printlogo


فراموشكاران رادیو
روح‌الله رجایی

 سرگرمی سال‌های كودكی من شكافتن قوه‌های پارس بود كه اول فلز دورش را جدا می‌كردم و گاهی دستم را می‌بریدم.هیچ وقت از كالبدشكافی قوه‌های پارس به راز جان بخشی آنها به رادیوی بزرگ سونی بابابزرگ نرسیدم. بعد هم كه برق به روستا رسید و یكی از جوان‌های شهر رفته، یاد گرفته بود چگونه رادیوها را برقی كند، باز هم بساط باتری‌ها از زندگی پیرمرد جمع نشد. با این استدلال كه «اگر برق برود چی؟» جوان برقكار را مجاب كرده بود كه كاری كند برایش یك رادیوی دوزیست درست كند؛ برق و باتری با هم.  رادیو رسانه بابابزرگ بود، من ولی با تلویزیون بزرگ شدم و حالا پسرم تبلتش را به تلویزیون ترجیح می‌دهد. رادیو در روزگار ما در زندگی یك رسانه پیر و فراموش‌شده است، رادیو دیگر رسانه زمانه ما نیست. نمی‌خواهم آنچه در كلاس‌های ارتباطات می‌گویند كه رادیو رسانه گرم است و تخیل انسان را به‌كار می‌گیرد، تكرار كنم.به جایش فكر می‌كنم دعوت به این چالش كه برای یك لحظه خودمان را جای مردمی بگذاریم كه در شب‌های سخت سیل امسال در «معمولان» و «درود» اسیر سیل شده بودند و برای یكی دو روز نه برق داشتند، نه تلویزیون و نه هیچی.  خودمان را جای آدم‌هایی بگذاریم كه از زمین و زمان بی خبر مانده اند و نمی‌دانند چه باید بكنند، نمی دانند كی برایشان غذا می‌فرستد  و كی از این گرفتاری خلاص می‌شوند.  در آن لحظه تنها وسیله‌ای كه می‌توانست كمك آسیب‌دیدگان باشد، همان رادیوی دوزیست بابابزرگ‌هاست با چند قوه اضافه. 
این را بسیار گفته اند كه رادیو رسانه بحران است و گویا هیچ كسی این گفته را جدی نگرفته است. نخستین كسی که رادیو را جدی نگرفته به نظرم خود رادیوی ایران است. مشتری‌های ثابت تاكسی‌های خطی و مشتری‌های گذری صبح جمعه با شما و رادیو جوان را كه منها كنیم، رادیو در سال‌های اخیر و در حوزه برنامه‌سازی و معرفی خود به‌عنوان رسانه بحران ظاهرا كار درخوری نكرده است.  در دستگاه‌های امدادرسان و مسؤول در حوزه بحران هم می‌توان گفت رادیو اولویت آخر متصدیان ارتباط با رسانه است. مدیران روابط عمومی بابت توجیه كردن روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و... انرژی  می‌گذارند و گاهی هزینه هم می‌كنند، اما حواس‌شان نیست برنامه‌سازی در رادیو نیاز به دكور، طراحی وپیش تولیدهای سنگین تلویزیونی ندارد.
و در آخر هم خودمان هستیم كه فرض گرفته ایم هیچ سیلی به خانه ما نمی‌آید، هیچ زلزله‌ای بیرون كرمانشاه اتفاق نمی‌افتد و هر خبری باشد می‌توانیم از تلگرام و شبكه‌های اجتماعی بگیریم و اصلا رادیو چی هست؟ ما مردم هم به همان راه رفته‌ایم و گمان می‌كنیم دیتای تلفن همراه‌مان را روشن كنیم. به گرفتار شدن در سیل و زلزله و آنتن ندادن تلفن همراه فكر نكرده‌ایم و در خانه یكی از آن رادیوهای كوچك نداریم، چه رسد به چند قوه پارس زرد رنگ.  
همه ما - مسؤولان رادیو، مدیران روابط عمومی و خیلی از ما مردم- فراموشكاران رادیو هستیم و تاوان این نسیان سبك و ساده نخواهد بود.