بازی به جای مجازی
دور هم جمع شده بودند. دخترها داخل حیاط با گچ سفید لی لی کشیده بودند و پسرها هم در کوچه گل کوچک بازی میکردند. گاهی صدای داد و بیدادشان بلند بود اما خیلی زود همه چیز آرام میشد. بازی ساعتها طول میکشید و قرار فردایش را هم میگذاشتند.
اینها را بچههای دهه شصتی خوب به یاد میآوردند؛ بچههایی که بازیهای گروهی جزو لاینفک زندگی روزانهشان بود. حالا ماجرا کاملا تغییر کرده و رنگ و روی بازیها کاملا عوض شده است. دیگر بچهها کمتر درگیر بازیهای گروهی هستند و بازی برایشان در موبایل و تبلت خلاصه میشود. بیشتر بچهها در خانه یا تنها یا حداکثر دو بچه هستند و این ماجرا روند بازی آنها را کاملا تغییر داده است. این ماجرا میتواند روند فعالیت و طرز فکر آنها را در آینده تغییر دهد و دیگر علاقه به زندگیهای گروهی، رفت و آمد با فامیل، دوستان و کمک به یکدیگر در سایه این بازیها کمرنگ میشود . کودکی مهمترین دوره برای سازندگی است. یکی از عوامل طبیعی تربیت و رشد کودک، بازی است. در واقع باید گفت شخصیت واقعی کودکان ضمن بازی شکل میگیرد و بهدلیل این که آموزش، یادگیری و اثرپذیری از طریق بازی غیرمستقیم بوده و با لذت همراه است، تأثیرپذیری آن ناخودآگاه بوده و ماندگارتر و عمیقتر میشود.
بازی و شکلگیری شخصیت در بزرگسالی
زهره سوری، کارشناس حوزه کودک و نوجوان در گفتوگو با روزنامه جامجم میگوید: «بازی، جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی کودکان محسوب میشود، چراکه این امر در عین حال که وسیله سرگرمی کودک است، جنبه آموزش و سازندگی نیز دارد تا جایی که در بعضی موارد ارزش پرداختن کودک به بازی، بیش از ارزش کتاب است. در واقع این ماجرا در سالهای اول زندگی کودک بهشدت پر رنگ است و باید به آن بیشتر پرداخته شود».
سوری بر این باور است که علاقه کودک به بازی نشانه سلامت اوست و کودک همان قدرکه به تعلیم و تربیت احتیاج دارد، نیازمند تفریح و بازی نیز است، پیامبر(ص) فرمودند: «سرکشی طفل در دوران کودکی، مایه فزونی عقل او در بزرگی است».
او توضیح میدهد: «نقشهایی که کودکان در بازی ایفا میکنند، با نوع زندگی و آداب و رسوم مناطق مختلف ارتباط مستقیم دارد، لذا بازیهای محلی و سنتی در انتقال آموزش نقشهای اجتماعی به افراد، بسیار مؤثرند و همین تأثیر است که گستره بازیهای بومی و محلی را پیش روی ما میگشاید و نشانگر ژرفا و غنای فرهنگی جامعه است اما متاسفانه امروزه بسیاری از کودکان بهمنظور رفع خستگی یا پرکردن لحظات خود به بازی روی میآورند، البته نه بازیهایی مانند هفتسنگ، بلکه بازیهایی از جنس نرمافزار را شریک خود میسازند. در واقع باید توجه داشت که این بازیها واقعا نمیتوانند نیارهای واقعی کودکان و نوجوانان را پاسخ دهند و نهفقط حسنی ندارند بلکه بهشدت شخصیت کودک را تخریب میکنند، این در حالی است که هفت سال اول زندگی مهمترین سنین برای شکلگیری شخصیت کودک به شمار میرود».
او با تاکید بر اینکه بازیهای سنتی میتواند نقش پررنگتری در رفتار و گفتار کودکان ایفا کند، ادامه میدهد: «آنچه مسلم است این که هیچ یک از بازیهای سنتی، جنبه بدآموزی ندارد و هرکدام به نحوی در راستای پرورش اندیشه و جسم کودک یا نوجوان و کسب و افزایش مهارتها دارای نقش مثبت بوده و کودکان را برای مسئولیتپذیری درآینده آماده میسازد».
بازی؛ اساسیترین پایه برای رشد کودک
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که خمیرمایه رشد کودک بازی است. بنابراین میتوان ارتباط بین بازی و مهارتهای زبانی را بسیار مستحکم به شمار آورد که در این دیدگاه بازی، انعکاس فعالیتهای درونی و نمایش خودکاری و خودفعالی کودک است.
سوری به این موضوع اشاره میکند که «متاسفانه تک فرزندی در برخی خانوادهها سبب شده بچهها همبازی برای بازیهای گروهی نداشته باشند و زندگی آپارتماننشینی سبک بازیها را تغییر داده است اما نه به این معنا که خانوادهها بگویند دیگر گریزی نداریم و باید برای آنکه بچهها سرگرمی داشته باشند، گوشی یا موبایل یا بازیهای دیجیتال را در اختیارشان قرار دهیم ».
او توضیح میدهد «اتفاقا وظیفه پدر و مادر این حوزه و در شرایط کنونی سنگینتر است و خانوادهها باید به این نکته توجه داشته باشند که بازیهای رایانهای، نهتنها مفید نیستند بلکه آسیب و زیان فراوانی نیز به همراه دارند. در این میان بحث مهم فرزندآوری به میان میآید و در صورتی که خانوادهای به هر دلیلی امکان این موضوع مهم برایش فراهم نباشد باید پدر و مادر نقش همبازی را برای بچهها ایفا کنند.»
این کارشناس کودک بر این باور است که به منظور درمان ناملایمات روحی و مشکلات روانی، خانوادهها باید امکان بازیهای گروهی را برای بچهها فراهم کنند تا از هیجانات منفی روحی آنها خصوصا در دوران نوجوانی بکاهند.
سوری معتقد است: «حداقل باید در مدارس بچهها به انجام بازیهای گروهی تشویق شوند، زیرا بسیاری از مهارتهای زندگی را میتوانند از طریق بازیهای گروهی آموزش ببینند.
مهارتهای دوختن، برش زدن، آشپزی، گوش کردن، جارو زدن و... را کودکان در فرآیند بازی میآموزند و آن را خوب انجام میدهند. تعالیم دینی را نیز میتوان بهصورت جذاب و صحیح از طریق بازی به کودکان آموخت».
مدرسه و خانواده همراه شوند
این کارشناس پیشنهاد میدهد که« مربیان و معلمان در دوره ابتدایی میتوانند نقش مهمی در بازیهای گروهی وسنتی ایفا کنند. شبکههای مختلف صداوسیما هم میتوانند نقش بهسزایی در معرفی و رواج بازیهای سنتی داشته باشند. البته باید در نظر داشت که تابستان فرصت مناسبی برای ترویج بازیهای سنتی در بین بچههای همسایه و فامیل است و خانوادهها میتوانند از این فرصت برای دوری بچهها از فضای مجازی استفاده کنند.»
ملیحه محمودخواه - گروه جامعه