زنگ خطر تبعات سگ گردانی
گویا در زمانهای زندگی میکنیم که نهادینه سازی فرهنگ غرب و از میان بردن فرهنگ خودی به آسانی آب خوردن شده است. روزی پوشش، روزی سبک زندگی و رفتارهای خارج از عرف و فرهنگ ایرانی ـــ اسلامی و امروز هم که سگ گردانی و جولان سگهای کوچک و بزرگ در کوچه و خیابانهای شهر و در فضاهای عمومی، رهاورد نسبتا جدید استیلای فرهنگ غیرخودی بر خانوادههای ایرانی را نشان میدهد.
سگگردانی که گاهی اخباری از تشدید برخوردها با آن به گوش میرسد، فقط آثار مخرب فرهنگی ندارد بلکه این گردباد، بحران سازتر از آن است که به نظر میآید. پررنگ شدن گهگاهی خبرهای حاکی از حمله سگها به کودکان و بزرگسالان بعضا مسئولان به خواب زده را بیدار میکند اما نهفقط درمانی برای این درد اجتماعی یافت نمیشود بلکه موضوع شامل مرور زمان شده و
در نهایت به محاق فراموشی میرود تا دوباره چه زمانی و در کجا اتفاقی رخ دهد و این دور تسلسل باطل مجدد به حرفهای بیعمل آقایان برگردد.
مسئولان گاهی خسته از مسئولیتهای پرشمار، صرفا و لابد برخورد با سگگردانی را یکی از وظایف پلیس میدانند اما در قاموس مطالبهگری، نباید از دستاندرکاران فرهنگی پرسید که بالاخره قرار است زیرساختهای فرهنگ ایرانی ـــ اسلامی تاکجا مورد هجمه دشمنان قرار گیرد و خیل عظیمی از مسئولان، تنها راهکار را در اقدامات انتظامی خلاصه کنند؟ سگگردانی آن هم به صورتی که امروز مشاهده میشود، علنی و عیان در معابر و خودروها، علاوه بر تهدید جان شهروندان، سلامت و بهداشت عمومی جامعه را نیز به مخاطره انداخته؛ این است که حتی نهادهای متولی سلامت هم باید دغدغه برون رفت از این وضعیت خارج از کنترل را داشته باشند.از شهرداریها و مقامات شهری گرفته تا مسئولان فرهنگی و اجتماعی باید همگی به هوش و به گوش باشند که زنگ خطر سگ گردانی و تبعات جبران ناپذیر آن مدت زمانی است که به صدا درآمده.
آزاده رضایی عادل - تپش