محاکمه عامل قتل تازه داماد بدون حضور قاتل
مرد جوان که در جریان درگیری با تازه دامادشان او را به قتل رسانده بود، پس از چهار سال از جنایت به طور غیابی محاکمه شد. همسر مقتول و دوست قاتل در این جلسه به اتهام معاونت در قتل از خود دفاع کردند.
به گزارش خبرنگار جامجم، ظهر 24 مرداد سال 98 عابران در حال گذر از خیابان استاد معین تهران شاهد صحنه هولناکی بودند. مرد جوانی از ترک موتورسیکلتی پیاده شد و به سمت مردی که کنار خیابان ایستاده بود، رفت و با قمه چند ضربه به گردن آن مرد زد و دوباره ترک موتور شد و از محل فرار کرد. با تماس عابران، امدادگران اورژانس خود را به آنجا رساندند و مرد زخمی به نام پدرام به بیمارستان منتقل شد اما یک روز بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت. با شروع تحقیقات جنایی، هویت ضارب شناسایی شد. قاتل برادرزن پدرام بود. او بعد از قتل فرار کرده و خانوادهاش از او اطلاعی نداشتند. همسر مقتول در تحقیقات گفت: «شب قبل از قتل، من و همسرم درگیر شدیم. از رفتار پدرام ناراحت بودم و با خواهرم درددل کردم. فکر کنم خبر بدرفتاریهای شوهرم به گوش برادرم رسیده و او پدرام را با قمه زده است.» با این اطلاعات امیرحسین تحت تعقیب قرار گرفت اما ردی از او به دست نیامد تا اینکه دوستش که روز حادثه همراه او بود، بعد از 17 ماه دستگیر شد. شاهین در تحقیقات گفت: «من از نقشه امیرحسین برای قتل خبر نداشتم. به من گفت قصد ادب کردن دامادشان را دارد. وقتی به آنجا رسیدیم از ترک موتور پیاده شد و به سمت پدرام رفت و ضربههایی به گردنش زد و برگشت و فرار کردیم. دیگر از او خبر ندارم.»در ادامه تصویر امیرحسین برای شناسایی مخفیگاهش در روزنامهها منتشر شد اما تحقیقات در این شاخه هم بینتیجه ماند. اولیای دم پدرام علیه عروسشان شکایتی را مطرح کرده و مدعی شدند او برادرش را تحریک کرده تا این جنایت را رقم بزند. چهار سال بعد از این قتل، برای امیرحسین به اتهام قتل عمدی و برای خواهرش و شاهین به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر شد و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. به این پرونده در شعبه دهم دادگاه رسیدگی شد و اولیای دم خواستار صدور حکم قصاص برای امیرحسین شدند. پدر مقتول گفت: پسرم تازه داماد بود که به قتل رسید و در این چهار سال پلیس نتوانست قاتل او را دستگیر کند. برای امیرحسین حکم قصاص و برای دو متهم دیگر اشد مجازات را درخواست دارم. سپس شاهین در جایگاه قرار گرفت و گفت: امیرحسین دوست صمیمیام بود و هروقت میخواستم جایی بروم با ماشینش مرا میرساند. روز حادثه وقتی خواست او را با موتور تا جایی برسانم قبول کردم. میگفت دامادشان با خواهرش بدرفتاری کرده و میخواهد او را گوشمالی بدهد. در بین راه یک قمه به من داد و گفت اگر لازم شد وارد دعوا شوم که قبول نکردم. وقتی به استاد معین رسید به سمت دامادشان رفت و چند ضربه به گردنش زد و برگشت و گفت فرار کن. من امیرحسین را مقابل خانهشان رساندم و دیگر او را ندیدم. وقتی فهمیدم پدرام فوت شده از ترس فرار کردم. باور کنید در قتل نقشی نداشتم و از تصمیم امیرحسین هم بیاطلاع بودم. سپس همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت و گفت: من و پدرام با هم اختلاف نظر داشتیم و اختلافمان آنقدر زیاد نبود که قصد کشتن شوهرم را داشته باشم. من فقط با خانوادهام درددل کردم و نمیدانستم امیرحسین قصد گوشمالی دادن او را داشته باشد. تصور میکنم برادرم از قبل با پدرام اختلاف داشت و به دلیل کینه قدیمی او را کشت. بعد از قتل او فرار کرد و نمیدانیم کجاست.پس از دفاعیات متهمان، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.