printlogo


در ستایش «نجوم»
وقتی برای اولین بار چشمانم را پشت چشمی تلسکوپ گذاشتم و هاله‌ عظیم سحابی شکارچی را از پشت آن دیدم، باورم نمی‌شد که چنین ساختارهای عظیمی در دنیایی که زندگی می‌کنم، وجود داشته باشند.

ساختارهای بسیار بزرگی که در عین حال در برابر بقیه ساختارها مانند کهکشانی که در آن حضور دارند بسیار کوچک به نظر می‌رسند و این دقیقا هیجانی است که وقتی بیشتر کسانی که این سحابی یا دیگر اجرام آسمانی که به خوبی از پشت تلسکوپ مشخص هستند را برای اولین بار می‌بیند از خود نشان می‌دهند. بسیار کودکانی که با ذوق از پشت چشمی تلسکوپ به آسمان چشم می‌دوزند و محو تماشا می‌شوند و معلوم نیست در ذهن‌شان دقیقا در حال خیال‌پردازی چه چیزی هستند. این‌که روزی آنها هم به منجم‌های بزرگی تبدیل خواهند شد و از پشت پیشرفته‌ترین ابزارهای زمین این اجرام آسمانی را می‌بینند؟ یا این‌که دوست دارند بروند و تلسکوپ خودشان را بسازند تا هرموقع که خواستند به عمق آسمان نگاه کنند؟ یا شاید هم اصلا از الان تصمیم گرفته‌اند فضانورد شوند و به سفرهای فضایی بروند؟
وقتی به بزرگ‌ترها می‌رسد اما گاهی ممکن است سوال‌های چالش‌برانگیز و مهم دیگری را مطرح کنند. از مهم‌ترین آنها شاید این پرسش باشد که اصلا چرا نجوم؟ این همه سرمایه‌گذاری‌های عظیم سازمان‌های فضایی برای ارسال ربات و تلسکوپ به فضا و همچنین هزینه‌های نهادهای علمی برای ساخت تجهیزات روی سطح زمین قرار است چه چیزی را به زندگی ما اضافه کند؟ برای پاسخ بنیادی به این پرسش شاید بهتر باشد که به ریشه‌های خود علم نگاهی بیندازیم. علم یا همان فلسفه طبیعی که در گذشته از این نام برای آن استفاده می‌شده در وهله اول تلاش می‌کند تا سازوکار دنیای اطراف را بفهمد. این هدف اصلی علم است. پدید آمدن فناوری‌های جدید و مزیت‌هایی که علم برای بشر می‌آورد، همگی در مراحل بعدی و از تبعات این شناخت طبیعت اطراف است. شاید در نگاه اول، نجوم تاثیر مستقیمی بر توسعه فناوری‌های مفید برای بشر نداشته باشد اما آیا مگر برای مثال هنر در این زمینه تاثیری داشته؟ پس باید بگوییم هنر به درد نمی‌خورد؟ مسلما این‌گونه نیست. ما از هنر دفاع می‌کنیم، چون لایه‌های زیرین انسانیت از آن نشأت می‌گیرد و همین‌طور از نجوم یا در معنای وسیع‌تر، علم که لایه‌های زیرین کنجکاوی انسان را توصیف می‌کند.

امین رضا کیفرگیر | گروه دانش و سلامت