رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «جامجم»: حمایت و توجه به نسخ خطی به مثابه میراثی ارزشمند برای آیندگان است
نسخههای خطی؛ حافظه مکتوب یک ملت
هفدهمین دوره «آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی» با همکاری مشترک سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، خانه کتاب و ادبیات، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و بنیاد موقوفه دکتر محمود افشاری روز شانزدهم شهریورماه برگزار میشود.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
در این دوره، ضمن تجلیل از مقام علمی استاد علی صدرایی خویی، محقق، کتابشناس، فهرستنگار و مصحح، از پدیدآورندگان آثار شاخص و چهرههای برگزیده حوزه نسخهشناسی، نسخهپژوهی، تصحیح متون و سایر حوزههای مرتبط با نسخ خطی تقدیر به عمل میآید. انتخاب و معرفی برترین فعالیتهای ترویجی در زمینه سیاستگذاری، ارزیابی و قیمتگذاری نسخ خطی، صحافی، مرمت، دیجیتالسازی، اهدای مجموعههای شخصی نسخ و اسناد به کتابخانهها، انتشار نشریات و ... از محورهای این آیین است. به این بهانه با مسعود معینیپور، رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی درباره این رویداد به گفتوگو نشستهایم.
با توجه به اینکه بزرگداشت حامیان نسخ خطی در آستانه هفدهمین دوره است، اساسا اهمیت و جایگاه نسخ خطی را در شرایط کنونی در جامعه چطور ارزیابی میکنید و عامه مردم چقدر نسبت به اهمیت این حیطه آگاهی دارند؟
به نظرم برای پاسخ به این پرسش، باید از یک نکته اساسی شروع کرد: نسخ خطی صرفا اشیای قدیمی و ارزشمند نیستند؛ آنها بخشی از حافظه مکتوب و ابزار شناخت تاریخ، فرهنگ، اندیشه و هویت جامعه ایرانی محسوب میشوند. اتفاقا شعار هفدهمین دوره، «میراث دیروز، اندیشه امروز»، همین پیوند میان گذشته و امروز را بهخوبی بیان میکند. این دوره پس از یک وقفه چندساله، قرار است ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شود.
وظیفه ما نسبت به این میراث، در درجه اول حفظ آنهاست، اما تبدیل این گنجینه به دادههای ارزشمند و بازنمایی جهانی آن باید در اولویت قرار گیرد. دارایی تراثی ما این قابلیت تولید تاریخ جدید را دارد که باید از این ظرفیت استفاده کنیم. من معتقدم نسخ خطی را نباید صرفا بهعنوان کتابهایی قدیمی و نفیس نگاه کرد. نسخه خطی در واقع بخشی از حافظه مکتوب یک ملت است؛ در آن علاوه بر متن یک اثر، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگی، شیوههای آموزش و انتقال دانش، زبان و ادبیات، علوم، هنر، کتابآرایی و حتی مناسبات فکری و اجتماعی دورههای مختلف تاریخی وجود دارد.
به همین دلیل، اهمیت نسخ خطی فقط در قدمت یا ارزش مادی آنها نیست. گاهی نسخهای هرچند از نظر ظاهری چندان نفیس نیست، اما برای شناخت یک دوره تاریخی، یک جریان فکری یا حتی تصحیح و بازسازی یک متن، ارزشی علمی و فوقالعاده دارد. بنابراین صیانت از نسخ خطی در حقیقت صیانت از بخشی از هویت و حافظه فرهنگی جامعه است. از سوی دیگر، در شرایط امروز، اهمیت این حوزه شاید بیش از گذشته باشد. ما در دورهای زندگی میکنیم که سرعت تولید و گردش اطلاعات بسیار زیاد است و بخش قابل توجهی از ارتباطات ما به فضای دیجیتال منتقل شده است. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم ارتباط نسل جدید را با ریشههای فکری و فرهنگی خود حفظ کنیم، باید میراث مکتوب گذشته را از حالت یک گنجینه صرفا تخصصی خارج و آن را به بخشی از زندگی فرهنگی جامعه تبدیل کنیم. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد و آن، میزان آگاهی عمومی از اهمیت نسخ خطی است. به اعتقاد من، آگاهی عمومی در این زمینه هنوز متناسب با اهمیت این میراث نیست. بسیاری از مردم وقتی صحبت از نسخه خطی میشود، پیش از هر چیز به یک کتاب بسیار قدیمی، گرانقیمت و احتمالا موزهای فکر میکنند؛ درحالیکه ابعاد واقعی این حوزه بسیار گستردهتر است. نسخه خطی میتواند یک منبع زنده برای پژوهش در تاریخ، ادبیات، فلسفه، علوم، هنر و جامعهشناسی باشد. این فاصله میان اهمیت واقعی نسخ خطی و شناخت عمومی از آن، تا حدی به شیوه معرفی این میراث نیز بازمیگردد. اگر نسخه خطی فقط در ویترین نمایش داده شود، طبیعی است که برای بخش بزرگی از جامعه، بهخصوص نسل جوان، موضوعی دور از دسترس و تخصصی به نظر برسد اما اگر بتوانیم محتوای این آثار را با زبان امروز معرفی و از ظرفیت نمایشگاهها، رسانهها، شبکههای اجتماعی، پادکستها، مستندها و فناوریهای دیجیتال استفاده کنیم، ارتباط بسیار مؤثرتری میان جامعه امروز و این میراث برقرار خواهد شد.
در یک سال گذشته باتوجه به دو جنگ 12 روزه و رمضان، جامعه بیش از گذشته به سمت و سوی مفهوم هویت ملی توجه نشان داده است، چنانچه بزرگداشت فردوسی، روز زبان فارسی و دیگر مناسبتها حکایت از این مسأله دارد که مردم علاقهمندند تاریخ و فرهنگ گذشته خود را بشناسند، بااین حال برگزاری این مراسم و تکریم حامیان نسخ خطی چقدر میتواند در تقویت هویت ملی نقش داشته باشد؟
حتما. بهنظرم این سؤال فرصت خوبی است که پاسخ از سطح «اهمیت نسخ خطی» فراتر برود و به یک بحث کلانتر یعنی رابطه میراث مکتوب با هویت ملی برسد. فقط بهتر است هویت ملی را مفهومی فراگیر، تاریخی و فرهنگی بدانیم، نهصرفا واکنشی به رویدادهای سیاسی یا نظامی. با توجه به التفات بیشتر جامعه به مفهوم هویت ملی در یک سال گذشته، برگزاری مراسمی مانند بزرگداشت حامیان نسخ خطی و تکریم فعالان این حوزه، نقش مهمی در تقویت هویت ملی نقش دارد. زیرا اگر بخواهیم درباره هویت ملی بهشکل عمیق و ماندگار صحبت کنیم، باید آن را فراتر از واکنشهای مقطعی به حوادث و رویدادهای روز ببینیم. هویت ملی حاصل یک پیوستار تاریخی است؛ مجموعهای از زبان، ادبیات، اندیشه، دانش، هنر، خاطره تاریخی و میراث فرهنگی که در طول قرنها شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. از این منظر، نسخ خطی یکی از مهمترین منابع شناخت این پیوستار تاریخی هستند. در واقع، نسخه خطی فقط یک کتاب قدیمی نیست که بدانیم در چهسالی و توسط چهکسی نوشته شده است. هر نسخه میتواند تصویری از یک دوره از زندگی فکری و فرهنگی مردم این سرزمین به ما ارائه دهد. وقتی یک نسخه پزشکی را مطالعه میکنیم، با تاریخ دانش و طب مواجه میشویم؛ وقتی یک نسخه ادبی را میخوانیم، با زبان و ذوق ادبی مردم یک دوره روبهرو میشویم؛ در یک کتاب تاریخی، نگاه انسانهای آن دوره به گذشته و جامعه خود را میبینیم و در یک نسخه فلسفی یا عرفانی، با بخشی از تاریخ اندیشه مواجه میشویم.
با توجه به اینکه بزرگداشت حامیان نسخ خطی در آستانه هفدهمین دوره است، اساسا اهمیت و جایگاه نسخ خطی را در شرایط کنونی در جامعه چطور ارزیابی میکنید و عامه مردم چقدر نسبت به اهمیت این حیطه آگاهی دارند؟
به نظرم برای پاسخ به این پرسش، باید از یک نکته اساسی شروع کرد: نسخ خطی صرفا اشیای قدیمی و ارزشمند نیستند؛ آنها بخشی از حافظه مکتوب و ابزار شناخت تاریخ، فرهنگ، اندیشه و هویت جامعه ایرانی محسوب میشوند. اتفاقا شعار هفدهمین دوره، «میراث دیروز، اندیشه امروز»، همین پیوند میان گذشته و امروز را بهخوبی بیان میکند. این دوره پس از یک وقفه چندساله، قرار است ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شود.
وظیفه ما نسبت به این میراث، در درجه اول حفظ آنهاست، اما تبدیل این گنجینه به دادههای ارزشمند و بازنمایی جهانی آن باید در اولویت قرار گیرد. دارایی تراثی ما این قابلیت تولید تاریخ جدید را دارد که باید از این ظرفیت استفاده کنیم. من معتقدم نسخ خطی را نباید صرفا بهعنوان کتابهایی قدیمی و نفیس نگاه کرد. نسخه خطی در واقع بخشی از حافظه مکتوب یک ملت است؛ در آن علاوه بر متن یک اثر، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگی، شیوههای آموزش و انتقال دانش، زبان و ادبیات، علوم، هنر، کتابآرایی و حتی مناسبات فکری و اجتماعی دورههای مختلف تاریخی وجود دارد.
به همین دلیل، اهمیت نسخ خطی فقط در قدمت یا ارزش مادی آنها نیست. گاهی نسخهای هرچند از نظر ظاهری چندان نفیس نیست، اما برای شناخت یک دوره تاریخی، یک جریان فکری یا حتی تصحیح و بازسازی یک متن، ارزشی علمی و فوقالعاده دارد. بنابراین صیانت از نسخ خطی در حقیقت صیانت از بخشی از هویت و حافظه فرهنگی جامعه است. از سوی دیگر، در شرایط امروز، اهمیت این حوزه شاید بیش از گذشته باشد. ما در دورهای زندگی میکنیم که سرعت تولید و گردش اطلاعات بسیار زیاد است و بخش قابل توجهی از ارتباطات ما به فضای دیجیتال منتقل شده است. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم ارتباط نسل جدید را با ریشههای فکری و فرهنگی خود حفظ کنیم، باید میراث مکتوب گذشته را از حالت یک گنجینه صرفا تخصصی خارج و آن را به بخشی از زندگی فرهنگی جامعه تبدیل کنیم. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد و آن، میزان آگاهی عمومی از اهمیت نسخ خطی است. به اعتقاد من، آگاهی عمومی در این زمینه هنوز متناسب با اهمیت این میراث نیست. بسیاری از مردم وقتی صحبت از نسخه خطی میشود، پیش از هر چیز به یک کتاب بسیار قدیمی، گرانقیمت و احتمالا موزهای فکر میکنند؛ درحالیکه ابعاد واقعی این حوزه بسیار گستردهتر است. نسخه خطی میتواند یک منبع زنده برای پژوهش در تاریخ، ادبیات، فلسفه، علوم، هنر و جامعهشناسی باشد. این فاصله میان اهمیت واقعی نسخ خطی و شناخت عمومی از آن، تا حدی به شیوه معرفی این میراث نیز بازمیگردد. اگر نسخه خطی فقط در ویترین نمایش داده شود، طبیعی است که برای بخش بزرگی از جامعه، بهخصوص نسل جوان، موضوعی دور از دسترس و تخصصی به نظر برسد اما اگر بتوانیم محتوای این آثار را با زبان امروز معرفی و از ظرفیت نمایشگاهها، رسانهها، شبکههای اجتماعی، پادکستها، مستندها و فناوریهای دیجیتال استفاده کنیم، ارتباط بسیار مؤثرتری میان جامعه امروز و این میراث برقرار خواهد شد.
در یک سال گذشته باتوجه به دو جنگ 12 روزه و رمضان، جامعه بیش از گذشته به سمت و سوی مفهوم هویت ملی توجه نشان داده است، چنانچه بزرگداشت فردوسی، روز زبان فارسی و دیگر مناسبتها حکایت از این مسأله دارد که مردم علاقهمندند تاریخ و فرهنگ گذشته خود را بشناسند، بااین حال برگزاری این مراسم و تکریم حامیان نسخ خطی چقدر میتواند در تقویت هویت ملی نقش داشته باشد؟
حتما. بهنظرم این سؤال فرصت خوبی است که پاسخ از سطح «اهمیت نسخ خطی» فراتر برود و به یک بحث کلانتر یعنی رابطه میراث مکتوب با هویت ملی برسد. فقط بهتر است هویت ملی را مفهومی فراگیر، تاریخی و فرهنگی بدانیم، نهصرفا واکنشی به رویدادهای سیاسی یا نظامی. با توجه به التفات بیشتر جامعه به مفهوم هویت ملی در یک سال گذشته، برگزاری مراسمی مانند بزرگداشت حامیان نسخ خطی و تکریم فعالان این حوزه، نقش مهمی در تقویت هویت ملی نقش دارد. زیرا اگر بخواهیم درباره هویت ملی بهشکل عمیق و ماندگار صحبت کنیم، باید آن را فراتر از واکنشهای مقطعی به حوادث و رویدادهای روز ببینیم. هویت ملی حاصل یک پیوستار تاریخی است؛ مجموعهای از زبان، ادبیات، اندیشه، دانش، هنر، خاطره تاریخی و میراث فرهنگی که در طول قرنها شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. از این منظر، نسخ خطی یکی از مهمترین منابع شناخت این پیوستار تاریخی هستند. در واقع، نسخه خطی فقط یک کتاب قدیمی نیست که بدانیم در چهسالی و توسط چهکسی نوشته شده است. هر نسخه میتواند تصویری از یک دوره از زندگی فکری و فرهنگی مردم این سرزمین به ما ارائه دهد. وقتی یک نسخه پزشکی را مطالعه میکنیم، با تاریخ دانش و طب مواجه میشویم؛ وقتی یک نسخه ادبی را میخوانیم، با زبان و ذوق ادبی مردم یک دوره روبهرو میشویم؛ در یک کتاب تاریخی، نگاه انسانهای آن دوره به گذشته و جامعه خود را میبینیم و در یک نسخه فلسفی یا عرفانی، با بخشی از تاریخ اندیشه مواجه میشویم.




