چالشهای نویسندگی زندگینامه داستانی
وقتی شما داستان مینویسید دستتان برای تخیل باز است اما وقتی میخواهید رمانی مستند بنویسید باید تمام تلاشتان را بکنید که به مستنداتی که دارید وفادار باشید.
این کار را سخت میکند. یعنی یک جایی اگر قصه جوری تغییر کند که نویسنده میخواهد، شاید درامی موفقتر خلق شود اما نویسنده در این قالب باید ساختار را حفظ کند. من ابتدای کتاب «در چند کلمه قبل از شروع» گفتهام «هر آنچه در کتاب به جرم خمینی خواهیدخواند، عین واقعیت نیست چون هیچ داستانی نمیتواند عین واقعیت باشد و البته که هر واقعیتی به روایت آدمهای مختلف با واقعیت دیگر متفاوت است. اما در این روایت داستانی تمام تلاشم را کردهام شاکله اصلی و استخوانبندی اثر بر پایه مجموعه بزرگی از مستندات و تحقیقات یکسالهام درباره شخصیت شهید علیرضا توسلی باشد. البته این داستان مجموع همه آن مصاحبهها و مستندات نیست و نباید هم باشد. تخیل نویسنده در پر و بال دادن و فضاسازی و گاه اضافه کردن شخصیتهای اندک فرعی ـ که به کمک صحنهپردازی آمدهاند ـ در سطور این کتاب، خواننده را همراه خواهد کرد تا زندگینامه انسانی چند بعدی چون ابوحامد را با حلاوت دو چندانی در قالب داستان نوش کند.» این توضیح را نیاز دیدم اول به مخاطب بدهم تا بداند چه مسیری طی شده و البته به نظر این کار از نوشتن داستان صرف خیلی سختتر است.