printlogo


اسیدپاشی اعدامی بخشیده شده ‌روی برادرش
 اعدامی بخشیده شده که برادرش را در پی کینه‌ای قدیمی با اسید سوزانده بود، در بیمارستان بازداشت شد‌.

به گزارش خبرنگار جام‌جم‌، ظهر پنجشنبه بیست و دوم تیر امسال مردی‌ 54ساله‌ از سوی برادر 50ساله‌اش در خانه پدری‌شان در محله شوش مورد اسیدپاشی قرار گرفت. مرد میانسال که از ناحیه دست و چهره سوخته بود در بیمارستان بستری شد‌. حسام، متهم پرونده تحت تعقیب ماموران اداره16 پلیس آگاهی تهران بود که دیروز در بیمارستان بازداشت شد. او با پاهای باندپیچی شده‌‌ به شعبه سوم دادسرای جنایی تهران منتقل شد و گفت: قبول دارم با اسید برادرم را سوزاندم چون از 16 سال قبل از او کینه داشتم.‌ او باعث شد مردی بیگناه را به قتل برسانم. شک و تردیدهای او‌ بود که به جانم افتاد و زندگی‌ام را نابود کرد. ‌می‌خواستم انتقام بگیرم و او را بکشم اما زنده ماند. محمد‌مهدی براعه‌، بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جام‌جم گفت‌: فرزندان قربانی اسید پاشی از عموی‌شان شکایت کردند و قرار شد متهم به پزشکی قانونی معرفی شود تا سلامت روانی‌اش بررسی گردد‌. 

زندگی‌ام را نابود کرد او را سوزاندم
 
مرد میانسال که پاهایش با اسید سوخته بود و بسختی می‌توانست راه برود، برادرش را عامل بدبختی در زندگی‌اش می‌دانست و پشیمانی در چهره‌اش دیده نمی‌شد.

مواد مصرف می‌کنی‌؟
سال‌ها قبل هروئین مصرف می‌کردم اما حالا متادون می‌خورم‌.

 سابقه داری‌؟
بله‌.

به چه اتهامی زندان رفتی‌؟
16 سال قبل برادرم سراغم آمد و گفت تو بی‌غیرتی و همسرت به تو خیانت می‌کند. به حرف‌های همسرم گوش ندادم و چون تصور می‌کردم برادرم واقعیت را گفته، سراغ مرد همسایه رفتم و او را با ضربه‌های چاقو کشتم. زندانی شدم و حکم قصاص گرفتم. بزرگ شدن‌ دخترم‌، ازدواجش و نوه‌دار شدنم را ندیدم. در زندان فهمیدم‌ که مقتول بیگناه بوده است.

بعد چه شد؟
عذاب وجدان داشتم‌. همسرم پای زندگی‌ام ماند.13 سال کابوس اعدام می‌دیدم. با ساخت صنایع‌دستی سعی‌ می‌کردم شرایط زندان را تحمل کنم. با کمک خانواده‌ام‌، سه سال قبل رضایت گرفتم و بیرون آمدم. برادرم از همسرش جدا شده بود و با مادرم زندگی می‌کرد و آنجا را پاتوق افراد خلافکار کرده بود. 

چرا تصمیم به اسیدپاشی گرفتی؟
حرف‌های دروغ و سوء‌ظن‌های برادرم 16سال از عمر مرا نابود کرد و تا یک قدمی قصاص برد‌. به دنبال انتقام و کشتن برادرم بودم. آن روز فرصت پیدا کردم‌ و بطری اسیدی که خریده بودم را از زیرزمین برداشتم و بعد از دعوا روی او ریختم. پشیمان نیستم و حقش بود.