تلاش برای تفرقه انگاری
مصوبات متعدد و چندگانه ساختارهای حاکمیتی همچون مجلس یا دولت یا شوراهایی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی، همگی از یک نکته بنیادین باید حکایت کنند و آن، یکدستی مصوبات متناسب با اسناد بالادستی همچون قانون اساسی و مانند آن است. یعنی وحدت رویه باید از این مجموعه استنباط شود. اکنون در ماجرای ساترا در روزهای اخیر، تلاشی برای تثبیت انگاره تفرقه میان ارکان حاکمیتی در حال انجام است.
تا پیش از این، بخشهایی در ساختارهای هنری غیردولتی و حتی منتسب به نیمه دولتی و خصوصی از نوع نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر روند تولید و نمایش آثار هنری اعم از تجسمی تا سینمایی، انتقاد داشتند و خواستار رهایی از این نظارت مبتنی بر قانون تاسیس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مصوب مجلس در سالهای۱۳۶۰ بودند و در نمونههای اخیرش با اینکه از ارشاد بودجه گرفته میشود، خواستار این بودند که در مسیر بازنویسی اساسنامه خانه سینما، ارشاد ورود نداشته باشد. همین نکته در خیلی از بخشهای هنری، مستقیم و غیرمستقیم بیان شده است اما اکنون بخشهایی از این منتقدان بهگونهای در ماجرای ارجاع نظارت بر روند فعالیت رسانههای صوت و تصویر فراگیر یا همان واژه آشنای پلتفرمهای نمایشی به ارشاد یا ساترا به نمایندگی از صداوسیما، سوی ارشاد ایستاده و نکاتی در مخالفت با مسئولیت ساترا، بیان میکنند. یعنی در اینجا یک انگاره جدایی میان این دو بخش حاکمیتی، القا شده است.
انگاره دوم که در حال بیان و تبیین با مثالهای مختلف است، تنزل جایگاه حاکمیتی صداوسیما به یک تولیدکننده آثار نمایشی و در اندازه محدود یک پلتفرم نمایشی است و بیان کردهاند که این سازمان، رقیب این پلتفرمها در تولید و نمایش آثار داستانی و مانند آن است و اگر این ارجاع مسئولیت انجام شود در جهت کاهش دادن سهم یا جایگاه پلتفرمها اقدام خواهد شد.
حالا برای توصیف ماجرا و یافتن راه حل چه باید کرد؟ آیا ارشاد که سالها پیش برای راهاندازی خانه سینما از اعضای صنوف خصوصی دعوت کرد و تاکنون در کنار این ساختار، جدای از بودجه و قضاوتهای متنوع درباره عملکرد ارشاد نسبت به خانه سینما در این سالها بوده، رقیبی برای کاستن سهم تولیدکنندگان خصوصی در سینما بوده است؟ میدانیم که متاثر از خانه سینما، خانه تئاتر و مانند آن با حمایت و پشتیبانی ارشاد، برپا شد و با وجود همه نگرشهای مثبت یا انتقادی، این همراهی ارشاد ادامه یافته است. اکنون چرا باید تصور شود که اقدام صداوسیما در راهاندازی رصتا، با حضور خود پلتفرمهای نمایش خانگی یا رسانههای صوت و تصویر فراگیر در جهت کاهش توان تولیدی آنهاست؟ همانطور که در سالهای مختلف با حضور نمایندگان صنوف گوناگون در سایر رشتههای هنری، این فعالیتها تداوم داشته در اینجا هم میتوان چنین بود. نباید برداشتهای القایی مبنی بر دوگانگی دولت و ملت و دوگانگی دولت و صداوسیما، موجب واکنشهای لحظهای یا واکنشهایی مبتنی بر منفعت اقتصادی شود. الان که در سینما با همه نظارتهای ارشاد، فیلمهای فسیل، شهر هرت و... با حداکثر استفاده مادی در حال اکران است در پلتفرمهای نمایشی هم میتوان چنین کرد. از تلاش برای تفرقه انگاری باید دست کشید و به سوی همراهی و همگامی با یکدیگر درجهت انسجام ملی حداکثری حرکت کرد.
حسین سلطان محمدی | منتقد