اشکهای نجاتبخش داماد
مرد افغان که در جریان درگیری با همسرش او را با ضربه سنگ کشته بود، در جلسه دادگاه از کار خود ابرازپشیمانی کرد. پدر مقتول وقتی اشکهای داماد سابقش را دید، از قصاص او گذشت.
به گزارش خبرنگار جامجم، آبان سال گذشته مردی در تماس با اورژانس برای نجات همسرش درخواست کمک کرد. تیم امدادی وقتی در خانه این مرد در یکی از روستاهای دماوند حاضر شدند، با پیکر زنی جوان که از ناحیه سر به شدت آسیب دیده بود، مواجه شدند. با توجه به وخامت حال این زن، درخواست امداد هوایی شد و این زن به نام نسیم به بیمارستانی در تهران انتقال یافت. پزشکان برای نجات جان نسیم تلاش کردند اما بیفایده بود و وی بر اثر شدت جراحات جان باخت. با مرگ این زن، پروندهای در پلیس آگاهی تشکیل شد و شوهرش به نام بصیر تحت بازجویی قرار گرفت. این مرد که سعی داشت خود را از مرگ همسرش نگران نشان دهد در تحقیقات گفت: من و همسرم چند سال قبل به ایران آمده و در یکی از روستاهای دماوند بهعنوان سرایدار مشغول کار بودیم. امروز در حال آبیاری باغ بودم که از داخل ساختمان صدای نسیم را شنیده و خود را به او رساندم. او در حال تمیز کردن لوستر بود که تعادلش را از دست داده و به پایین سقوط کرده بود. وحشت کرده بودم و با اورژانس تماس گرفته و درخواست کمک کردم. او را سریع به بیمارستان رساندیم اما به دلیل شدت جراحات جان باخت. با توجه به مشکوک بودن مرگ نسیم، جسد او با دستور قضایی به پزشکی قانونی انتقال یافت که گزارش پزشک جنایی رازگشای این جنایت شد. در گزارش پزشکی قانونی اعلام شده بود، این زن به دلیل اصابت جسم سخت به سرش جان باخته است. بصیر دوباره احضار شد و اینبار وقتی راز خود را فاش شده دید لب به اعتراف باز کرد و گفت: «من و نسیم مدتی بود با هم اختلاف و درگیری داشتیم. روز حادثه دوباره دعوایمان شد. عصبانی بودم و نمیفهمیدم چهکار میکنم. سنگی برداشته و ضربهای به سر نسیم زدم. وقتی به خودم آمدم او غرق در خون روی زمین افتاده بود. سریع با اورژانس تماس گرفتم تا او را نجات دهم اما تلاشها بیفایده بود.»
با تکمیل تحقیقات و شکایت پدر نسیم بهعنوان اولیایدم، پرونده برای محاکمه به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در این جلسه پدر نسیم برای بصیر درخواست قصاص کرد و گفت: «این مرد قول داده بود دخترم را خوشبخت کند اما او را کشت. آنها مدتی بود با هم اختلاف داشتند اما فکر نمیکردم این اختلاف باعث قتل دخترم شود. به همین دلیل قصاص او را میخواهم.» در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: «من قصدی برای کشتن همسرم نداشتم. اگر میخواستم او را بکشم با اورژانس تماس نمیگرفتم و برای نجات جانش تلاش نمیکردم.» بصیر در حالی که اشک میریخت از پدرزن سابقش خواست او را ببخشد. رئیس دادگاه هم وقتی پشیمانی متهم را دید، با پدر مقتول صحبت کرد و از او خواست اگر میتواند بصیر را ببخشد و با توجه به پشیمانیاش، فرصت دوبارهای برای زندگی به او بدهد. پدر مقتول وقتی پشیمانی داماد سابقش را دید، او رابخشید.
قتل پیرزن به خاطر سرقت طلا
مرد آشنا که پیرزنی را با انگیزه سرقت طلاهایش که 700میلیون تومان ارزش داشت کشته بود، بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، سرهنگ حسین تُرکیان، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان در این باره گفت: چند روزپیش فردی به پلیس آگاهی شهرستان نطنز آمد و شکایت کرد ۱۱روز پیش برای سرکشی به خانه مادر 86سالهاش رفته ولی باجسد او روبهرو شدهاست. پزشک در بررسی وضعیت او اعلام کرده وی سکته قلبی کرده و جواز دفن صادر کرده و مادرش را به خاک سپرده است. اما بعد از مراسم سوگواری متوجه شده طلاهای مادرش که 700میلیون تومان ارزش داشته، در خانه نیست و به مرگ او مشکوک شدهاست.
با شکایت وی، ماموران خانه پیرزن را بررسی کردند که طلاها در خانه نبود و انگشتر نقره وی در راهرو افتادهبود. همین باعث شد ماموران احتمال دهند او به قتل رسیده و طلاهایش به سرقت رفتهباشد. در تحقیقات بعدی ماموران متوجه شدند مردی جوان از اقوام مقتول در مراسم خاکسپاری پیرزن حضور داشته که بسیار دستپاچه بوده و درباره مرگ او مدام از حاضران سؤال و جواب میکرده که ماموران به او ظنین شدند و وی را بازداشت کردند. با تحقیق از متهم، او به قتل پیرزن اعتراف کرد و گفت طلاها را پیش از این همراه پیرزن دیده و وسوسه شده آنها را سرقت کند. آن شب پیرزن او را برای نوشیدن چای دعوتش کرده که واردشده و طلاهایش را خواسته که پیرزن مقاومت کردهبود. به همین دلیل زن سالخورده را خفه کرده و جسدش را در رختخواب قرارداده تا مرگ او را سکته نشان دهد. سپس طلاهایش را سرقت کرده و به دوستش داده که وی سرش کلاه گذاشته و طلاهای سرقتی را برداشته و به او ندادهاست. وی نیز از ترس اینکه لو نرود، در مراسم خاکسپاری شرکت کرده است.
با مشخص شدن این موضوع، مرد دوم که طلاها را برده بود بازداشت و او نیز اعتراف کرد.