قیل و قال
سیاوش كیانی (هومن سیدی) خطاب به فرشته مرگ (پژمان بازغی) در حالی كه در اتوبوس هستند: آی عمو اینجا چیكار میكنی؟ چرا زاغسیاه من رو چوب میزنی؟
فرشته مرگ: قرار بود با هم بریم. یادت رفت؟!
سیاوش در حالی كه دستش را به پیشانیاش میزند: اینجای من، نوشته مشنگ! فكر كردی من خرم، حالیم نمیشه، واسه خودت میری، مییای! فكر كردی ما هم نمیبینیم. مثل جن بو داده غیب میشی و بعد مییای. حرفهای عجیب و غریب میزنی. چه خبره؟!
فرشته مرگ: حرفهای عجیب و غریب در این دنیا كم نیست. یكیش من، یكیش تو. تو هم كم عجیب و غریب نیستی!
سیاوش: اصلا من عجیب و غریب! به تو چه! دست از سر من بردار.
فرشته مرگ: نمیتونم. من مامورم و معذور.
سیاوش: اگه جرم كردم، تاوان هم دادم. نه اینكه وقت مردم را بگیری؟!
فرشته مرگ: طنابت بریده. چرا تو بریدی؟
سیاوش: برای اینكه دارم به زمین و زمان جواب پس میدم. (قسمت سوم سریال سی امین روز)