گرگ سارق
دستگیری اعضای باندی که با ورود به خانه افراد پولدار، گاوصندوق پر از پول و طلا را سرقت میکردند، خاطره یکی از کارآگاهان پلیس آگاهی است که این هفته برای تپش روایت کرده است.
دهه۸۰ در اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی تهران مشغول خدمت بودم. چند روزی از آبان ماه گذشته بود که سرقتهای میلیونی از خانههای لاکچری تهران به ما گزارش شد. در هر سرقت بیش از ۱۰۰میلیون تومان پول و طلا که داخل گاوصندوقهای ضد سرقت قرار داشت، دزدیده شده بود. دزدان اگر نمیتوانستند در گاوصندوق را باز کنند، آن را با خود میبردند. هر روز به تعداد سرقتها افزوده میشد و رئیس اداره از من خواست خیلی زود سارقان را شناسایی و دستگیر کنم.
سارقان بسیار حرفهای بودند و هیچ ردی از خود برجای نمیگذاشتند. هرچه صحنه سرقت و اطرافش را بررسی میکردیم به در بسته میخوردیم. برای همین تصمیم گرفتم روش تحقیق را تغییر دهم. بهدنبال پروندههای قدیمی رفتم که شبیه این سرقت بودند و بالاخره فهمیدم «محسن گرگ»سارق سابقهدار حرفهای پس از آزادی از زندان باند سرقت منزل تشکیل داده و به احتمال زیاد این سرقتها هم کار باند اوست. همین سرنخ کافی بود تا یک قدم به سارقان احتمالی نزدیک شوم. استعلامی از زندان کردم و تایید شد محسن تازه از زندان آزاد شده است.
با پیگیریهای زیاد و شناسایی همدستان سابق محسن توانستم شماره موبایلش را پیدا کنم. با گرفتن دستور قضایی و با همکاری بخش فنی آگاهی، تلفنهای محسن گرگ بررسی شد. با بررسی تلفن متهم حرفهای فهمیدم محسن با احمد زانتیا و فرضی چهارانگشت یک باند را تشکیل داده و تمام سرقتها را با همکاری هم انجام میدهند.بررسی سوابق متهمان نشان میداد فرضی چهار انگشت، استاد باز کردن انواع قفلهای ضدسرقت و گاو صندوقهای امنیتی بود و احمد هم راننده و محسن طراح و لیدر گروه بود. در جریان تحقیقات به دو دختر جوان برخورد کردم که با متهمان همکاری میکنند. در تحقیقات بیشتر مشخص شد محسن از طریق دوست دخترهای شیک پوشی که داشت، طعمههایش را شناسایی میکرد.
دوست دخترهای سارق حرفهای با ریختن طرح رفاقت با مردهای پولدار، چندبار به خانه طعمه میرفتند و با دلبری خود را عاشق مرد پولدار جا میزدند. بعد اعتماد او را جلب میکردند و بهبهانه گرفتن عکسهای یادگاری از محل ورود و خروج خانه و گاو صندوق عکس و فیلم تهیه میکردند و تصاویر را برای کارشناسی تحویل محسن گرگ میدادند. در ادامه متوجه شدیم با شناسایی یک طعمه خوب قصد انجام سرقت سنگینی را دارند. منزل قربانی در طبقه اول یک ساختمان چهار واحدی بود که در ضد سرقت و آژیر داشت. خانه دو گاوصندوق بزرگ و کوچک داشت که بیش از ۲۰کیلو شمش طلا درون آن نگهداری میشد و قرار بود هفته آینده مالک، خانه را برای سفر یک هفتهای ترک کند. ساعت۲۲ روز اول مسافرت، برای انجام عملیات سرقت تعیین شده بود. با به دست آمدن این اطلاعات طلایی، مخفیگاه محسن را شناسایی کردیم تا اقدامات لازم برای دستگیریاش انجام شود. خانه محسن یک آپارتمان ۸۰ متری در طبقه چهارم یک مجتمع ساختمانی بود که به پشتبام راه داشت.دو ساعت مانده به شروع سرقت، تلفنهای تمام باند محسن خاموش شد. احمد زانتیا و فرضی با زانتیای سفید رنگ و پلاک جعلی بهدنبال محسن گرگ آمدند و راهی محل سرقت شدند. زانتیای سفیدرنگ یک کوچه پایینتر از منزل سوژه توقف کرد و محسن و فرضی با یک ساک روانه منزل شدند. حدود دو ساعت بعد زانتیا روبهروی پارکینگ منزل قربانی پارک کرد و دو مرد سیاهپوش را همراه گاو صندوق کوچکی سوار کردند و از محل دور شدند.ساعت 23 و 45دقیقه کلید، داخل در آپارتمان محسن چرخانده شد و سه مرد سیاهپوش خوشحال و خندان با گاو صندوق وارد آپارتمان شده و مستقیم روانه اتاق خواب شدند تا با بازکردن گاو صندوق جشن موفقیتشان را تکمیل کنند اما آنها نمیدانستند چه برنامه هیجان انگیزی را برایشان ترتیب دادهام و از قبل سرقت، ما همه چیز را زیر نظر داشتیم.سارقان در حال تلاش برای بازکردن در گاو صندوق بودند که دو همکارم که از قبل در خانه محسن مخفی شده بودند به آرامی از دستشویی بیرون آمدند و با گشودن در آپارتمان از داخل، راه را برای ورود من و سایر همکارانم که در پشتبام بودیم، باز کردند. با ورود ضربتی به اتاق خواب محسن گرگ او و دو همدستش را دستگیر کردیم. گاو صندوق بهتازگی باز شده و برق خیره کننده ۳۶شمش طلای ۵۰۰ گرمی هنوز در چشمان محسن و دو همدستش بود.در مرحله بعد با راهنمایی محسن، مهسا و دریا هم دستگیر و با طی مراحل قانونی روانه زندان شدند.
خوشحال بودم که توانستم باند بزرگ سرقت از افراد پولدار را شناسایی و متهمان را دستگیر کنم. محسن گرگ صبح روز بعد از دستگیری روبهرویم نشست و به سرقتهای سریالی از افراد پولدار اعتراف کرد. شگرد کار باند محسن به صورتی بود که با برنامهریزی دقیق و حساب شده اقدام میکردند و سمت کارهای سبک و معمولی نمیرفتند اما ورود همان دو دختر به باند، باعث دستگیری آنها شد.