printlogo


درباره بازی بهزاد خلج در «آقای قاضی»
ستاره بی‌چون و چرای یک سریال
جوری که سگرمه‌هایش را درهم می‌کند و صاف چشم می‌دوزد توی چشم متهمی که شستش خبردار شده، یک جای کار او می‌لنگد و ادعاهایش با هم نمی‌خواند. با میمیک صورتش ور می‌رود و در سکوت مبهمی، دو طرف دعوا را ورانداز و اظهارات‌شان را سبک و سنگین می‌کند.

بعد هم که می‌بیند طرف مشکوک کوتاه نمی‌آید و هوا ورش داشته، آرام‌آرام بُراق می‌شود و یک‌وری، کج‌کج زل می‌زند به او. طرف هم که به‌هیچ صراطی مستقیم نیست، یک‌نفس با‌وقاحت برای خودش می‌تازد و چیزی را گردن نمی‌گیرد. این وسط شاکی بیچاره، مستأصل و هاج و واج مانده در مقابل مقصری که دیوار حاشایش بد بلند است!‌
«آقای قاضی» هم اما صبرش حدی دارد. حالا که کار به اینجا رسیده و توصیه و اندرز جواب نمی‌دهد، آن چهره دیگرش را رو می‌کند. ناگهان صدایش را می‌گذارد روی سرش و فریادی سر مجرم بخت برگشته می‌کشد تا به‌ناچار، ماست‌هایش را کیسه کند.‌
بهزاد خلج در نقش آقای قاضی، قطب مهم سریالی با همین نام در شبکه دو است که این شب‌ها در حال بازپخش است تا بلکه پیش‌درآمد سری جدیدش باشد. در پشت جایگاه قضاوت با کمترین میزان مانور، به کمک سناریویی هوشمندانه و پر از جزئیات، نقش را با مهارت پرورانده و صیقل داده. می‌داند بی‌حوصلگی در جریان پرونده‌های کشدار و گویی لاینحل را چطور با چرخاندن قلم میان انگشتانش نمایش دهد یا با حالت نگاهش، به طرف حالی کند دستش را حسابی خوانده. جوانکی که زده به یک نفر و در رفته را با رکب‌زدن‌های متوالی وادار به اعترافی ناخواسته می‌کند. به وقتش هم، از پشت‌میز عدلیه پایین می‌آید و دو پیرمرد باغداری که سر سهم آب، جدال کودکانه‌ای را پیش گرفته‌اند، دوستانه، با ترفند خاص خودش و زبان‌بازی عجیبی، آشتی می‌دهد.
اینها همه حاصل سال‌ها تجربه‌ورزی بازیگری است که در فضای بسته یک استودیو، ستاره بی‌چون‌و‌چرای یک نمایش تلویزیونی به اصطلاح لو باجت است. سریالی که از حیث هزینه در این روزهای گران، خوب برای تلویزیون می‌صرفد و رضایت مخاطب از آن ثابت می‌کند تولیدش، در عین آگاهی‌رسانی قضایی به زبان ساده، از لحاظ سرگرم‌سازی هم یک بازی دو سر برد است. متن‌هایش، به‌ جمله جادویی «بر‌اساس یک داستان واقعی» اکتفا نکرده و حسابی دراماتیزه شده‌ است؛ آن هم در درام دادگاهی کم‌اکتی که میزانسن‌اش، خطر کسالت‌بار شدن دارد.سریالی که بازیگران فرعی‌اش هم تا حد استطاعت توجیه و هدایت شده‌اند و خارج نمی‌خوانند.
خلج در نقش آقای قاضی، اعتماد بیننده را کاملا جلب می‌کند؛ نه با شعار و ادا که در عمل و با استفاده از کدها و سیگنال‌هایی که به کمک ریزترین رفتارهایش ارسال می‌کند.
خلج در «پوست شیر» و اخیرا در «حیثیت گمشده» هم درخشیده. فرقی ندارد مکمل باشد، بدمن یا آدم مثبت ماجرا. نگاه او خوب یاد آدم می‌ماند. گویی حالا دیگر در هر نقش و مدیومی، انوار جذبه و حس و حال سمپاتیکی، کاراکتر او را در آغوش گرفته تا در نظر تماشاگر، دوست‌داشتنی جلوه کند.

هادی اعتمادی‌مجد | منتقد