در گفتوگو با دکتر محمد ابراهیم محمدی مطرح شد
آموزش و پرورش در زمینه حجاب ناشیانه عمل کرده است
جوامع بشری در تمامی دوران تاریخی خود، همواره گرفتار تنشها و مسائلی هستندکه مواجهه با آنها، امری گریزناپذیر و در حقیقت پویایی، بقا و ادامه حیات بشر وابسته به توانایی در حل مسأله و گذر از چنین گلوگاههایی است. بحرانها و حوادثی که چون موج میآیند و تنها کسانی تاب مقابله با این مشکلات را دارند که ضمن اتکا به قدرتی لایزال، اراده و همت لازم برای پرداختن و عبور از این مشکلات را داشته باشند.
مردم و حاکمانی که گذشته خود را مرور کنند، اشتباهات خود را بپذیرند و آگاهانه و مسئولانه برای ادامه راه درست تصمیم بگیرند. این روزها در جامعه ما مسألهای با عنوان حجاب یا بهتر بگوییم پوشش مناسب طرح شده و جریاناتی را شکل داده است که پرداختن به آن را بیش از پیش ضروری و گریزناپذیر کرده است. بههمین دلیل و بهمنظور گشودن پنجرههایی برای دمیدن هوایی تازه در فضای گفتوگو در این زمینه، با آقای دکتر محمدابراهیم محمدی، پژوهشگر و کارشناس امور فرهنگی و تربیتی، همصحبت شده و نظرات ایشان را در این زمینه جویا شدهایم. آنچه در ادامه میخوانید متن کامل این گفتوگوی بهاری است.
تا جایی که اطلاع داریم، جنابعالی مطالعاتی در زمینه حجاب یا به تعبیری بهتر پوشش مناسب داشتهاید که مایلیم خوانندگان جامجم را با این نظرات آشنا کنیم.
همینطور است و در شروع صحبت میخواهم اشاره کنم که باید درخصوص مسأله حجاب و بهتعبیری کاملتر پوشش مناسب، نگاه خیلی دقیق و عمیقی داشته باشیم. در این رابطه موضوع حجاب از جنبه کششهای فطری و ذاتی است که یکی از مهمترین این مسائل است که ضرورت دارد بهتر از گذشته بازکاوی شود. محور دوم، بازخوانی موضوع از منظر معناگرایی است، زیرا مسأله حجاب، مسأله معناست و در حقیقت حامل معنای عمیقی است که باید بهخوبی فهم، منتقل و در ذهن و سپس عمل ما جاری شود. مسأله سوم هم مواجهه و برخورد صحیح و منطقی و حساب شده با مسأله حجاب است. به این معنا کسانی که کارگزار و در این قضیه مسئول و تصمیمگیر هستند، باید بدانند و بتوانند مواجهه درستی با موضوع حجاب داشته باشند. همچنین توجه به این مطلب که جامعه مخاطبان ما در موضوعی چنین مهم چه کسانی هستند و ادبیات مناسب گفتوگو با آنان چیست، از اهمیت و جایگاه مهمی برخوردار است. در نتیجه باید عنایت داشته باشیم که اگر پازل چندوجهی و درهم تنیده حجاب و پوشش را بهدرستی و بهشکلی جامع و کامل مورد توجه قرار ندهیم، با مشکل مواجه خواهیم شد. زیرا هر بخش و وجهی که از این پازل بلزرد، دیگر وجوه آن را تحتتاثیر قرار خواهد داد و نتیجه مطلوبی که در بحث پوشش مناسب بهدنبال آن هستیم، محقق نخواهد شد.
نظرتان در مورد ضرورت گفتمانسازی منطقی و مؤثر در زمینه پوشش مناسب چیست؟
بهعنوان فردی که نگاه کارشناسی به این موضوع دارم و مسأله را با کنجکاوی و از سر دغدغه دنبال میکنم، احساسم این است که در مسأله حجاب، جامعه مخاطبان ما قصوری ندارند و متاسفانه باید اعتراف کنیم که همه قصورها و گاهی تقصیرها متوجه تصمیمگیرندگان و عوامل بالادستی است. البته وجوه آن متفاوت است. ممکن است در ارائه بستهای که آن را تهیه کردهایم درست کار نشده باشد. امکان دارد در خصوص گفتمانسازی پیرامون حجاب درست عمل نکرده باشیم. ممکن است در زمینه ارتباط و تعامل حق مطلب را بهدرستی ادا نکرده باشیم و در بحث قالبسازی درست در این زمینه به خطا رفته باشیم که در ادامه به برخی از مصادیق آن اشاره خواهد شد. با کمی تامل در آنچه بیان شد، میتوان گفت مشکلات ما به ضعف و ناتوانی، بیمهارتی در زمینه انتقال، تبیین و اشاعه این مفهوم عمیق و بااصالت بازمیگردد. امری که انگار پایانی ندارد و متاسفانه اگر همین امروز هم نگاهی دقیق و از سر تامل به موضوع داشته باشیم، متوجه میشویم که هنوز هم نابلدیم و چون فهم درستی از موضوع نداریم، ناشیانه و بد عمل میکنیم. مصدایق آن هم خیلی دور از دسترس نیست و مثلا وقتی صحبت از حجاب و اندیشه در این حوزه است، مسئولی در ستاد امر به معروف و نهی از منکر ولو از سر دلسوزی نکات یا مطالبی را در مصاحبه میگوید که در آن شرایط به صلاح نیست و در جایی دیگر بخشنامه و دستورالعملی اداری با ادبیاتی ناهمسو با اقتضائات، به گونهای شتابزده رسانهای میشود. این درحالیاست که موضوعی با این ظرافت و حساسیت نباید در بوق و کرنا شود و گوش فلک را کر کند. گاهی مصلحت در این است که یک مدیر بیسروصدا به وظیفهاش عمل کند. بهتر است که دور دیدهشدن خود و رسانهای کردن موضوع را خط بکشد، چراکه گاهی همین رسانهای کردن امری کار را خرابتر میکند. یا وقتی شما برای حجاب بخشنامه دارید و مدیران هم توجیه هستند چه ضرورتی دارد با مخاطبانی که طیف نوجوان هستند و بهقاعده زبان تند را بر نمیتابند خطونشان بکشیم، درحالیکه خویشتنداری در چنین اموری بهتر نتیجه میدهد. بهخصوص اینکه با نوجوانان و جوان عزیز و نازنین، مأنوس با حقایق روز و دوستداشتنی مواجه هستیم که باید عمر و جان و همه سرمایه مادی و معنوی خودمان را در مسیر اعتلا، پیشرفت و خوشبختی و سعادت آنها فدا کنیم. مگر دین مبین اسلام تعریفی غیر از این از انسان مورد نظر خود دارد که همه چیز باید در خدمت رفاه و سعادت و نیکبختی او باشد؟ باید از خودمان بپرسیم که آیا ما در چنین مسیری که مبتنی بر هویت و ذات و منطبق بر فطرت این انسانهای پاک و شریف است، حرکت کردهایم؟
ظاهرا معتقد هستید که پوشش مناسب انسان را زیباتر، عفیفتر و اجتماعیتر جلوه میدهد. در این خصوص هم توضیح دهید.
سخت معتقدم و دلایل زیادی دارم که باید حجاب را نه بهعنوان امری صرفا اعتقادی و دینی که بهعنوان یک پوشش مناسب با جامعه مسلمان ایرانی طرح و ترویج کنیم. ضمن اینکه باید دقت داشته باشیم وقتی به موضوعی پسوند دین را اضافه میکنیم ــ و متاسفانه گاهی خودمان عملکرد درست دینی نداریم ــ جامعه را با تناقضاتی مواجه میکنیم که در مقابل این موضوعات گارد میگیرند و مقاومت میکنند. یادمان باشد پوشش مناسب در بطن و جانمایه فرهنگ اصیل ایرانی نهفته است و ریشههای بسیار عمیقی در کشور ما و حتی ایران فرهنگی دارد، امری که جزو امور تاسیسی نیست، بلکه قبل از ظهور اسلام در ایران وجود داشته و از امور پسندیده و شایستهای است که در ادیان گذشته بوده و پیامبر عظیمالشان اسلام حضرت محمد(ص) آن را امضا کرده است. نکته مهم و قابل توجه دیگر این است که اساسا پوشش و عفاف در ادیان دیگر مانند یهودیت، مسیحیت و... هم به معنای امری که انسان را زیباتر، عفیفتر و اجتماعیتر میکند وجود داشته و هماکنون هم در بین پیروان راستین این ادیان وجود دارد. پس نباید آن را مصادره به مطلوب کنیم و باعث شویم، مقاومتهایی ناخواسته و چالشآفرین پیرامون آن شکل بگیرد. ضمن این که نگاه عقلی و منطقی و توجه به سیر تاریخی مسائل، حکایت از آن دارد که طینت و فطرت بشر با پوشش مناسب همراه و همگام است و برهنگی و عریانی را در شکلی که متاسفانه امروزه با اهدافی خاص ترویج میشود، برنمیتابد. تبیین این موضوع نیز خیلی مهم است که به گونهای مستند، منطقی و به زبان مخاطب با او حرف بزنیم و بگوییم این امر یعنی گرایش به انتخاب پوشش مناسب تا آن هنگام که انحرافی در آن پدید نیامده، اساسا یک امر فطری و ذاتی و بینالادیانی است. در حقیقت محدود و محصور کردن آن به مقطع تاریخی یا حاکمیتی خاص، ایجاد انحراف در این زمینه و در نتیجه گرفتاریهای است که خود مسبب آن هستیم و دلیلش را در وجود دیگران جستوجو میکنیم. من سالها در آفریقا زندگی کردم و شاهد بودم که خیلی از مردم بومی آنجا در ارتباطات و مناسبات اجتماعی خود این پوشش را پذیرفته و با پوشش مناسبی که از انسان صیانت میکند همراه شدهاند. غرض اینکه بهتر است به فلسفه حجاب و پوشش، فارغ از نگاه تعبدی و دینی آن بپردازیم و از این تلقی که حجاب صرفا یک دستور دینی است پرهیز کنیم.یادمان نرود که در این تبیین و گفتوگوها تاکید و اشاره کنیم که پوشش مناسب تنها مختص و مربوط به بانوان و دختران ما نیست، جوان و مردی هم که پوشش مناسبی ندارد مورد خطاب است و باید در شمول امر پوشش مناسب و شایسته یک جامعه انسانی و اسلامی باشد.
رویکرد آموزش و پرورش را در زمینه ترویج حجاب و پوشش مناسب چگونه ارزیابی میکنید؟
در خصوص این سؤال نکته مهمی که باید در آموزش و پرورش توجه بیشتری به آن بشود، مسأله به رسمیت شناختن پوشش متنوع، زیبا، تاریخی و سنتی ایران در استانهای مختلف است. چه اشکالی دارد که دختر بلوچ، دختر کرمانج، دختر کرد یا دختران عزیز ما در دیگر استانها لباس زیبا، پوشیده، وزین و رنگارنگ و الوان مربوط به محل و بوم خود را بپوشند. آیا توجه کردهایم که این لباسهای زیبا هم برای دختران و هم برای پسران از چه پوشیدگی کامل، زیبا و رنگارنگی شگفتانگیز و در عین حال راحتی و جذابیتی برخوردار هستند؟ اما ما از این همه معنا و تنوع و جذابیت نهتنها غافل هستیم که به ناگهان و با تصمیمی اداری و در پشت درهای بسته کاری میکنیم که مثلا دختر خانم ما با کراهت مانتو بپوشد و لحظه شماری کند تا از مدرسه به خانه برگردد و با خشم و ناراحتی آن را مچاله کرده و به گوشهای بیفکند. آیا چنین عملکردی میتواند موجب ترویج پوشش مناسب شود؟
جنابعالی سابقهای طولانی در آموزش و پرورش و امور تربیتی دارید و بحث پوشش مناسب از اموری است که همیشه دغدغه شما بوده، آیا در این زمینه اقدام و پیشنهادی داشتهاید که بتواند به ترویج پوشش مناسب کمک کند؟
شاید لازم باشد که اشاره کنم، ضرورت توجه به این امور طی تاریخ چندین ساله معاصر آموزش و پرورش بارها از سوی کارشناسان و دلسوزان حوزه تعلیم و تربیت گوشزد شده است. بهعنوان مثال زمانی که مدیرکل امور فرهنگی و هنری در حوزه معاونت پرورشی بودم، یادداشتی نوشتم و پیشنهاد دادم بهجای این که بخواهیم فرمی یک دست و تحمیلی را به دانشآموزان انشا کنیم، بیاییم و در هر جغرافیا و زیست بوم محلی در استانهای مختلف لباس فرم محلی تعریف و به بچهها پیشنهاد کنیم. هنوز هم اعتقاد دارم اگر میخواهیم پوشش مناسب و زیبا و جذاب بین دانشآموزان ما رواج پیدا کند، مسئولان باید تجدیدنظری مسئولانه و سازنده در نگاه خود به این امورداشته باشند و نسبت به احیای ظرفیت بزرگ پوشش بومی و محلی که مبتنی بر فرهنگ و آموزههای دیرینه ایرانی ماست اقداماتی شایسته و اساسی انجام دهند. در یادداشتی که در ارتباط به امور تربیتی و در هشتم اسفند ماه در همین روزنامه نوشتم، اشاره کردم که یکی از مراتب غفلت ما در امور تربیتی بی توجهی به چنین امور ظاهرا پیش پا افتاده اما درواقع مهمی بوده است. یعنی پرداختن به امور جاری و مناسک محور و همچین اقداماتی نمادین مانند برگزاری صبحگاه و مسابقات چند گانه و... ما را از توجه به امور اساسی و مهم باز داشته است. موضوعی که همچنان باقی است و هنوز این سوال وجود دارد که بدنه پهن پیکر آموزش و پرورش برای بحث معنادار و هویت بخش مانند حجاب و تبیین پوشش مناسب و زیباییهای آن چه کار اساسی و مؤثری انجام داده است؟
چرا این همه بر استفاده از لباسهای محلی و بومی بهعنوان پوشش مناسب تاکید دارید؟
این تجربه برای همه کسانی که حضور در مدرسه را تجربه کردهاند، وجود دارد که اگر به مناسبت و در مراسمی برخی دانشآموزان لباسهای محلی خود را بپوشند و با این لباسهای زیبا در مدرسه حضور یابند، طراوت و شادابی خاصی به محیط میبخشند و شادی را به آن جلسه یا مراسم تزریق میکنند اما کمتر پیش آمده که با خودمان فکر کنیم، چرا وقتی یک پوشش مناسب این گونه موجب ایجاد فضای طراوت و شادابی میشود، بیشتردر مورد آن اندیشه نمیکنیم تا برای استفاده از آن بهتر بیندیشیم و از چنین ظرفیتی استفاده کنیم.
در صحبتهایتان به ترویج الگوهای مناسب و ارائه مدلهایی برای پوشش مناسب و متین، مطابق فرهنگ ایرانی ما اشاره کردید، لطفا در این زمینه بیشترتوضیح دهید.
باید باور کنیم که در زمینه تولید ومعرفی مدلهای جذاب و مطابق ذائقه مخاطبان، بهخصوص در مورد لباسهایی که مناسب دختران نوجوان و جوانمان باشد، کوتاهی کردهایم. این در حالی است که دیگران با درک این نیاز، کالاها و مدلهای مورد پسند خودشان را مطابق ذائقه فرزندان ما تولید کرده و بدون سروصدا و در بوق وکرنا کردن، انواع لباسهای نامناسب را در زیرزمینهای بینام و نشان تولید یا از خارج وارد و توزیع کردهاند. بیاییم با خودمان صادق باشیم و بپذیریم وقتی برای مخاطبانمان تولید الگو نکردهایم، غیرمنصفانه است که مدام از حجاب وپوشش مناسب حرف بزنیم. معتقدم در زمینه تولید و معرفی الگویی بهعنوان پوشش مناسب و مؤثر با یک کم کاری و ناکارآمدی بزرگ روبهرو هستیم که متاسفانه تاوان آن را خانوادهها و بهخصوص دختران خوب ما می پردازند. آیا بهتر نیست برای توسعه پوشش جذاب و مناسب از ظرفیتهای بومی که کم هم نیستند، استفاده کنیم و با تولید برندهای مناسب در حوزه پوشش و حجاب، کاری مثل صنعت غذای حلال به جریان انداخته و به مرحلهای برسیم که آن را به دیگر کشورهای مسلمان و کشورهایی که بهدنبال پوشش مناسب برای جامعه خود هستند، صادر کنیم و بعد از آن دست به تبلیغ وترویج محصولی بزنیم که فرزندانمان آن را پسندیده و به آن اقبال نشان داده باشند. مزید بر این امر، لازم است به جای برخورد احساسی و شتابزده با بدپوششی، در قدم اول با گلوگاههای تولید و عرضه لباسها و پوششهای نامناسب و ضد اجتماعی برخورد و تولیدکنندگان و ترویجکنندگان این محصولات را جریمه کنیم تا عملا بتوانیم مانع بدپوششی و ترویج مدلهای نامناسب شویم.
گویی نگاه انقلابی در امور فکری وجود ندارد
بیاییم صادقانه اعتراف کنیم تا این لحظهای که با هم گفتوگو میکنیم، موفق نشده یا نخواستهایم با استفاده از منطق و دانش کامل و داشتن دغدغه ساختن آینده فرزندانمان به برخی مسائل از جمله حجاب به معنای پوشش مناسب و زیبنده خود و فرزندانمان بپردازیم. شاید در خلوت خود بگوییم هر چه بوده گذشته است، اما اگر چشم باز کنیم، خواهیم دید چوب تصمیماتی را که در گذشته اتخاذ کردهایم و ظاهرا زمان آن گذشته است میخوریم. در نتیجه باید توجه داشته باشیم اگر همین امروز با فراست و هوشمندی و نگاهی انقلابی و سازنده برای این امور فکری نکنیم، فردا خیلی دیر خواهد بود!
محمد دشتی - نویسنده و پژوهشگر