printlogo


درباره امیرمحمد محبوبی ورزشکاری که منش پهلوانی را بلد است
مدال پـهلوانی
قانون در زندگی، حرف اول را می‌زند. یعنی از آن دسته چیزهایی‌ است که وجودش به زندگی و روابط و هر چیزی نظم می‌دهد و خیالمان را از بابت روالش راحت می‌کند.

مهمان این هفته‌ صفحه «یکی مثل ما» امیرمحمد محبوبی است. پسری نوجوان که زندگی‌اش بر مدار ورزش می‌چرخد و در رشته‌ کاراته، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. رشته ورزشی او یکی از پرقانون‌ترین رشته‌هاست. از سلام‌دادن و نحوه‌ احترام به استاد گرفته تا بسیاری چیزهای دیگر در حرکات‌شان. می‌خواهیم با امیرمحمد آشنا شویم و پای داستان موفقیتش بنشینیم. با ما همراه باشید.

الفبای ورزش
همه چیز از خردسالی شروع می‌شود، زمانی که امیرمحمد با پدر رزمی‌کارش به پارک‌های مختلف می‌رفتند و به تمرین می‌پرداختند. می‌گویند آموزش در کودکی مثل سنگ بر روح و جان بچه حک می‌شود و همین هم شد. انتخاب امیرمحمد پس از آن، شرکت در کلاس‌های کاراته بود و رشد و پیشرفت. دیگر امیرمحمد و کاراته و استادهایش رفیق صمیمی هم شده بودند و برای آینده‌شان تلاش می‌کردند. حالا او حدودا 17 ــ 16 ساله است و در پایه دهم رشته هوافضا درس می‌خواند. این روزها تهران، ماوا و مسکن امیرمحمد است و دارد پله‌های ترقی را با پله‌برقی بالا می‌رود! او صاحب مدال‌های طلا و نقره بین‌المللی و آسیایی است و در مسابقات درون‌باشگاهی و کشوری بسیج هم گل کاشته است. در بازی‌های انتخابی کشوری محمد رسول‌ا... هم حضور داشته و طبق معمول درخشیده است. 

منهای ورزش
تا اینجا که فقط از کاراته و وادریو و انواع و اقسام موفقیت‌های ورزشی صحبت کردیم و شاید بعضی از شما مشتاق شنیدن دیگر ابعاد زندگی از ورزشکار نوجوان‌مان باشید. امیرمحمد محبوبی بخش بیشتری از زندگی‌اش را به پای ورزشش گذاشته است، قبول اما دلیل نمی‌شود که ما سراغ دیگر سرگرمی‌ها و دلمشغولیهایش نرویم. اولین چیزی که به ذهنم می‌آید تداخل درس و مدرسه و ورزش است. امیرمحمد خیلی صادقانه می‌گوید که بعضی وقت‌ها، ورزش‌های طولانی و وقت‌گذاشتن‌های زیاد برای ورزشش، الحق‌والانصاف به درسش صدمه زده و باعث افتش شده است اما نگذاشته این وضعیت ادامه پیدا کند و با تلاش و برنامه‌ریزی، تناسبی بین این دو بزرگوار ایجاد کرده است. از این دو مورد که بگذریم، امیرمحمد وقتی را هم برای کتاب‌خواندنش کنار گذاشته و می‌توان گفت آدم کتابخوانی است اما در کنارش تلویزیون‌دیدن و فیلم تماشاکردن را هم بی‌خیال نشده و حسابی به خودش می‌رسد. رفت‌وآمدش هم به مسجد محله‌شان زیاد است و می‌توانیم بچه‌مسجدی صدایش کنیم. عاشق اردوهای تابستانی است و مثل این‌که هر هفته هم با خانواده به کوهپیمایی می‌روند. چه چیزی از این بهتر.

دور زدن ممنوع!
کاراته قوانین زیادی دارد. پایت نباید از یک جایی بیشتر بالا بیاید وگرنه خطا کرده‌ای. دستت نباید آسیب جدی به طرف مقابل بزند وگرنه باید دور مدال و برنده‌شدن را خط بکشی. در هر بازی هم چند داور این‌طرف و آن‌طرف زمین نشسته‌اند و چهارچشمی نگاهت می‌کنند، با دقت تمام و موظفند هر چیزی که دیدند را گزارش کنند. این حرف‌ها را امیرمحمد محبوبی که ورزشکار این رشته است می‌گوید و تاکید هم می‌کند که هر ورزشکاری باید به قوانین ورزشش توجه کند، وگرنه باید دور موفق شدن در آن رشته را خط بکشد و بی‌خیالش شود. قانون همان‌قدر که در ورزش‌هایی مثل همین کاراته یا ورزش‌های دیگر مهم است، در فضای بزرگ‌تری به اسم جامعه هم اهمیت دارد. وقتی یکی مثل امیرمحمد تصمیم می‌گیرد که وارد چنین ورزشی شود تمام قوانینش را هم قبول می‌کند. این رفتار را اگر بزرگ‌تر کنیم، به مفهوم جامعه‌پذیری می‌رسیم. مفهومی که بسیار ساده است اما درک و عمل‌کردن به آن ممکن است برای بعضی افراد سخت باشد. خوب است اگر در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم به قوانینش توجه کنیم و اگر این مورد یادمان رفت، در گوشه‌ ذهن‌مان سری به مسابقاتی که امیرمحمد در آن شرکت می‌کند بزنیم و قوانین کاراته‌ را مرور کنیم. 

تلخ و شیرین 
هر اتفاقی که در زندگی‌مان رقم می‌خورد، می‌تواند تلخ باشد یا شیرین، مهم این است که ما چگونه آن را مزه می‌کنیم. یکی از خاطراتی که در ذهن امیرمحمد باقی مانده لحظه‌ حرص‌خوردن‌های پدر عزیزش هنگام مسابقاتی ا‌ست که رقابت تنگاتنگی بین امیرمحمد و حریفش وجود دارد و آنجاست که باید تصور کنیم داد و فریادهای پدرش از گوشه و کنار زمین به ذهن امیرمحمد می‌رسد و عمل می‌کند یا نه. مادرها و پدرها، تا آخر دنیا، اولین و بهترین کسانی هستند که دل‌شان برای ما تاپ‌تاپ می‌زند و دوست دارند همیشه ما را موفق و سرحال و خوشحال ببینند. علاوه بر پدر و مادر امیرمحمد محبوبی، استادی هم در این مسیر خیلی کمک‌حالش بوده‌ و دوست داریم که نام‌شان را در اینجا بیاوریم: استاد فلاحی‌زاده که روزها و شب‌های زیادی را با امیرمحمد همراه بوده است و در رسیدنش به این جایگاه تاثیرگذار. 

مدالی برای شهید دانش‌آموز
چهارم آبان سال1401 بود که یک حمله تروریستی در حرم مطهر(ع) اتفاق افتاد. 13نفر از هموطنان‌مان که به این امامزاده پناه آورده بودند تا درددلی بکنند و بار روی شانه‌های‌شان را با دعا و زیارت کمتر کنند، هدف گلوله‌ تروریست‌ها قرار گرفتند و برای همیشه به سمت خدا پرواز کردند. دانش‌آموزی هم در میان این شهدا وجود داشت. امیرمحمد یکی مثل مای این هفته‌ ما هم دانش‌آموز است. او طی یک میل شخصی و با اراده خودش و با قلبی که از این اتفاق ناراحت بود، مدال‌هایش را از طریق وزیر آموزش‌وپرورش، آقای نوری، به خانواده این شهدا و روح مطهر شهیدان واقعه حرم شاه‌چراغ(ع) تقدیم کرد. امیدواریم نگاه و دعای آنها، بدرقه‌ راه امیرمحمد باشد و بیش از پیش در راه و مسیرش بدرخشد. امیرمحمد از این‌که مدال‌های جهانی و آسیایی‌اش را به این شهدای گرانقدر هدیه کرده خیلی خوشحال است و خبرگزاری‌ها هم این خوشحالی را منعکس کردند. 

تا قله‌ موفقیت
درست است که هر ورزشی و هر کاری، اگر بخواهد به بهترین نحو انجام شود کلی سختی و بالا و پایین دارد و ممکن است آدم پیر راهش گردد اما باید بدانیم که زور هدف، اگر واقعا هدف باشد، بسیار بالاتر از این موانع و چالش‌هاست و آن کسی که واقعا بخواهد، به آرزویش می‌رسد. هرچند امیرمحمد محبوبی می‌گوید که هزینه بعضی مسابقه‌ها بسیار بالاست و ممکن است اذیتش کند، یا به درس و مدرسه‌اش آسیبی برسد و بقیه‌ چیزها اما هدفی که او دارد به همه‌ اینها می‌ارزد. او دوست دارد در انتخابی تیم‌ملی کشورمان ایران برگزیده شود و بعد با تلاش‌های خودش و کمک‌های خدا، پرچم این سرزمین سربلند را، بالا و بالاتر ببرد و نام ایران‌مان را از همیشه زیباتر جلوه دهد. ما امیرمحمدهای زیادی داریم که با تلاش و امید و انگیزه، ایران آینده را میسازند و پابه‌پای آرزوهای‌شان برای مسیر و هدفی که عاشقش هستند تلاش میکنند. بیایید با نگاههای‌مان، حرفهای‌مان و امیددادنهای‌مان آنها را از این مسیری که پیش‌رو دارند ناامید نکنیم و راهشان را هموار کنیم. به امید موفقیت همه نوجوانان ایران.

عطیه ضرابی - نوجوانه