printlogo


روزی روزگاری خلیج‌فارس

هنوز اسمی از کشورهای سواحل‌جنوبی خلیج‌فارس نبود. شیخ‌نشین‌های کوچکی در حاشیه خلیج‌فارس شکل‌گرفته بودند و روزی‌شان از دریا می‌رسید؛ البته نه مثل همه صیادانی که روزی‌شان را از دریا می‌گیرند و قسمت عمده‌ای از روزی دریایی‌شان از راهزنی دریایی به‌دست می‌آمد. تا این که پای کشتی‌های بریتانیایی به آب‌های خلیج‌فارس باز شد. کمپانی هندشرقی راه افتاده بود و بریتانیایی‌ها بدشان نمی‌آمد آب‌های این منطقه را نیز تحت‌سیطره خودشان داشته باشند و اشراف کامل بر هر رفت‌وآمدی که در این منطقه صورت می‌گیرد. از طرفی راهزنی قواسم هم موی دماغ‌شان شده بود و باید به‌شان ملک و سرزمین می‌دادند و حمایت‌شان می‌کردند که دریا را برای‌شان ناامن نکنند. هر چه بود پرچم شیخ‌نشین‌های جنوبی خلیج‌فارس در برخی جزایر ایرانی بالا رفت. ناصرالدین‌شاه قاجار، وزیر مختار انگلیس را به دربار فراخواند و اعتراض کرد. وزیر مختار بعدا در نامه‌ای نوشت که این جزایر متعلق به شیخ‌نشین‌هاست. از دربار قاجار اصرار و از انگلیسی‌ها انکار!نهایت امر دربار قاجار به سفارت انگلیس نوشت که در نقشه‌ای که خودتان برای ما کشیده‌اید، جزایر به رنگ مرزهای ایران کشیده شده‌اند و کلی سند و مدرک دیگر را هم ضمیمه نامه کرد. انگلیسی‌ها که ناچار به پذیرش تجاوزشان شده بودند نامه‌ای نوشتند که حرفش این بود: شما که نیروی دریایی درست و درمانی برای حفاظت از آب‌هایتان ندارید، ما اینجا هستیم تا امنیت خلیج‌فارس را تأمین کنیم!
و این‌گونه به اشغال‌شان ادامه دادند و دربار قاجار هم حرفی برای گفتن نداشت. نیروی دریایی ایران به معنی واقعی کلمه وجود خارجی نداشت که بخواهد از آب‌ها دفاع کند. بعدها حکومت پهلوی هم که کم‌کم داشت نیروی دریایی تشکیل می‌داد نتوانست حریف خارجی‌های خلیج‌فارس شود. راستش چون همان نیروی دریایی را هم مدیون آنها بود.
حالا اما تاریخ را که ورق می‌زنیم می‌بینیم چه راه درازی را در دفاع از آب‌های خلیج‌فارس آمده‌ایم. حالا بعد از 150سال از آن نامه‌نگاری‌ها خبر می‌رسد که نیروی دریایی ایران جلوی دزدی آمریکایی‌ها از نفتکش ایرانی را گرفته و با اقتدار جلوی ابرقدرت دنیا در آب‌های خلیج‌فارس ایستاده است.