printlogo


رازهای سر به مهر
وقتی اسم فیلمی «مرد بازنده» باشد و قصه هم درباره سرهنگی به نام احمد خسروی باشد که مسؤول رسیدگی به پرونده یک قتل است، لزوما به معنی تعبیر نام اثر و شکست پلیس است؟ اگرچه سرهنگ با آن گریم غریب و از ریخت‌‌افتاده جواد عزتی و آن درد همواره دندان و رابطه‌ای دور و شکست‌خورده با پسر جوانش و قصور احتمالی در مرگ همسرش، دست کم در ظاهر و در ویترین مرد بازنده‌ای به نظر می‌رسد؛ اما تلاش مدام او در قصه برای حل پرونده قتل جوانی ثروتمند و بانفوذ و ترمیم رابطه با پسرش، گام‌هایی اساسی برای اعاده حیثیت و پاک کردن برچسب بازندگی است.

از همین رو مرد بازنده با این‌که قصه‌اش در بستری جنایی رخ می‌دهد و کشف راز سر به مهر جنایت، محرک درام و انگیزه شخصیت قهرمان می‌شود، ولی آنچه در پایان اهمیت پیدا می‌کند، نه شناسایی قاتل بلکه اثبات شمایل و وجوه قهرمانانه مردی است که بازنده خطابش می‌کنند. ضمن این‌که زد و بندهای پشت پرده مقتول با نفوذ و بیگانه با اخلاق و دوستان و همکارانش در فساد اقتصادی و رانت‌خواری، اهمیت ماجرای قتل را در اولویت دوم قرار می‌دهد و سرهنگ پی به رازهای سر به مهر بزرگ‌تری می‌برد که ابعادش فراتر از یک جنایت است. برای همین است که سرهنگ بعد از دوندگی‌های بسیار و حتی مواجهه با قاتل، وقتی متوجه حقانیت او و فشار روانی مستمر منجر به قتل می‌شود، به جای تحویل او به دستگاه انتظامی و قضا، زمینه فرار قاتل و فرزندش به خارج از کشور را فراهم می‌کند؛ چون می‌داند صرفا مهره‌ای در یک بازی بسیار 
بزرگ‌تر هستند. هرچند قرار نیست برخلاف این قتل، راز جنایت‌ها و خیانت‌هایی مهم‌تر برملا شود و برای همین هم سرهنگ را در پایان فیلم از آن تاکسی زردرنگ و وسط بزرگراه مدرس شمال پیاده می‌کنند اما اگر منصف باشیم، همان پوزخند و حلقه‌کردن دست‌ها به پشت بدن و قدم زدن در حاشیه خیابان را می‌توانیم به‌عنوان پیروزی و دست‌کم تلاش سرهنگ برای رسیدن به حقیقت تعبیر کنیم.

 مرد بازنده
سال:  1400
نویسنده: ابراهیم امینی، حسین حسنی، محمدحسین مهدویان
کارگردان: محمدحسین مهدویان
بازیگران: جواد عزتی، رعنا آزادی‌ور، آناهیتا درگاهی، بابک کریمی، مهدی زمین‌پرداز
خلاصه قصه: سرهنگ احمد خسروی مسؤول رسیدگی به پرونده‌ قتل جوانی به نام شهاب می‌شود.