به تکرار افتادن
در بخش پیش درباره نکات مثبت استفاده تلویزیون از برندهای معتبر در تعطیلات نوروزی نوشتیم و دقت و صرفهجویی مدیران را در امر برنامهسازی ستودیم اما حالا بیایید یک جور دیگر به ماجرا نگاه کنیم. آیا تمرکز بیش از حد روی برندها، خودش آسیبزا نیست؟ درست است که برندهای تلویزیون ارزشمند هستند و مخاطبان از آنها استقبال میکنند اما خوشمزهترین غذاهای دنیا را هم اگر چند ماه پشت سر هم به خورد آدم بدهند مزهاش را از دست میدهد، چه برسد به برنامههای تلویزیونی! مثلا فکر میکنید اگر سیروس مقدم، برای تمام طول سال، «پایتخت» میساخت یا ایرج طهماسب، هفتهای چند بار «کلاه قرمزی» جدید تولید میکرد و روی آنتن میفرستاد بازهم از حذفشان ناراحت میشدیم؟ یا مثلا هنگام پخششان هیجان پیدا میکردیم؟ قطعا پاسخ خیر است. چون تجربه نشان داده است جذابترین برنامهها هم از جایی به بعد به تکرار میافتند و ارج و قربشان میان مردم از بین میرود. ماجرای پخش برنامههای روتین تلویزیونی در ایام تعطیلات هم دقیقا همین است. حالا گیریم یک مقدار به خاطر نوروز تغییر کرده باشند (که اکثرا تغییری نداشتند) اما ذاتشان همان است و از این رو نمیتوان انتظار داشت شور و شوق خاصی ایجاد کنند.
تداخل برنامهها
درست است که برنامهریزی برای چیدن کنداکتور برنامهها در تعطیلات نوروز به نسبت سایر روزهای سال، راحتتر است اما باز هم شبکهها ترجیح دادند بهترین برنامههایشان را در پرمخاطبترین ساعات شبانهروز روی آنتن بفرستند. به همین دلیل اگر دقت کرده باشید از ساعت 22 تا یک بامداد، تعدد پخش برنامهها به شدت بالا رفت و عملا مخاطبان نمیتوانستند هرشب، تمام برنامهها را دنبال کنند. شاید در وهله اول، این تداخل برنامهها نشانه پربار بودن شبکهها و قدرتنمایی تلویزیون باشد و بتوان آن را جزو نکات مثبت به حساب آورد اما خب طبیعتا نکات منفی زیادی هم دارد. نکته اول همین سردرگمی مخاطبان و از دست دادن برنامههاست. به هرحال مگر یک نفر در آن واحد چند برنامه میتواند ببیند؟ تازه علاوه بر برنامهها، سریالهای تلویزیونی هم هستند که بخش مهمی از مخاطبان به دنبال کردن آنها تمایل دارند. درست است که هرکدام از این برنامهها بازپخش دارند اما مگر میشود از مخاطبان خواست تمام طول روز برنامههای تلویزیونی تماشا کنند!
دیده نشدن برنامههای جدید
در این بین، چند برنامه هم بود که برای اولین بار از تلویزیون روی آنتن میرفت. مثل «ستاره ساز»، «پل فروردین»، «مسابقه منچ»، «گیرنده» و .... اگر بحث کیفیت این برنامهها را کنار بگذاریم، میتوانیم بگوییم پخش فشرده برنامهها و مسابقههای شبانگاهی باعث شده بعضی از این تازهواردها اصلا دیده نشوند. گرچه زیاد هم نمیشود بحث کیفیت را نادیده گرفت. چون عملا بین آثار جدید، برنامه درجه یک دیده نمیشد که بتواند سری میان سرها بالا بگیرد.