معمار انقلاب؛ چهاردهه مجاهدت برای نهضت
نام امام خمینی بیش از هر چیز با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و پیروزی انقلاب اسلامی گره خورده اما واقعیت آن است که ظهور ایشان بهعنوان رهبر یک نهضت فراگیر، محصول سالها تلاش علمی، فرهنگی و سیاسی بود. هنگامی که در خرداد ۱۳۴۲ میلیونها ایرانی نام امام خمینی را بهعنوان رهبر اعتراضات علیه حکومت پهلوی بر زبان آوردند، او برای جامعه مذهبی ایران چهرهای ناشناخته نبود؛ بلکه فقیهی برجسته، استادی محبوب در حوزه علمیه قم، اندیشمندی منتقد و شخصیتی آشنا با تحولات سیاسی کشور بهشمار میرفت. در سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، بازخوانی سالهای پیش از ۱۵ خرداد نشان میدهد که نهضت امام، نتیجه یک تصمیم ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل روندی طولانی از مبارزه فکری، فرهنگی و سیاسی بود که از دهههای نخست قرن چهاردهم شمسی آغاز شد.
فتاح غلامی -دبیر گروه فرهنگ و هنر
روحالله موسوی خمینی در فضایی رشد یافت که ایران روزگار آشفتگیهای پس از مشروطه، ناامنیهای محلی و سپس استقرار دیکتاتوری رضاخان را تجربه میکرد. خود او بعدها بارها از خاطرات نوجوانی خویش سخن گفت؛ روزگاری که مردم خمین برای دفاع از جانومال خود در برابر اشرار و خوانین محلی ناچار به سنگربندی میشدند.
امام در سالهای بعد تصریح کرد که از نوجوانی با مفهوم مقاومت در برابر ظلم آشنا شده بود. این تجربههای نخستین، در کنار شهادت پدرش سیدمصطفی موسوی که در راه دفاع از حقوق مردم به قتل رسید، در شکلگیری روحیه ظلمستیزی وی نقش مهمی داشت.
ورود به قم و تبدیلشدن به یکی از چهرههای برجسته حوزه
با مهاجرت به قم و استقرار در حوزه تازهتاسیس این شهر، استعداد علمی امام خمینی بهسرعت آشکار شد. او در فلسفه، عرفان، فقه و اصول به یکی از برجستهترین استادان حوزه تبدیل شد و حلقه گستردهای از شاگردان را پیرامون خود گرد آورد. در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، درسهای فلسفه و عرفان امام از پررونقترین محافل علمی حوزه بود. بسیاری از شخصیتهای اثرگذار انقلاب اسلامی از شاگردان این جلسات بودند.
ویژگی مهم این کلاسها آن بود که صرفا به مباحث سنتی محدود نمیشد. امام معتقد بود روحانیت نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت باشد. همین نگاه، او را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکرد.
دفاع از حوزه در عصر رضاخان
با قدرتگیری رضاخان، سیاست سازمانیافته مقابله با دین و روحانیت آغاز شد. محدودیت مراسم مذهبی، کشف حجاب، کنترل حوزههای علمیه و تلاش برای سکولاریزهکردن جامعه از جمله برنامههای حکومت بود.
در چنین فضایی، امام خمینی ضمن حمایت کامل از زعامت آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، حفظ حوزه علمیه قم را مهمترین سنگر مقابله با سیاستهای ضد دینی حکومت میدانست. پس از درگذشت آیتالله حائری در سال ۱۳۱۵، خطر فروپاشی حوزه قم جدی شد. امام در کنار گروهی از علما برای حفظ انسجام حوزه تلاش کرد و بعدها نیز از مهمترین حامیان انتقال آیتالله سیدحسین بروجردی به قم و تثبیت مرجعیت واحد شیعه شد.
نخستین مانیفست سیاسی امام
شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه، فضای نسبتا بازی در کشور ایجاد کرد. امام خمینی این فرصت را مغتنم شمرد و در سال ۱۳۲۲ کتاب «کشف الاسرار» را منتشر کرد.
این کتاب در ظاهر پاسخی به کتاب «اسرار هزارساله» نوشته علیاکبر حکمیزاده بود؛ اثری که برخی باورهای شیعی و جایگاه روحانیت را مورد حمله قرار داده بود اما اهمیت کشف الاسرار تنها در پاسخگویی کلامی به شبهات مذهبی خلاصه نمیشد.
امام در این اثر، به نقد صریح حکومت پهلوی پرداخت و از عملکرد بیستساله رضاخان پرده برداشت. او سیاستهای ضد دینی حکومت را عامل تضعیف هویت اسلامی جامعه دانست و برای نخستینبار بهشکلی نسبتا منسجم از ضرورت تشکیل حکومت مبتنی بر احکام اسلام سخن گفت.
از این منظر، کشف الاسرار را میتوان نخستین مانیفست سیاسی امام خمینی و یکی از مهمترین متون فکری زمینهساز انقلاب اسلامی دانست.
نخستین ندای قیام
در بررسی سیر مبارزاتی امام خمینی(ره)، توجه به نخستین بیانیه سیاسی ایشان تصویری جامع ارائه میدهد. سندی تاریخی که در یازدهم جمادیالاول سال ۱۳۶۳ قمری (۱۳۲۳ شمسی) به قلم امام در دفتر مرحوم حجتالاسلام وزیری یزدی نگاشته شد، امروز بهعنوان نخستین بیانیه سیاسی شناختهشده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود. امام خمینی در این متن، با استناد به آیه شریفه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَه أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى»، «قیام لله» را یگانه راه اصلاح جهان معرفی میکنند و با زبانی صریح، عوامل انحطاط جامعه اسلامی را در خودخواهی، تفرقه و سکوت در برابر ظلم میدانند. اهمیت این نوشته آنجاست که نزدیک به دو دهه پیش از آغاز نهضت اسلامی و سالها قبل از قیام ۱۵ خرداد، امام از ضرورت وحدت علما، مقابله با استبداد و دفاع از هویت دینی سخن میگوید.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است.» عبارتی که بعدها در سخنرانیهای رمضانی امام و دعوت مکرر ایشان به مسئولیتپذیری اجتماعی مسلمانان بازتاب یافت.
این سند تاریخی همچنین نشان میدهد که از نگاه امام، مبارزه صرفا یک کنش سیاسی نبود، بلکه ریشه در یک تکلیف الهی داشت. به همین دلیل ماه رمضان نیز در اندیشه ایشان تنها موسم عبادت فردی تلقی نمیشد، بلکه فرصتی برای بیداری اجتماعی، احیای مسئولیت دینی و بسیج عمومی در برابر ظلم بهشمار میرفت.




