حماس چگونه شکل گرفت؟
جنبشی مردمی «حماس» مختصر نام «جنبش مقاومت اسلامی فلسطین» است که در پی ایجاد شرایط لازم جهت آزادی این کشور از ظلم و تجاوزگری صهیونیستها و حامیان آنهاست. این جنبش انقلابی با برخورداری از حمایت تودههای مردم، بر این باور است تا آزادی فلسطین از نهر تا بحر به مبارزات خود ادامه میدهد.
شعار این جنبش در قالب لوگوی آن ترسیم شده به این معنا که تصویر مسجدالاقصی به عنوان نقشه کوچک فلسطین تصور شده است که توسط دو علم، به شکل یک نصف قوس دیده و محافظت میشود.عبارت «لا اله الا ا...»، «محمد رسولا...» به اسلامی بودن این جنبش اشاره دارد و شمشیر نشانه موضع قدرت، ثبات و شرافت این جنبش در دفاع از آرمان فلسطین است.حماس در 15دسامبر1987، بیانیه تأسیس خود را منتشر کرد اما جرقههای اولیه شکلگیری آن به دهه40قرن گذشته برمیگردد. این جنبش در امتداد جنبش اخوانالمسلمین شکل گرفت و قبل از اعلام موجودیت، اخوانالمسلمین برای بیان مواضع خود در قبال مسأله فلسطین اسمهای دیگری چون «جنبش پیکار اسلامی»، «حامیان سرزمین اسرا» و... را مطرح کرد. حوادث متعددی که در پی اشغال فلسطین در سال 1948 و بهخصوص بعد از شکست 1967 روی داد، زمینه شکلگیری جنبش حماس را فراهم آورد. این حوادث نتیجه دو عامل اساسی است: یکی تحولات سیاسی عرصه فلسطین و مسائل بعد از آن تا پایان سال 1987 و دیگری تحولات بیداری اسلامی و قضایای بعد از آن تا نیمه دهه 80.
تحولات سیاسی
ملت فلسطین بهتدریج پی برد که با مسأله مرگ و زندگی روبهروست، چرا که جریان درگیری اعراب و مسلمانان با صهیونیستها و قضایای دیگری چون مسأله آوارگان، بازسازی ویرانههای تجاوز رژیمصهیونیستی و نادیده گرفتن دوسوم خاک فلسطین بعد از شکست 1967 باعث شد تا ملت فلسطین احساس کند که خود باید به فکر چاره باشد و از همینرو گروههای مقاومت مردمی شکل گرفت.این در حالی بود که سازمان آزادیبخش فلسطین در دهه 80، نوعی بازگشت به عقب داشت و در دو عرصه داخلی و خارجی در رویکرد انقلابی خود ضعیف عمل کرد و برخلاف مفاد منشورملی فلسطین حقوق ملت فلسطین را ضایع کرد و بعد از امضای توافقنامه کمپ دیوید و تجاوز صهیونیستها به لبنان و محاصره بیروت در سال 1982 امتیازهای بیشتری به دشمن داد. در پی این محاصره سه ماهه که هیچ عکسالعملی از جانب اعراب رخ نداد، سازمان آزادیبخش فلسطین تضعیف و از لبنان خارج شد تا حدی که عدهای در این جنبش شعار سازش سر دادند وبه این ترتیب عملا وجود رژیم صهیونیستی در خاک فلسطین مورد پذیرش واقع شد و صهیونیستها بخش اعظمی از خاک فلسطین را جزو سرزمینهای اشغالی بهشمار آوردند.با شروع جنگ ایران و عراق، مسأله فلسطین در حاشیه قرار گرفت و به موازات آن رژیم صهیونیستی که در سال 1981 با آمریکا توافقنامه امنیتی امضا کرده بود بر سختگیریهای خود افزود.در چنین شرایطی و در حالی که سران عرب به دولت آمریکا و سردمداران آن دل بسته بودند رژیمصهیونیستی با حمایت این کشور در سال 1985، مقر سازمان آزادیبخش فلسطین در تونس را هدف قرار داد و در عرصه بینالمللی نیز بهدلیل توجه اتحاد جماهیر شوروی به مسائل داخلی، آمریکاییها فضای بیشتری برای یکهتازی خود در منطقه فراهم میدیدند.
بیداری اسلامی
فلسطین بیش از دیگر کشورهای عربی با رشد بیداری اسلامی روبهرو بوده است و همین امر باعث شد تا جنبشهای اسلامی فلسطین از لحاظ فکری و تشکیلاتی توسعه یابند.بهدلیل بیتوجهی دولتهای عرب به مسأله فلسطین و شکلگیری جریان سازش در این کشور و پیامدهای منفی مترتب بر این رویکرد و نیز شکلگیری نضج فکری مقاومت مردمی در داخل و خارج فلسطین، شکلگیری جنبشی جهادی با رویکرد اسلامی ضرورت داشت که نشانههای پیدایش آن در سال 1981 و با شکلگیری مجموعه شیخ احمد یاسین در سال 1983 و دیگر مجموعههای جهادی آشکار شد. از دیگر عوامل ایجاد روحیه مقاومت در برابر سیاستهای ظالمانه دشمن صهیونیستی و اقدامات سرکوبگرایانه آن، مقابله گروههای دانشجویی در دانشگاه النجاح و دیگر دانشگاههای کرانه باختری و دانشگاه اسلامی غزه با مقامات این رژیم بود. در6دسامبر1987، راننده یک کامیون صهیونیستی، وانت حامل کارگران فلسطینی را زیرگرفت که در پی آن چهار نفر از ساکنان اردوگاه جبالیا کشته شدند. این اقدام باعث شد تا جنبش جهاد اسلامی فلسطین، نخستین بیانیه خود را در 15 دسامبر 1987 منتشر کند و از آغاز مرحله جدیدی از مبارزات مردمی فلسطین بر ضد رژیم صهیونیستی سخن بگوید.