printlogo


ناخنک زدن به چشم و چار ژانر
مردجوانی صندوقچه‌ای را از دریا خارج می‌کند. در ساحل و روی صخره‌ها زنی نقابدار و شمشیر بر دوش، انتظار او را می‌کشد. از این فضای ماجراجویانه بلافاصله وارد قطار می‌شویم و می‌بینیم که زن صندوقچه را به دست آورده، حالا باید خودش را از دست مرد در امان نگه دارد.

مرد در راهروی قطار ظاهر می‌شود و به سمت زن حمله می‌کند، زن تفنگش مسلح و آماده شلیک می‌شود اما ادامه ماجراجویی را داخل تونل و در فضای شهری می‌بینیم، جایی که مرد جوان موتورسوار به زنی که پشت فرمان یک اتوموبیل نشسته، شلیک می‌کند و... 
این تصاویر جذاب، خوش و آب و رنگ، مهیج و خوش ریتمی که ذکر آن رفت، بخش‌هایی از تیزر چهلمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران است. راستش دیدن چنین آنونسی که در لوکیشن‌های مختلف روایت می‌شود و اشاره‌ای به تنوع ژانری دارد، توقع مخاطبان را از این رویداد بالا می‌برد اما متاسفانه مواجهه با فیلم‌های بخش داستانی جشنواره، حکایت دیگری دارد و چندان نشانی از جذابیت، هیجان و پویایی تصاویر تیزر را در خود آثار نمی‌بینیم. 
اگر در دوره قبلی بحث تنوع ژانری فی‌نفسه اهمیت پیدا می‌کرد و فارغ از کیفیت، کمیت حضور آثار ژنریک در اولویت قرار داشت اما این بار باید درباره گوناگونی ژانری توقعات را کمی بالاتر برد و نسبت‌شان با مختصات ژانرها را بررسی، تجزیه و تحلیل کرد و مورد قضاوت و آسیب‌شناسی قرار داد. در دو روز جشنواره و با تماشای حدود 30 فیلم داستانی بخش سینمای ملی، با آثاری روبه‌رو بودیم که اغلب آنها بیشتر نامی از ژانر را در شناسنامه یدک می‌کشیدند اما در عمل نمی‌توان چنین ناخنک زدن‌هایی را منتسب به ژانر موردنظر و مورد ادعای فیلمساز و مدیران جشنواره دانست. از این رو به عنوان مثال دیدن کابوس مدام یک دختربچه، فیلمی را مستعد قرار گرفتن در ژانر رازآلود و وحشت قرار نمی‌دهد، همان‌طور که تردیدهای یک نوجوان برای انتقام، شایسته دسته‌بندی در تریلر نئونوآر نیست. چنین برداشت‌های سطحی و درحد اسم از ژانرها، بیشتر سوءاستفاده از ژانر به نظر می‌رسد و این گمان را می‌بریم که با ویترینی صرفا خوش‌رنگ و لعاب از ژانر روبه‌روهستیم، درحالی‌که واقعا آن جنس و برند تبلیغ و رونمایی‌شده در ویترین، نشانی از کیفیت آگهی‌شده ندارد.
فارغ از نکته گستردگی فیلم‌ها و فیلمسازان از مناطق مختلف کشور که جزو امتیازات جشنواره است، از بحث تنوع بومی و اقلیمی هم آنچنان که باید در فیلم‌های این رویداد بهره برده نشده، به طور مثال دو تا از فیلم‌هایی که از شمال و جنوب کشور در بخش داستانی حضور دارد، جز بحث زبان و گویش نه چندان نشانی از هویت فرهنگی افراد این مناطق دارد و نه از چشم‌انداز جغرافیایی آنجا استفاده درست، زیبایی‌شناسانه و دراماتیکی می‌شود.به‌جز مواردی تکنیکی چون میزانسن، دکوپاژ و بازی‌ها و بخش‌های فنی دیگر فیلم‌ها که نیاز به تحلیلی جدی و مصداقی دارد، به مورد مهم روایت کوتاه، خلاقانه و خوش‌ضرباهنگ این فیلم‌ها می‌رسیم. خیلی حرف است که مخاطب موقع تماشای فیلم کوتاه مدام به ساعتش نگاه کند و خواهان سپری شدن زمان ناچیز و چند دقیقه‌ای آن باشد اما بیشتر فیلم‌های به نمایش درآمده در دو روز اول جشنواره، درکمال تعجب موفق به این کار شده‌اند. جاذبه غیرنیوتونی، سربسته، اذان صبح به افق یزد، لاری، صونا، شریف و مدیر مدرسه، از جمله فیلم‌هایی است که باوجود برخی کم و کاستی‌ها، روایت‌های خوش‌ریتم و قابل تاملی در مختصات فیلم کوتاه دارد. 

علی رستگار | گروه فرهنگ و هنر