درباره فیلمهای روز دوم جشنواره؛ بنفشه آفریقایی، تیغ و ترمه و درخونگاه
یك روز تــو زرد!
ادامه از صفحه 9
شبی آمد تا نسازد!
فیلم سوم: درخونگاه
در خونگاه اگر میرسید، میتوانست در جشنواره سال گذشته فجر حاضر باشد، اما نشد و فیلم امسال در بخش سودای سیمرغ حاضر است. البته تماشای فیلم نشان داد این حضور میتوانست در هر سال و دورهای اتفاق بیفتد. نه اینكه با فیلمی طرف باشیم كه تاریخ مصرف و انقضا ندارد، نه، بلكه بیشتر با فیلمی روبهروییم كه هست و آزار و گزند و تاثیری به كسی نمیرساند. در حالی كه باتوجه به اسم و عكسهای فیلم و خلاصه قصه ترغیبكنندهاش (ظهری میآید، تا بسازد! اگر نبازد)، از همان سال قبل، انتظار فیلمی جذاب و خوش ساخت را داشتیم، اما نشد كه بشود و فیلم به جز لحظات و سكانسهایی، در كلیت، پاسخ مثبتی به توقع ما نداد.
سیاوش اسعدی پیشتر در «حوالی اتوبان» و «جیب برخیابان جنوبی»، بارقههایی از استعداد و فضاسازی نشان داده بود، اما هر دو فیلم چیزهایی برای تبدیل شدن به آثاری كامل كم داشتند. این اتفاق این بار برای درخونگاه هم افتاده است و آن فضاسازی و تعلیق و ایجاد سوالهای اولیه و توجه به جزئیات و اجرای خوب آنها كامل و یكپارچه ادامه پیدا نمیكند و از جایی به بعد، فیلمنامه به جاده خاكی میزند و سنخیتی با مقدمات چیده شده ندارد.
آن آهوزاریهای طاووس و ترسها و پنهانكاریهای ملیح چنان است كه انگار فاجعهای رخ داده كه اگر رضا (امین حیایی) بفهمد، خون به پا خواهد كرد. كاش نویسندگان و كارگردان این رازگشایی را اینقدر سبكسرانه و دمدستی برگزار نمیكردند و كاش ضدقهرمانی درست و حسابی علم میكردند تا همه زخمهای جسمی و جانی رضا و همه سالهای سخت غربتش به مدد تقابلی تماشایی بیاید. اما وقتی راز پنهان خانواده برملا میشود، هیچ تاثیری در تماشاگر ندارد و كمترین اهمیتی برای او ندارد. دراینصورت آن عشق ناگهان پیدا شدهای چون شهرزاد (پانتهآ پناهیها كه اتفاقا در سریال شهرزاد هم نقش عشقی ناگهان پیداشده به نام شربت را بازی میكرد) هم انگار فقط كاركرد زیبایی شناسانه دارد و نه دراماتیك. یك جاهایی در همان جاده خاكیها هم كه این زیباییشناسی بیش از حد میشود و میرود كه كار دست بعضی شخصیتها مثل امیر ریزه بدهد!
فیلم به مسعود كیمیایی پیشكش شده كه ناشی از مهر و ارادت همیشگی كارگردان به فیلمساز پرآوازه سینمای ایران است؛ نفس پیشكش كار خوب و ارزشمندی است و حق شاگردی را به جا میآورد، اما كاش این ابراز ارادت، با فیلمی تقریبا همسنگ آثار اوج استاد اتفاق میافتاد و نه در دیكتهای با نیت خیر و در عمل پرغلط. پس سیاوش جان اسعدی، عجالتا این فیلم پیشكش خودت. من و كیمیایی و دیگران، منتظر هدایای بهتری از شما در آینده هستیم و میدانیم كه چیزهای خوبی در چنته دارید.
با این حال درخونگاه مثل آن دو فیلم دیگر اسعدی، امتیازاتی هم دارد. اول انتخاب و بازی خوب امین حیایی و بعد هم بازی خوب محمود جعفری به نقش پدر درب و داغان رضا كه میتواند از گزینههای نامزدی در بخش نقش مكمل مرد این دوره هم باشد. سیاوش اسعدی در جایی از فیلم، یك نوشابه هم برای مهدی هاشمی، پدر همسرش باز میكند و در سكانسی، تصاویری از بازی او را در سریال افسانه سلطان و شبان میبینیم.