طوفانی که نزار قبانی پیشبینی میکرد
خنثیسازی خیانت حاکمان عرب
نزار قبانی اگرچه از دید عموم، شاعر عاشقانهها شناخته میشود اما او به عنوان یک دیپلمات، نگاه جامعی به مسائل دنیای اعراب بهویژه سیاستهای کشوریهای عربی داشت. به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت در سرزمینهای اشغالی با نبرد «طوفان الاقصی» دو شعر از نزار قبانی با ترجمه یدا... گودرزی را مرور میکنیم.
حاکم عرب
ای شاهزاده نفتی! ای بویناک! در گمراهیهایت غلت بزن
نفت را بپاش پیش پای دوستانت!
غارهای شبانه پاریس
مردانگیات را کشت، زیرِ پای بدکارهها.
خونخواهیات را خاک کردی، و قدس را فروختی
انگار سرنیزههای اسرائیل، خواهرت را سِقط نکردند
و خانهها و قرآنها را نسوزاندند
و از درختها، صلیب نساختند! قدس در خون شناور است
و تو مشغول خوشگذرانی و خواب! انگار این مصائب به تو ربطی ندارد
کی میفهمی؟! کی انسانیت، درون تو بیدار میشود؟!
دست بی انگشت
یک قوطی ساردین به نام «غزه»، دستمان دادند
و استخوانی خشک به نام «اریحا»
مسافرخانهای به نام فلسطین
بیسقف، بیستون، پیکری بیاستخوان
و دستی بیانگشت، دیگر ویرانهای برای گریستن نیست
یک ملت چگونه بگرید، هنگامی که اشکهایش را از او گرفتهاند؟!
پس از معاشقههای بسیار، سترون شدیم، به ما میهنی دادند
کوچکتر از دانه گندم
میهنی که مثل آسپرین، میتوانیم بیآب ببلعیم!
پس از پنجاه سال، اکنون در زمین بایر نشستهایم
مانند سگهای بیشمار، پناهگاهی نداریم.
پس از پنجاه سال، میهنی جز سراب نیافتیم
این صلح نبود، خنجری بود که در ما فرورفت، این یک تجاوز بود.