعیتهای درونی شخصیتها را بدون اغراق و مصنوعیبودن منتقل کنند، تا مخاطب با داستان همراه شود و با شخصیتها همذاتپنداری کند.
تیتر خبرها




