printlogo


چرا غربگرایان به طوفان الاقصی نگاه متفاوتی دارند؟
2 سیمای یک نبرد
چرا این حماسه غزه، حتی اگر هزار بلا بر سرش بیاورند، تا ابد ضربه‌ای به اسرائیل، این زرادخانه سلاح و جنایات غرب وارد آورده که از یاد نرفتنی و نقطه بازگشت‌ناپذیری است و راه پیروزی را هموار می‌کند؟

سیماچه نسخه‌های مهلک انحلال‌طلبان 
پرسش جدی و منصفانه‌ای درباره نبرد کنونی فلسطینی‌ها وجود دارد؛ چرا جنگ اسرائیل علیه غزه را امری جنایت‌بار ارزیابی می‌کنیم و جنگ غزه علیه اسرائیل را بی‌نظیر، شکوهمند، حماسی و دلیرانه می‌خوانیم؟ این یک بام و دو هوا نیست؟ چرا هست و واقعا یک جنگ از منظر هر طرف یک حال و هوای دیگری دارد. درک نکردن این تفاوت و تضاد، نشان بی‌اطلاعی و جهل، یا اغراض آگاهانه و ظالمانه خواهدبود، چرا؟ 
دلایل چنان بدیهی و مکرر است که نیازی به بازگویی نیست. آن‌که فرق عیان بین ظالم و مظلوم را پرده پوشی می‌کند، دچار مشکلی درمان‌ناپذیر است. میلیاردها انسان به روشنی می‌دانند تفاوت جنگ غاصب برای سرکوب صاحب حق، برابر با جنگ مغصوب یا غصب شده برای احقاق حق نیست. هردو قتال می‌کنند اما این کجا و آن کجا. اکنون قصدم تحلیل چرایی ارزش قهرمانانه نبرد کنونی و علت آن نیست که نقطه عطف بازگشت‌ناپذیری است. هرچه فلسطینیان بیشتر پایداری کنند و ادامه دهند، عزیزترند و بر‌عکس، هرچه غاصبان بیشتر کشتار و ویران کنند و کاشانه‌ها بر باد دهند، نامی درنده‌تر برپیشانی خود حک می‌کنند. می‌خواهم به جریانی میان ما پاسخ دهم که به سبب سرشت تسلیم‌طلبانه‌اش برابر قدرت غرب همواره در بزنگاه‌ها با سیماچه لیبرال، نسخه‌های مهلک انحلال‌طلبانه پیچیده که اگر افسار دست اینان بود، صدبار مرکب ایران را از پرتگاه مرگبار به ته‌دره نوکری مجدد شیطان بزرگ فرستاده‌بودند؛ چه در مقاومت برابر جنگ نیابتی با صدام، چه در جنگ سی و سه روزه لبنان، چه زمان حمله صدام به کویت، چه زمان سناریوی انفجار برج دو قلو، چه زمان اشغال عراق به وسیله آمریکا، چه وقت اشغال افغانستان، چه ماجرای داعش و حمایت از سوریه، و چه در مقابله‌شان با سردارسلیمانی، یا پیوستن به بریکس و چه اکنون در قیام غزه. ما صدها سند از سیاست داخلی و خارجی غربگرایان داریم که مجرمانه است. حتی در بستن یا نبستن قراردادها... اما اکنون و جهاد غزه!
   
آنان که از نام مقاومت نگرانند
رفرمیست‌های غربگرا حالا چه می‌گویند و بهانه‌شان در تضعیف جبهه مقاومت عملا به سود اسرائیل چیست؟ و چرا آنها همواره از پیروزی هرجریان مقاومت ناراحت می‌شوند و آرزوی شکست می‌کنند که حرف‌شان درباره نادرستی ایستادگی برابر شیطان وحشی به کرسی بنشیند و ایران به موجودکثیفی مانند عضو ناتوی نوکری آمریکا و اسرائیل مثل ترکیه اردوغان تبدیل شود. این ویژگی قرآنی منافقان نیست؟
می‌گویند در برابر عملیات طوفان الاقصی، باید از هر اقدامی که باعث خدشه‌دار شدن منافع ملی شود اجتناب کنیم و از اقدامات ضد عقل و برخلاف منافع ملی بپرهیزیم. منافع ملی و امنیت ملی برای ما در اولویت است. چه کسی با این نصایح مبرهن مخالف است؟ اما موضوع آن است که غربگرایان بارها درست آنچه را که حفظ و دفاع از امنیت و منافع ملی ما بود باژگونه معرفی کردند، نظیر امروز که تکلیف دفاع علنی از ملت مظلوم مسلمان و مغصوب الحق را که فرمان قرآن، عقل، آدمیت و عدالت است ناهوشیاری و خلاف منافع ملی نام می‌گذارند یا دفاع رسانه‌های انقلابی را با غیظ جنگ لفاظی‌های فراوان رسانه‌ای می‌نامند. در حالی که خوب می‌دانند جنگ رسانه‌ای در دفاع از سیاست ملی و اسلامی و انقلابی جمهوری اسلامی و راه صحیح صد باره به اثبات رسیده ولایت‌فقیه نامش لفاظی نیست و لفاظی ادای عقل درآوردن و پوشش بزدلانه در انفعال برابر ظلم وحشیانه دشمنان انسانیت و آزادگی و عدالتخواهی میلیاردها مردم مسلمان و مستضعف و روال چاکرانه برابر اربابان متفرعن جهان است. نصایح پوچی که به معنی دهان باز کردن و نهان کردن است لفاظی است. این که بگوییم شاید(بله شاید!) از جنگ برابر نتانیاهو گریزی بود یا نبود! اما باید همیشه خواهان پایان عادلانه و شرافتمندانه جنگ بود که عوارض آن را کسانی تحمل می‌کنند که لزوما طرف‌های اصلی میدان نیستند! 
آیا این سخن بیماردل و نهان‌روش، عادلانه و شرافتمندانه است؟ کدام مظلومی جنگ را شروع و بنا می‌کند. جنگ مظلوم که مأوا دفاعی است حتی وقتی به تجاوزگر حمله می‌کند، طرف اصلی میدان به‌حساب نمی‌آید؟ وقتی حق و تاریخ و مقاومت یک ملت گواهی می‌دهد طرف اصلی میدان همان مدافعان حقوق بی‌شرمانه نقص شده‌شان هستند؛ این‌گونه تردیدافکنی موذیانه شرافتمندانه است؟ لفاظی حقیقی همین نیست؟
   
ماهوا متضاد و پایداری که جوانه زد
اولین نکته‌ای که آنان عملا به فراموشی می‌سپرند وجود ماهوا متضاد مردم غزه و اشغالگران صهیونیست است. مردم غزه نماد مردم فلسطین‌اند. نماد ستمی که به فلسطین رفته، فشرده اشغال، فشرده صبرا و شتیلا و رنج بی‌حد اردوگاه‌ها و اما همه درندگی مورد حمایت قدرت‌ها و نهادهای بین‌المللی، سبب تسلیم و سازش نشده‌است. سالیان طولانی غاصبان محاصره کردند و زجرشان دادند و کشتند و دربه‌درشان کردند و به زندان‌شان افکندند اما از شهادت و محبسی به‌نام غزه در قفس افکندندشان. اما دراین قفس شکوهمندترین پایداری جوانه زد. غزه روح آوارگی وشکیب بر رنج‌هاست. 70درصد آواره، این جغرافیای ۳۶۴ کیلومترمربعی را پرکرده. پس آوارگی فلسطینی در هیچ‌جا چون غزه زیسته نشده‌است. تصادفی نیست که روح مقاومت فلسطین در غزه فوران می‌کند. غزه کابوس اسرائیل است. اگر فتح به دام‌چاله بی‌باوری به جهاد در‌غلتید برعکس، مقاومت در حماس فرزند‌غزه به اوج رسید. سیاست سرکوب تحریم، کشتار در غزه همواره بر طبل کوفت. غزه جوانه انقلاب اسلامی است. ذلت نمی‌پذیرد. روح حسینی دارد از سرچشمه انتظار می‌نوشد و تا چنین است و رو به خدا و جهاد برای خدا و عزت اسلام و رها از خرافات دولت‌های نفتی و نژادگرایی عربی دارد، عزیز است. اگر نبرد اخیر هیچ دستامدی نمی‌داشت این‌که پیش چشم اسرائیل عملیات بزرگی علیه اسرائیل شکل گرفت که مایه رسوایی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی اوست، کفایت می‌کند که طنین مرگ صهیونیسم از غزه شنیده شود.
   
پیروان ایده‌های اسرائیل
غربگرایان ما که تحمل پیروزی جبهه جهانی مقاومت ضداستکباری را ندارند در این مواقع شبهاتی می‌پراکنند تابه نفع دشمنان انقلاب اسلامی طعم پیروزی را با تلخی شکست دیگرگون کند‌. مثلا می‌گویند ما برای پیشرفت اقتصادی نیازمند امنیت هستیم و نباید به فضای درگیری که تأثیر منفی بر توسعه اقتصادی ما می‌نهد، دامن زنیم.

احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر