printlogo


9 استدلال برای آسیب‌زا بودن «نظام دوری»
آموزش وپرورش هرکشوری کلید رشد و توسعه آن کشور است. وقتی تاریخچه کشورهای مترقی را مطالعه می‌کنیم، متوجه می‌شویم آموزش و پرورش پویا وحساب شده‌ای دارند؛ وقتی هم به متن وجزئیات آموزش وپرورش آنها می‌نگریم برنامه‌ریزی قوی، معلم خوب، امکانات رفاهی معلمان، تجهیزات عالی و روش‌های آموزش کارشناسی شده و نوین را مشاهده می‌کنیم.

البته درهمه کشورهای دنیا آموزش و پرورش از ایدئولوژی حاکم بر جامعه تاثیر می‌گیرد. ما نیز به‌عنوان یک کشور مسلمان باید در چارچوب ایدئولوژی خودمان حرکت کنیم و بکوشیم با حفظ اعتقادات و ارزش‌های جامعه از روش‌های روز دنیا هم بهره ببریم. به هر حال هر طرحی که در رابطه با آموزش و پرورش اجرا می‌شود، چون اکثریت جامعه را مستقیم یا غیرمستقیم در برمی‌گیرد، باید کاملا حساب شده و کارشناسی باشد، چون نظام تعلیم و تربیت جای خطا وآزمایش نیست. 
به عنوان مثال، اگر دررابطه با خودرو تصمیمی گرفته شود این تصمیم شاید کمتر از۲۴ساعت قابل تغییر یا لغو باشد و مشکل چندانی هم ایجاد نکند اما اگر درمورد تعلیم و تربیت تصمیمی گرفته شود سال‌ها زمان نیاز دارد که اصلاح یا لغو شود که همین موضوع ضربه جبران‌ناپذیری به جامعه وارد می‌کند.
 این روزها بحث نظام«دوری» برای مدارس ابتدایی کشور مطرح شده که به‌صورت آزمایشی درحال اجراست و معاون ابتدایی وزیر آموزش وپرورش نیز با استناد به سند تحول بنیادین اعلام کرده یک معلم از پایه اول تا سوم با دانش‌آموزان خود در سه سال متوالی همراه خواهد بود و تدریس خواهد کرد.
 به هر حال هر طرحی قطعا محاسن ومعایبی دارد اما اگر طرح‌ها کارشناسی شده باشد و بیشترین رضایت‌مندی را ایجاد کند، بهترین طرح‌ها هستند و باید مد نظر قرار بگیرند. شاید تنها استدلال موافقان نظام دوری این است که در طول این سه سال روحیه و رفتار دانش‌آموزان شناسایی می‌شود وخانواده‌ها آرامش بیشتری خواهند داشت اما فقط این دلیل نمی‌تواند ملاک اجرای یک طرح باشد، چراکه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش به 30 گزاره گوناگون اشاره دارد که باید در مدارس محقق شود. 
بنابراین به‌عنوان کسی که 45سال در حوزه آموزش فعالیت داشته‌ام از وزیرآموزش وپرورش می‌خواهم به دلایلی که در زیر می‌آید در اجرای نظام دوری تجدید نظر کند.

1- 
در زمان شروع این طرح در سال اول تقریبا همه معلمان پایه اول با تجربه هستند و مشکلی نیست ولی در سال‌های دوم وسوم چون این معلمان در پایه‌های دوم وسوم تدریس می‌کنند در این دو سال متوالی در کل کشور آموزگاران باتجربه وحرفه‌ای برای پایه اول نداریم یا کم داریم که این عامل بیشترین ضربه را در این مقطع زمانی به دانش‌آموزان وارد می‌کند و در آینده هم قابل جبران نخواهد بود.

2- 
تدریس در پایه اول حرفه‌ای، تخصصی، تجربی و مبتنی بر روان‌شناسی، علاقه و صبر است و این موارد با۵۰ساعت آموزش ضمن خدمت برای معلمان به دست نمی‌آید.

3- 
همه دانش‌آموزان و خانواده‌ها از یک معلم راضی نیستند  برای همین نمی‌خواهند فرزندشان سه سال متوالی یک معلم داشته باشد و مجبور شود این شرایط را سه سال تحمل کند. این تحمل کار بسیار سختی است و از نظر روحی و روانی ممکن است عواقبی برای این دانش‌آموزان داشته باشد. ازسوی دیگر معلم هم ممکن است رضایت کامل از همه دانش‌آموزان نداشته باشد که قطعا کار را برایش سخت می‌کند.

4- 
انتقال دانش‌آموزان و معلمان که هر سال وجود دارد نیز عاملی مهم است که معادلات را به هم می‌زند.

5- 
اکثر معلمان از بدو استخدام، یک پایه تحصیلی را انتخاب و در همان زمینه تدریس و با روحیات دانش‌آموزان آن پایه آشنایی نسبی پیدا می‌کنند و در تدریس هم مسلط می‌شوند. بنابراین دلیلی برای تغییر پایه تدریسی معلمان وجود ندارد.

6- 
اگر قرار باشد دانش‌آموزان در طول سه سال فقط یک معلم داشته باشند با رفتار واخلاق و منش یک نفر آشنا می‌شوند اما اگرسالی یک معلم داشته باشند از رفتار سه معلم کسب تجربه می‌کنند.

7- 
در نظام دوری اگر معلمی توانمند نباشد در طول این سه سال دانش‌آموزان آن کلاس بیشترین افت تحصیلی را خواهند داشت که قابل جبران نخواهد بود.

8- 
مشاهدات ما نشان می‌دهد بیشتر معلمان پایه اول از تدریس در پایه‌ای دیگر رضایت ندارند وحتی معلمان پایه‌های دیگر هم رضایت ندارند در پایه‌ای دیگر تدریس کنند.

​​​​​​​9- 
جهان به سمت تخصص‌گرایی حرکت می‌کند و ما هم باید به این سمت حرکت کنیم، نه این که مسیری خلاف حرکت عقربه‌های ساعت را در پیش بگیریم.

توکل واثقی | کارشناس مسائل آموزش و پرورش