printlogo


سرعت‌گیر اصالت
کلاسیک چیست و چرا؟
جهان امروز جهان سرعت است. مخاطب اسکرولی چنین جهانی یاد گرفته بی‌وقفه پست‌ها و استوری‌های اینستاگرامی را بدون ذره‌ای عمق و توجه،صرفا تماشا کند و رد شود. بماند که اکثر محتواها ارزش همان تماشای بی‌توجه را هم ندارند. چنین مخاطبی حتی قسم خورده متن‌های بالاتر از یک بند را کلا نخواند و بی‌خود به چشمش آزار نرساند. همه‌ این بدبختی‌ها زیر سر جهان الکترونیکی مدرن است که زندگی‌ها را در چارچوب چاردیواری گوشی‌های همراه محدود کرده و رسما دارد نسل بشر را بیچاره می‌کند.

اصلا کلاسیک چیست و چرا؟ اکثر کتابخوان‌ها فکر می‌کنند هرچه قدیمی بوده و سال‌های طولانی از نوشتنش گذشته باشد و به نوعی نوستالژی کتاب‌ها محسوب شود، می‌شود کلاسیک. درحالی‌که استفاده از این لفظ ما را متصل می‌کند به جنبش ادبی فرانسوی کلاسیسم که در قرن هفدهم شکل گرفت. آرمان این جنبش مثل خیلی جنبش‌های دیگر بازگشت بود؛ بازگشت به هنر اصیل یونان باستان. امروز آثار کلاسیک همان‌ها هستند که با پایان خوش و لذتبخش تمام می‌شوند، با استدلال و منطق جلو می‌روند و دانای کل روایت‌شان می‌کند. مطالعه کلاسیک‌ها آن‌قدر مهم است که کالوینو، نویسنده ایتالیایی یک کتاب کامل نوشته به‌نام «چرا باید کلاسیک‌ها را خواند».
 البته واژه کلاسیک در معنای دیگر، به کل مفاخر ادبی و ماندگار یک کشور هم اطلاق می‌شود و عیبی ندارد نوستالژی ادبی معنایش کنیم‌. و البته که هر چیزی آغازی دارد. گفتیم که پایه‌ خیلی جنبش‌ها، بازگشت به آغاز و اصل است. کلاسیک یعنی خود اصالت. یعنی ریشه‌ درخت ادبیات که کل تولیدات امروز، شاخ‌وبرگ همین کلاسیک‌هاست. اگر بومی‌سازی و ایرانیزه به جریان نگاه کنیم، نمی‌شود کسی اسم تاریخ بیهقی را نشنیده باشد. امکان ندارد یک ایرانی نداند گلستان سعدی چیست، رستم کیست و حافظ چند دیوان دارد. این آثار یقینا در تعریف کلاسیک جا نمی‌گیرند، وجه تشابه‌شان اصالت است و مادری فرهنگ. به هنرآموز شعرنو می‌گویند. تا شعرسنتی ندانی، شاگردی نیما نمی‌توانی و گنجینه لغات یک هنرجوی نویسندگی را بیهقی و حسنک‌وزیر باید پر کنند.
بازگشت به اصل. کلاسیک‌ها ماندگارند و این تفاوت اصلی ماجراست. فایده دیگرشان این است که می‌شود سفر به گذشته رفت و با پیشینیان و روابط‌‌‌شان جزئی و توصیفی آشنا شد. کاری که هیچ تکنولوژی مدرنی نمی‌تواند انجام دهد. کلاسیک‌ها سرچشمه‌ سلسله‌چاه‌های ادبیات و حتی سینما هستند؛ قوی، صبور، کهن و ماندگار.
جیمز جویس، داستایوسکی، تولستوی، مارسل پروست، اسکات فیتزجرالد، گارسیا مارکز و... کلاسیک‌نویسان هستند و چند نمونه از آنها که زیاد شنیدیم و واجب است بخوانیم: بینوایان، آناکارنینا، جنایت‌ومکافات، صدسال تنهایی، کشتن مرغ‌مینا، مرشد و مارگاریتا، ۱۹۸۴، خوشه‌های خشم، ارباب حلقه‌ها، غروروتعصب و بسیاری آثار آشنا و ناآشنای دیگر.

فاطمه‌زهرا بختیاری - قفسه کتاب