printlogo


اجرا به احترام امام‌حسین(ع)
علی‌اکبر قلیچ، مجری این برنامه در گفت‌وگو با «جام‌جم»از اولین تجربه اجرایش در تلویزیون می‌گوید.

شما را بیشتر با خوانندگی و مداحی می‌شناسند. چه شد که اجرای این برنامه را پذیرفتید؟
تخصص من موسیقی و خوانندگی است. من‌را به‌عنوان خواننده می‌شناسند و خیلی از کارهای من رنگ‌وبوی اعتقادات شخصی‎‌ام را دارد اما درباره این‌که چه شد اجرای این برنامه را پذیرفتم باید بگویم اگر موضوع برنامه امام‌حسین(ع) و فضای روایت زندگی آدم‌ها که نهایتا به یک نقطه‌عطف امام‌حسینی می‌رسند نبود، قطعا امروز مردم من‌را از قاب تلویزیون به‌عنوان میزبان این برنامه نمی‌دیدند. البته زمان تصمیم‌گیری برای حضور در این برنامه کم بود اما با محبت دوستان و پیشنهادی که به من دادند و مختصاتی که در اجرای این برنامه دیدم در خدمت حاضر شدیم. 
 
​​​​​​​تا چه اندازه درباره مهمانان اطلاعات کسب می‌کنید و این کار را بیشتر از چه طریقی انجام می‌دهید؟
همان‌طور که عرض کردم، چاشنی برنامه ما در پیش‌تولید و تولید کمبود وقت بود و به همین دلیل زمان یکسانی برای تحقیق درباره هر مهمان نداشتم. البته سعی می‌کردم اتفاق مهم زندگی آن شخص برای من به‌عنوان مجری یا میزبان عادی نشود. تیم تولید، کارگردان و سایر دوستان هم کمک می‌کردند.
 
حال و هوای اجرای برنامه‌های مناسبتی با دیگر برنامه‌های روتین چه تفاوت‌هایی دارد؟
این اولین تجربه تلویزیونی من به‌عنوان مجری یا میزبان است. پس تجربه‌ای از برنامه‌های روتین نداشتم. این برنامه به عنوان محرم - صفری تهیه و تولید شده‌است که به آن مناسبتی می‌گوییم؛ پس یک‌سری چارچوب‌های خاص خود را دارد. برای مثال من شوخ‌طبع هستم و ممکن است لبخند زیاد روی لبم باشد؛ از چاشنی خنده در محاوره با مهمانانم استفاده می‌کنم. این یکی از مواردی است که باید مدیریت می‌شد و فکر می‌کنم نتیجه‌اش مطلوب دوستان بوده‌است. 
 
بسیاری مردم از مجری، انتظار به چالش کشیدن مهمان و یک گفت‌وگوی داغ را دارند اما به‌نظر می‌رسد این برنامه با توجه به زمان پخش و همچنین محتوا و ساختار قصه‌گویی نیازمند آن است که مجری به نوعی تسهیل‌گر باشد و بگذارد قصه از زبان مهمان شکل بگیرد. برای این نوع اجرا چه راهکاری داشتید و چطور سعی کردید با روایت مهمان همراه شوید؟
ممکن است مخاطبان انتظار این را داشته باشد که مجری یک جاهایی وسط حرف مهمان بپرد و او را به چالش بکشد تا قصه‌اش را به نوعی شخم بزند اما دقیقا ما باید همراه و هم‌مسیر با داستان روایتگرمان بودیم. سعی کردم بیشتر شنونده باشم. دائم خود را جای مخاطبی می‌گذاشتم که دارد در خانه از قاب تلویزیون برنامه را می‌بیند و سعی می‌‎کردم زودتر به مسیر قصه بپردازم تا بخواهم خودم را نشان دهم یا مهمان را به چالش بکشم. البته جاهایی سؤالاتی را که به ذهنم می‌رسید، می‌پرسیدم که چالشی بود. وظیفه‌ام این است که برای مهمان حس راحتی را فراهم کنم تا قصه‌اش را تمام و کمال و با جزئیات تعریف کند. راهکارش هم از نظرم این بود که خود واقعی‌ام باشم. سعی نمی‌کردم درگیر بازی‌های زبان بدن و تکنیک‌های مختلف شوم. حس می‌کردم در فضای صمیمانه، طرف مقابل دارد برای من چیزی را تعریف می‌کند و با او همراه می‌شدم؛ فارغ از این‌که مقابل دوربین‌ها هستیم. 
 
مجری‌های شناخته‌شده‌ای داریم که سابقه اجرای برنامه‌‎هایی با این سبک و سیاق را داشتند. برای ایجاد تمایز با مجریان قبلی در این سبک اجرا چه کردید و چطور سعی دارید در گفت‌وگو به نوآوری برسید؟
قطعا مجریان ما کاربلد، حرفه‌ای و باتجربه هستند و به بهترین نحو کارشان را انجام می‌دهند. من هم همان‌طور که اولین پلان برنامه عرض کردم ادعایی در مجری‌گری ندارم و صرفا در این برنامه میزبان هستم. برای من هم تجربه جدیدی بود. اتفاقا دنبال این نبودم که صاحب‌سبک باشم. دنبال ایجاد تمایز میان خود و کسانی که دارند در این زمینه کار می‌کنند، نبودم. اما همیشه یک باور دارم که با بیان آن شاید گریزی هم به سؤال قبلی بزنیم. هر انسانی نسخه منحصر به‌فرد خود است و برای همین خود واقعی بودن حتی در زبان بدن تاثیر مستقیم و بسیار زیاد می‌گذارد. این‌که شما هسته درونی‌ات را به پوسته بیرونی‌ات متصل کنی؛ همان چیزی که در دلت می‌گذرد و حسی که داری را در زبان بدن، کلام و رفتارت ارائه دهی، باعث صاحب سبک شدن می‌شود. به نظرم نیاز به چیز دیگری نبود که بخواهم یک‌سری تصنعات را وارد کار کنم.
 
چقدر در گفت‌وگو و شیوه روایت تلاش دارید که اصولی را برای به مرور بیان کردن ماجرا داشته باشید و با ایجاد تعلیق، مخاطبان را بیشتر همراه کنید؟ در این مورد چقدر با کارگردان تعامل داشتید؟
قطعا نتیجه‌ای که بینندگان می‌بینند حاصل کار گروهی چندین روزه یک تیم چند‌نفره اعم از کارگردان، تهیه‌کننده، سردبیر، نویسنده‌ها، مشاورها و نهایتا من مجری است. خیلی جاها تکنیک مرور داستان را اجرا می‌کردم تا ذهن مخاطبان مغشوش نشود. قطعا تجربه محمد پیوندی تاثیرگذار بود و به من کمک کرد. البته به دلایلی نتوانستم خودم را در این برنامه نشان دهم و مطمئنم اگر قرار باشد در آینده حضور پیدا کنم شاید نتیجه‌اش خیلی فرق داشته باشد.