printlogo


کپی‌کاران، جایی در بهشت ندارند
اصلی‌ترین حوزه‌های خبری مورد توجه مخاطب در هر رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی و ورزشی است، سپس اقتصادی و سیاسی قرار می‌گیرند اما از آنجا که برای رسانه‌های داخلی مخاطب اهمیت درجه اولی ندارد، این رده‌بندی برعکس عمل می‌کند. یعنی از سیاست و اقتصاد به اجتماع و دست آخر فرهنگ و خاص‌تر هنر، ساختاربندی شده است.

این واقعیت باعث شده در اغلب رسانه‌ها حوزه فرهنگی و هنری دست‌کم گرفته شده و لذا کمیت و کیفیت دراین زمینه فدای رویکردهای سیاسی رسانه‌ها شود. وضعیت ورزشی البته تفاوت‌هایی دارد که در اینجا مورد بحث ما نیست. خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر همواره خود را مهجور می‌بینند، بنابراین در برابر پیشنهادهای بی‌شرمانه مقاومت لازم را به خرج نمی‌دهند. یکی از این انحرافات وادادن در برابر شغل‌های اداری و دیگری فقدان تخصص و خلاقیت است. کوچ خبرنگاران شجاع و صریح‌القلمی که تا حدودی سواد پرسشگری هم دارند، به شغل‌های پیشنهادی مثلا روابط عمومی یک دستگاه بروکراتیک، آسیبی است که در مطلب هفته گذشته به آن اشاره شد. البته این کوچ گاهی از سوی بالا دستی‌ها عملی می‌شود. یعنی دم و دستگاهی ضعیف و نقد‌ناپذیر به جای توجه به نوشته‌های خبرنگار مذکور، ترجیح می‌دهد تا او را آلوده زیرمجموعه خود کند لذا چراغ حضور در شوراها و مدیرکلی‌ها را برای چنین خبرنگارانی سبز می‌کنند تا قلم او را کند و نابود کنند. این فرآیند دو آسیب جدی دارد که اولی‌ آن خالی شدن بدنه رسانه از وجود خبرنگاران صاحب‌قلم است و رویکرد دوم(که مبتذل هم هست) تشویق و ترغیب غیرمستقیم خبرنگاران به نوعی رادیکالیسم افراطی یا کاذب است. چنین وضعیتی باعث می‌شود تا خبرنگاری که هنوز یک کتاب تاریخی نخوانده و از مکاتب مبارزاتی چیزی نمی‌داند به امید جذب در مدیریت‌ها، فاز مبارزه با فساد در مدیریت‌ها را بردارد، ولی همو یک سال بعد بر صندلی مدیریت تکیه زده است. نکته عجیب این مفسده درجایی است که چنین خبرنگارانی منسوب به جناح‌هایی هستند که به محض به قدرت رسیدن به‌شدت وا‌ می‌دهند، چراکه اینان می‌پندارند همه مشکل مملکت این بوده که اینان به قدرت مدیریتی برسند. خلاصه این‌که کوچ روزنامه‌نگاران به عرصه مدیریت‌های مختلف اغلب نه از سر نداشتن جایگزین که برعکس و دقیقا از ناحیه فاسد کردن او عملی می‌شود. غافل از این‌که این دسته خبرنگاران بی‌تعصب نسبت به شغل‌شان به منزل جدید هم وفا نخواهند کرد و به‌زودی سرجهیزیه دیگرانی خواهند شد.
اما از موضوع بالا که بگذریم، آسیب جدی و غیرقابل انکار دیگر روزنامه‌نگاری کشور، کپی‌کاری و نوشتن از روی دست دیگران (اعم از داخلی و خارجی) است. الان فقط بیشتر از 30 خبرگزاری داریم. بانک‌ها و رسانه‌ها از آنجا که قدرت سیاسی می‌آورند هر دم و دستگاهی برای خود بانک و رسانه‌ راه انداخته است. وجود رسانه‌های متعدد و مستقل وقتی معنا پیدا می‌کند که در اطلاع‌رسانی و تحلیل‌های مختلف صاحب خط و ربط و سلیقه و موضع متمایز و با تشخص تعلقات فردی و ارگانی باشد، درحالی که آقایان خبرگزاری را برای اطلاع‌رسانی به همکاران و خانواده خود راه انداخته و از حمایت مالی آن استفاده می‌کنند. در این وضعیت مخاطب محلی از اعراب ندارد، زیرا دلیلی نمی‌بیند به این رسانه‌ها مراجعه کند. مخاطب (غیرمتخصص) وقتی به رسانه و قلم خبرنگاری التفات نشان می‌دهد که او را در مقام نماینده برآورنده خواسته‌های تفریحی و اطلاع‌دهی بپذیرد اما وقتی مخاطبان از این دست با خبرنگارانی مواجه می‌شود که کپی‌کاری، حرفه اصلی اوست و رسانه مطبوعش، چیز دندان‌گیری ندارد، با تمام وجود خود را به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌سپارد.

محمدتقی فهیم | منتقد