printlogo


این یک اثر غیرتاریخی است که به زبان عامه مردم نگارش شده
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
حمیدرضا جوانبخت نویسنده کتاب موتورسوار چمران



امیدوارم این چند سطری که راجع به کتاب «موتورسوار چمران» نگاشته می‌شود حکایت آن ماست‌فروشی نباشد که از ماست تُرش خود، تعریف می‌کرد. هرچند هرکس موتورسوار چمران را بخواند به‌خوبی متوجه این موضوع خواهد شد که مالکیت حقیقی اثر با نویسنده نیست و اگر خواننده با خواندن کتاب به لذت و آرامشی دست پیدا می‌کند طبعا نتیجه حضور افرادی از جنس آسمان در این کتاب است که دنیا و زیست این روزهای ما کیلومترها با منش این افراد فاصله دارد و هر یک از ما تشنه شنیدن از دنیای یکی از آنها هستیم. کتاب موتورسوار چمران خاطرات بخشی از زندگی مردی به نام آقاسید عباس حیدر رابوکی است. از آن آدم‌های خوش‌دهان و خاطره‌بازی که احتمالا هریک از شما در زندگی خود چندتایی از آنها را دیده‌اید. در خانواده، فامیل یا شاید در اتوبوس و تاکسی پای صحبت‌های شیرین‌شان نشسته‌اید و با گنجینه خاطرات‌شان به دنیایی از جنس عشق و صفا سفر کرده‌اید. سیدعباس مثل بسیاری از آدم‌هایی که در زمان مناسب در جای مناسبی قرار گرفته‌اند در ماه‌های ابتدایی یورش ارتش بعث عراق به خاک کشورمان یعنی در آبان ۱۳۵۹ به‌صورت کاملا اتفاقی راهی جبهه‌های جنگ می‌شود و به سوی سرنوشت خودش سفر می‌کند.
 به زبان بچه‌های امروز، سیدعباس زمانی که راهی جبهه می‌شود جوانی «ارزشی» و «حزب اللهی» به معنای رایج خودش نیست و با برنامه قبلی به جبهه نمی‌رود. همین بی‌برنامگی و تفاوت او و رفقایش با فضای جبهه و سایر رزمندگان تناقضی را ایجاد می‌کند که طبیعتا برای خوانندگان جذاب است. تناقضی که مسعود ده‌نمکی در دهه ۸٠ برپایه آن «اخراجی‌ها» را خلق کرد البته قضاوت راجع به موفقیت یا ناکامی آن را باید به‌‌عهده مردم گذاشت.  این‌که جوانان موتورسوار تهران که طبیعتا با یک سبک زندگی متفاوت و خوشگذران کاملا با فضای انقلابی جبهه‌ها بیگانه‌اند، چگونه و طی چه فرآیندی راهی اهواز می‌شوند و چگونه دل در گروی آن خاک و قهرمانانش می‌بازند، در جبهه جنوب ماندگار می‌شوند و چه خاطرات تلخ، شیرین و بعضا بسیار هیجان‌انگیزی را پشت سر می‌گذارند، محور اصلی روایت ما در موتورسوار چمران است.
پرداختن به دفاع ملی هر کشوری و در هر برهه‌ای از تاریخ جذاب است و زمانی که سخن از دفاع مردمی ایرانیان در طول هشت سال جنگ ایران و عراق به میان می‌آید نمی‌توان از ستاد جنگ‌های نامنظم یاد نکرد. ستادی که کاملا مردم‌نهاد و غیردولتی بود. این ستاد در ماه‌های ابتدایی شروع جنگ، زمانی که احزاب سیاسی در تهران مشغول جنگ قدرت بودند و حمله مرزی عراق به خاک کشورمان میان این همهمه‌ها گم شده بود توسط مرد بزرگی به نام مصطفی چمران بنیان نهاده شد و در مدت کوتاهی توانست با دست خالی و به کمک ارتشیان غیور، ماشین جنگی عراق را متوقف کند و آنها را پشت دروازه‌های اهواز نگاه دارد.  تاریخ فراز و فرود ستاد جنگ‌های نامنظم و حماسه‌ دلیرمردانش در کتاب موتورسوار
چمران ــ به‌نظر می‌رسد برای اولین‌بار تا امروز ــ به تفصیل روایت شده‌است. از آن ابتدا که دکتر چمران جوانانی از اقشار مختلف جامعه مانند کاسب، دانشجو، بقال، بازاری، آهنگر و... که اتفاقا هیچ‌کدام نگاه و سبک زندگی شبیه به هم نداشتند را گرد هم می‌آورد و آنها را راهی جنوب کشور می‌کند تا آزادسازی دهلاویه، شهادت فرماندهان قهرمان و سرانجام ستاد با شهادت مصطفی چمران، همه این بخش‌ها در موتورسوار چمران با دقت برای شما از زبان سیدعباس، نیروی اطلاعات و عملیات ستاد جنگ‌های نامنظم روایت شده است. سید عباس و رفقایش یعنی جوانان قهرمان موتورسواری تهران یکی از ده‌ها گروه دلدادگان چمران بودند که روزگاری تمام دغدغه زندگی‌شان موتورسواری بود و شاید هیچ‌گاه خیال نمی‌کردند روزی مانند سایر رزمندگان راهی جنگ شوند. قطعا حیف است اگر به این نکته اشاره نکنم که در فصل‌های ابتدایی این کتاب که سید‌عباس از کودکی تا ۲۲ سالگی‌اش را روایت می‌کند بدون شک نکات دلنشینی از زیست و زندگی نوجوانان و جوانان دهه 40 و 50 تهرانی روایت می‌شود و شمه‌ای از تهران قدیم را به تصویر می‌کشد. کسانی که بار انقلاب و جنگ را با کمک سایر جوانان ایرانی بر دوش کشیدند و اغلب‌شان اکنون در دهه‌های هفتم و هشتم زندگی به سر می‌برند و پیرمردان امروز جامعه ما هستند.  سایه بلند دکتر چمران همواره از ابتدا تا انتها بر سر کتاب است و اصلا در صفحات ابتدایی کتاب حضور مستقیم دارد و راوی را شخصا به همراهی با ستاد جنگ‌های نامنظم در جبهه‌های جنوب دعوت می‌کند. از شهید چمران که بگذریم در این کتاب سرگذشت و یاد مردان مردی روایت می‌شود که هرکدام قهرمانان دیروز و امروز کشور ما هستند اما از بد روزگار نام‌شان در کشاکش روزمرگی‌های ما گم شده و گمنام باقی مانده‌اند. از میان آن دلیرمردان شاید بتوان به سروان شهید ایرج رستمی اشاره کرد که سیدعباس کتاب ما در آن یک‌سال و یک ماهی که در جبهه بوده بسیار تحت تأثیر شخصیت پرکشش این مرد قرار گرفته است.  بی‌تعارف بگویم موتورسوار چمران هم اثری تاریخی هست و هم نیست. این کتاب از جنس تاریخ است. اگر روزگاری مورخی بخواهد به تاریخ ستاد جنگ‌های نامنظم بپردازد یا اعزام جوانان تهرانی به جبهه‌های جنوب و مقاومت ابتدایی ایرانیان در برابر تجاوز همسایه غربی، آزادسازی سوسنگرد، تپه‌های ا...اکبر، بستان و دهلاویه را بررسی کند، قطعا بی‌نیاز از این کتاب نیست. اثری غیر‌تاریخی است از این جهت که بر‌خلاف بسیاری از کتب تاریخی به زبان عامه مردم نگارش شده است و می‌تواند مورد پسند هر ایرانی اعم از زن و مرد، پیر و جوان یا حتی کودک و نوجوان قرار بگیرد.