printlogo


گفت‌و‌گو با جیب‌بر حرفه‌ای جنوب تهران
سرقت می‌کردیم لاکچری زندگی کنیم!
گرد پیری روی صورت هر دو نفرشان نشسته و اعتیاد چهره‌شان را تکیده کرده است. از سه ماه قبل و بعد از آزادی از زندان کف‌خواب خیابان شدند و برای درآوردن خرج مواد مخدر با هم خرجش تصمیم به سرقت و جیب بری گرفتند اما بعد از سه ماه بار دیگر از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند. یکی از دو متهم بهتر از دیگری صحبت می‌کند و در گفت‌وگو با تپش راز سرقت‌های‌شان را بر‌ملا می‌کند. در ادامه، گفت‌وگو با جیب‌بر معتاد را می‌خوانید که این هفته رو‌در‌روی او نشستیم.‌

خودت را معرفی کن
محمود 50ساله.‌

چهره‌ات اما پیرتر نشان می‌دهد.
اعتیاد ما را داغان کرد و چیزی از ما باقی نگذاشته است. 

چند سال است اعتیاد داری؟
۲۲سال است که مواد می‌کشم. اول با تریاک شروع کردم که در میانسالی درد سراغم نیاید اما خیلی زود تغییر مواد دادم و انواع مخدرها را کشیدم. هروئین، شیشه و کراک مصرف کرده‌‌ام.

خانواده‌ات می‌دانستند؟
روزی که شروع به کشیدن هروئین کردم خانواده‌ام فهمیدند و من را طرد کردند. چند سال است که از آنها خبر ندارم و کف خیابان می‌خوابم.
 
سابقه داری؟
پنج بار دستگیر شدم. سه بار به خاطر مواد و دوبار هم سرقت.

چه چیزی سرقت می‌کردی؟
هرچه دم دستم می‌آمد سرقت می‌کردم و با پولش مواد می‌خریدم.

این بار به چه جرمی دستگیر شدی؟
جیب‌بری.

چطور سرقت می‌کردی؟
با همدستم به محل‌های شلوغ شهرری مثل حرم، بی‌آرتی و مترو می‌رفتیم. همدستم به طعمه تنه می‌زد و بعد برای این‌که عذرخواهی کند حواسش را پرت می‌کرد. من هم محتویات جیبش را سرقت می‌کردم.‌

با همدستت کجا آشنا شدی؟
بعد از آزادی از زندان با او کف خیابان آشنا شدم. او هم مثل من معتاد کارتن‌خواب بود. بعد از دوبار مصرف مواد پیشنهاد جیب‌بری دادم تا خرج‌مان را در بیاوریم. او هم قبول کرد و شروع به سرقت کردیم.‌
 
چند سرقت انجام دادید؟
خیلی. دقیق یادم نیست، ولی هربار بعد از سرقت مواد می‌خریدیم و یکی دو روز لاکچری زندگی می‌کردیم. پول‌مان که تمام می‌شد دوباره سرقت انجام می‌دادیم‌.

چه چیزی سرقت می‌کردید؟
بیشتر گوشی موبایل اما اگر کسی در جیبش پول نقد هم داشت آن را بر می‌داشتم، البته این روزها کسی پول نقد زیاد حمل نمی‌کند. اولویت اول ما گوشی موبایل بود.

گوشی‌ها را چند می‌فروختید که هر دو یا سه روز مجبور بودید سرقت کنید؟
ما گوشی‌هایی که معمولا ۱۲ تا ۱۵ میلیون قیمت داشت را یک تا 1.5میلیون تومان به مالخر می‌فروختیم. چون عملی بودیم گوشی‌ها را مفت از ما می‌خریدند و ما هم برای این که خرج موادمان در بیاید به هر قیمتی که مالخر می‌گفت می‌فروختیم.

بیشتر از چه کسانی سرقت می‌کردید؟
برای ما فرقی نداشت مرد یا زن باشد اگر گوشی‌شان برای سرقت در دسترس بود تنه می‌زدیم و کارمان را انجام می‌دادیم. حتی از چند نفر از اتباع هم سرقت کردیم.

مالخر را از کجا پیدا کردی؟
من قبلا با دو مالخر کار می‌کردم. این بار هم سراغ‌شان رفتم و قبول کردند که از ما موبایل بخرند. وقتی دستگیر شدیم، پلیس آنها را هم دستگیر کرد.

می‌دانی مجازاتت چیست؟
باید به زندان بروم. من که پولی برای رد مال و گرفتن رضایت از شاکیان ندارم و حالا‌حالاها باید پشت میله زندان باشم، البته شنیدم خیلی از اموال مسروقه از خانه مالخر پیدا شده و او هنوز بسیاری از اموال مسروقه را نفروخته است.