printlogo


یک روایت تاریخی در کنار بی‌نهایت روایت مکتوب و شفاهی و حتی ناگفته
تلاش حق ماست؛ دانستن هم
کوروش علیانی نویسنده کتاب متاستاز اسرائیل

 به من گفته‌اند درباره آخرین کتابم «متاستاز اسرائیل» متنی بنویسم که کتاب را به خواننده احتمالی معرفی کند و من همیشه می‌ترسم از اینکه بقالی باشم که از شیرینی ماستم بگویم و بعد اعتماد مشتری را از دست بدهم.
دیدم عاقلانه‌ترین کار این است که بخش‌هایی از متن کتاب را که بنا است گزارش فصل‌های کتاب باشند کوتاه کنم و پیش روی خواننده بگذارم و اینک حاصل این تلاش پیش روی شما است.
من نویسنده باید به این پرسش که میان این حجم عظیم فریادهای مرگ بر اسرائیل که از رسانه‌های کشورمان می‌شنویم، نوشتن چنین کتابی چه لزومی داشت پاسخ بدهم.
این کتاب یک روایت تاریخی است که در پی بررسی یک موضوع خاص است؛ پیوستگی-ناپیوستگی تبعیض، ترور و تعدی در طول زمان در اسرائیل.
من سال‌ها درباره اسرائیل خوانده‌ام، خبرها را دنبال کرده‌ام، هزاران قطعه عکس و صدها تکه فیلم را سر فرصت نگاه کرده‌ام و گمان می‌کنم پیوستگی ترور و تعدی و تبعیض از ۱۹۴۴ تا همین امروز هرگز قطع نشده است.
این کتاب یک روایت تاریخی است در کنار بی‌نهایت روایت مکتوب و شفاهی و حتی ناگفته که هر آن شکل می‌گیرند، فرو می‌ریزند، عقب می‌روند و جلو می‌آیند. روایتی که بنا دارد داده‌های عینی را حذف نکند، خود را به سمت تبلیغات و یارگیری فرقه‌ای، قومی یا مانند آن سوق ندهد، تا حد امکان فراگیر اما محدود به موضوع خود، و تا حد امکان مفید باشد و از تمام امکانات شناختی و ادراکی روایت در حد توان انسانی و اجتماعی نویسنده بهره بگیرد، و نشان بدهد جنگ میان اسرائیل و بشریت را نه بشریت با اسرائیل آغاز کرده است، و نه به فلسطینیان، مسلمانان، اعراب یا ایران محدود می‌شود.
کتاب سه بخش، ۲۹ فصل و ده ضمیمه دارد. بخش اول کتاب چهارده فصل است. ماجرا از هرصل و نخستین مهاجرت‌های یهودیان و شکل‌گیری ایده حاکمیتی صیونیزم آغاز می‌شود. بعد هرصل می‌خواهد مشارکت خانواده‌های زرسالار یهودی را برای برپایی اسرائیل جلب کند و آنان او را جدی نمی‌گیرند، و چندان کمکی به او نمی‌کنند. بعد با احتمال‌هایی که پیش روی جامعه یهودیان فقیر آن روز روسیه و اروپا بود مواجه می‌شویم و سعی می‌کنیم بفهمیم که چه شد که روچیلدها و دیگر زرسالاران یهود آنچه هرصل می‌خواست را برآورده نکردند، اما شکلی دیگر از پروژه صیونیزم را تعریف و اجرا کردند.
بخش دوم پنج فصل است. از ۱۹۴۴ تا امروز. پرسش این است که  اگر صیونیزم این همه سرکش، وحشی و در کنارش بی تعهد است که ما می‌گوییم، چرا عشق میان این نوجوان جلف لات و قدرت‌های بزرگ به پایان نافرجام نمی‌رسد؟ یک پاسخ همان داستان‌ها است که بنا است شیطان‌ها از این طرف و آن طرف دنیا جمع شوند بعد فراماسون‌ها سوار دوش ایلومیناتی‌ها بشوند و...
جواب دیگر جواب عینیت‌گرا است. فکر کردن به این که در دنیایی که قدرت‌های بزرگ مالی و سیاسی در یک لحظه خود و تمام تبارشان را به مشتری و به قیمت می‌فروشند ارزش استراتژیک اسرائیل و ارزش افزوده‌اش در کجا است و چه قدر، و سرمایه‌سالاران به دنبال چه هستند.
بخش سوم نه فصل است. آغازش گزارش وضع و حال کسانی است اندک در اسرائیل که تلاش می‌کنند تروریست نباشند. گزارش این که آنان هستند، گزارش آنچه آنان می‌کنند و آنچه می‌جویند و برآوردی از این که آنان چه قدر موثرند.
شش فصل بعد شش عرصه عمده درگیری اسرائیل با انسان‌ها است؛ فرقی نمی‌کند فلسطینی باشند یا ایرانی یا اهل جاهای دیگر.
فصل آخر می‌گوید که اسرائیل چه می‌خواهد و چه می‌کند، انسان‌ها در برابر اسرائیل چه می‌توانند بکنند و هر نوعی از برخورد با اسرائیل نیازمند چه حدی از هزینه، و متضمن چه حدی از دست‌آوردهای مفید برای جامعه‌های انسانی است.
می‌توان به فلسطین لشکر کشید و مسأله را با راه‌حل‌های نظامی حل کرد؟ می‌توان با اسرائیل پای میز مذاکره نشست؟ یا راه حل را باید نه در افق‌های مانوس و معهود که در افقی دیگر جست‌وجو کرد؟
پس از خواندن کتاب شما ممکن است با من موافق یا مخالف باشید. نخستین چیزی که برای من مهم است این است که اصولا در مورد اسرائیل و در مورد تبعیض‌گرایی فکر کنید و بخوانید و بدانید، چه نهایتا نگاهتان به من نزدیک‌تر از دیگران باشد چه دورتر.
دومین هدف من رواج گفت‌وگو درباره این دشمن وطنم است. این پیمان نانوشته بین بسیاری از تحصیل‌کردگان ما که درباره اسرائیل سکوت کنند، چیز خوبی نیست.
هدف دیگر من این بوده که اسرائیل را از موضوعی وابسته به جن و پری و طلسمات به موضوعی ملموس و قابل مطالعه بدل کنم. دکان‌های بسیاری به نام اسرائیل‌شناسی و صیونیست‌شناسی بر پا شده که اگر کمک به اسرائیل نباشند مشکلی هم برایش نیستند
هدف آخرم این بوده که نشان بدهم که آنچه به نام اسرائیل و صیونیزم می‌شناسیم به یهودیت ربطی ندارد. یهودیت را بابت اسرائیل و صیونیزم همان قدر می‌توان سرزنش کرد که هر پیکر زنده را بابت حمله یک انگل به آن پیکر.