ویژگی کتاب در مقایسه با آثار مشابه
در کتاب«به جرم خمینی» تلاش کردهام به اصول داستاننویسی نوین پایبند باشم تا لذتش به کام خواننده بنشیند. زبان نوشته هم خیلی برای من مهم بود.
ورای اینکه این زبان برآمده از سبک و قلم من است، دوست داشتم کلامی استوار بنا کنم؛ چیزی که خواننده حرفهای هم از آن لذت ببرد. در این کتاب شما تصویر زیاد میبینید. سعی کردهام با فضاسازی و صحنهپردازی به داستان قوت ببخشم. در ساختن شخصیت ابوحامد تلاشم را کردم این آدم پایش روی زمین باشد. از وجوه مختلفی فراز و فرود احوالاتش را ترسیم کنم تا مخاطب همذاتپنداری کند. جاهایی در کتاب نیاز بود تاریخ افغانستان را مرور کنم، مستقیم و خشک تاریخ را نیاوردهام. اطلاعات تاریخی را غیرمستقیم در دیالوگها و ماجراهای داستان آوردهام که مخاطب احساس کند بخشی از داستان است. تلاش کردهام ورای استفاده از تکنیکهای داستاننویسی، قصه بگویم. این به گمان خودم و چند نفر از اساتیدی که مرحمت کردند و کتاب را خواندند فراتر از زندگینامه داستانی به معنای عرف این روزهاست و آن را در گونه رمان- مستند یا همان چیزی که در ادبیات نمایشی به آن داکیو-درام میگویند میشود جا داد. تلاش کردهام برای عمیقتر شدن داستان، زیرلایههایی را هم درنظر بگیرم. مثلا ماجرای آن عکس که از کودکی تا شهادت در داستان میبینیم، اتفاقی است که در میانه نوشتن داستان بهش رسیدم که حرکتی فرامتنی است.