روایت محمدرضا وحیدزاده از سواحل جنوبی ایران در كتاب «ماهیخوران»
لیسبونِ دور یا لیسبونِ نزدیك
چقدر ایران را میشناسیم؟ یا بهتر است بپرسم چقدر ایران را گشتهایم؟ اگر شیراز، اصفهان، مشهد و ... برخی نقاط دیگر را استثنا كنیم كه احتمالا هر ایرانی یك مرتبه سری به این شهرهای مهم و تاریخی زده است اما شاید اطلاعات ما از نقاط دوردست و طبیعت ایران محدود باشد. اطلاعاتی كه غیراینترنتی باشد و بر پایه مشاهدات عینی!
محمدرضا وحیدزاده سفرنامهای نوشته كه در آن نوار ساحلی جنوب ایران را طی چند روز گشته و روایت خود را از نقطه صفر مرزی در مرز پاكستان آغاز میكند و ساحل به ساحل پیش میآید و آنچه در این مسیر میبیند را با زبانی كه برای خواننده جذاب است بازگو میكند.
این سفر البته از آن سفرهایی یهویی نیست، وحیدزاده به همراه جمعی از شاعران و نویسندگان به دعوت نیروی دریایی ارتش راهی منطقه «مكران» شده تا علاوه بر آشنایی با دستاوردهای این یگان رزمی با نقش فرهنگی نیروی دریایی ارتش نیز آشنا شوند و راوی آنها باشند.
یك نوید هم باید در اینجا بدهم كه وحیدزاده لحن صمیمی و طنزی را برای روایت خود از این سفر ساحلی انتخاب كرده كه این طنز حتی در نامگذاری كتاب هم مشهود است كه توصیه میكنم كتاب را تهیه كنید تا با وجه تسمیه این كتاب و طنزآمیز بودن آن نیز آشنا شوید.