printlogo


نگاهی به سریال «مرگ تدریجی یک رویا»
تقابل سنت و مدرنیته
با نگاهی به سریال «مرگ تدریجی یک رویا» نوشته علیرضا محمودی و کارگردانی فریدون جیرانی که این شب‌ها از شبکه پنج روی آنتن می‌رود، متوجه می‌شویم این اثر از نظر محتوا، کارگردانی و تدوین یک سر‌و‌گردن از سریال‌های مشابه خودش بالاتر ایستاده، زیرا از دیدگاه روان‌شناسی به تحلیل شخصیت‌ها پرداخته است. شخصیت‌پردازی‌ها در این سریال یکدست و روان نیست و همین عامل برای مخاطبان جذابیت زیادی دارد، چراکه شخصیت‌پردازی از ارکان اصلی یک فیلمنامه به‌شمار می‌رود و می‌توان گفت که این سریال به لحاظ قصه از انسجام خوبی برخوردار است.

بینندگان با تماشای این سریال تقابل دو طیف سنتی و مدرنیته را می‌بینند. حامد یزدان‌پناه(دانیال حکیمی) یک سر طیف است، به‌عنوان فردی مذهبی و داریوش آریان(ناصر طهماسب) آن سر طیف و به‌عنوان یک روشنفکر تمام‌عیار؛ این وسط شخصیت مارال عظیمی (سامیه لک) را داریم که به‌عنوان یک هنرمند با نوشتن سلوک می‌کند و می‌فهمد یا می‌خواهد بفهمد که زن در این جامعه چگونه باید باشد و طی سلوکش به طرف آریان کشیده می‌شود.
مارال شخصیتی خواب‌زده دارد، شخصیتی که به قضایای اطرافش توجهی ندارد، عین یک عروسک اداره می‌شود و امواج زندگی او را به اطراف می‌برد. البته جاهایی واقعا خودش تصمیم می‌گیرد مانند زمانی که می‌خواهد بچه‌اش را نگه دارد، ولی این نوع تصمیم‌ها مقطعی و در طول سریال گم است. مارال نمی‌تواند قضایای اطرافش را تحلیل کند و گاهی مخاطب عصبانی می‌شود که چرا نمی‌تواند تحلیل کند و به سادگی اداره می‌شود. یعنی این‌قدر منفعل است که دیگر باورپذیر نیست. 
از سوی دیگر در شخصیت حامد، انفعالی دیده می‌شود و این‌که او به‌سادگی طلاق مارال را می‌پذیرد. درحالی که مخاطب انتظار داشت او مقاومت نشان بدهد و همین رفتار حامد در قصه مخاطبان را غافلگیر کرد، چراکه توقع داشت با واکنش‌های هیجانی رو‌به‌رو شود اما گروه سازنده این سریال تصمیم گرفت حامد را به این شکل در قصه ترسیم کند. البته برخی معتقدند حامد منفعل نیست، بلکه چون منطقی است، می‌خواهد دموکرات باشد و نظر خودش را به مارال تحمیل نکند. همین که بخشی از قصه با نظرات گوناگون رو‌به‌رو می‌شود اتفاق خوبی است، چراکه به چالش‌فکری میان مخاطبان منجرشده است. همچنین اگر نگاهی هم به فیلمبرداری، تدوین و بازی‌های هنرمندان داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که جزو نقاط‌ قوت کار محسوب می‌شود.
یکی دیگر از شخصیت‌های اصلی و محوری این سریال ساناز (ستاره اسکندری) است که نقش خواهر مارال را ایفا می‌کرد. او مشکلات زیادی داشت و همین نقش پرچالشی برای اسکندری بود، چرا که باید سعی می‌کرد نقش زنی معتاد به مشروبات الکلی را به‌درستی ایفا می‌کرد. گرچه کار سختی بود اما می‌توان گفت او به‌خوبی از پس این نقش برآمد و توانست تصویرگر چنین افرادی باشد. از سوی دیگر دروغ ساناز در زندگی مارال هم تاثیرگذار است و تصمیمات این دو نفر و رفتنش به ترکیه منجر به شکل‌گیری چالش‌های فراوان می‌شود که قصه را جذاب‌تر کرده است. درمجموع می‌توان به این اثر جیرانی نمره قبولی داد.

مهدیه رضایی | گروه رسانه