چرایی جان گرفتن جشنهای فیک
با عنایت به پیشرفت فناوری ارتباطات و دهکده جهانی نقل و انتقالات فرهنگی، جان گرفتن جشنهای فیک موضوعی بدیهی و قابل پیشبینی است اما آنچه میتواند این تبادلات فرهنگی را چالش برانگیز کند، میزان و نوع مبادلات فرهنگی است.
به عبارت دقیقتر اینکه کدام بخش از فرهنگ مسلط جهانی به کشور ما هم انتقال یافته، نخستین سؤالی است که در مواجهه با تبادلات فرهنگی باید به آن پاسخ داد و در درجه بعدی اینکه ما چقدر توانستهایم فرهنگ مسلط خود را که اتفاقا از اصیلترین و ریشهدارترین فرهنگهای دنیاست به دیگر کشورهای جهان انتقال دهیم؟
وقتی در پاسخ به این دو سؤال به این نکته میرسیم که بیشتر بخشهای هیجانی و ضدارزشی فرهنگهای جهانی توانسته به فرهنگ کشورمان رسوخ کند و از سوی دیگر هم ما در انتقال ارزشهای فرهنگی خودمان به سایر ملتها چندان موفق نبودهایم، اینجاست که در مواجهه با جشنهای وارداتی و فیکی همچون هالووین، کریسمس، ولنتاین و امثال آن باید کمی نگران شویم! چراکه حکایت این جشنها فقط بر پایی مراسم و جمع شدن دور هم و خوردن شیرینی و شادی کردن نیست. چنین جشنهایی با خود پیوستهای فرهنگی و اندیشهای دارد و میتواند در دراز مدت سبک زندگی خانوادهها را تغییر دهد و بهخصوص روی ارزشها و باورهای قشر جوان و نوجوان اثرگذار باشد. این درحالی است که درسبک زندگی ایرانی ـــ اسلامی ما مراسم و جشنهای متعدد ملی و مذهبی خوبی داریم . به عنوان مثال به فاصله کوتاهی از جشن هالووین ما شب یلدا را داریم که ریشههای چندین هزار ساله از فرهنگ ایرانی، سنتهای این شب را پشتیبانی میکند. هریک از سنتها و حتی خوراکیهایی که در شب یلدا میخوریم، فسلفههای باستانی دارد که علوم پزشکی و طبیعی هم از آنها پشتیبانی میکند، نه مشتی خرافات وهمآلود که پایبندی به آنها میتواند سلامت جسم و روان ما را تحت تاثیر قراردهد. اعیاد و جشنهای مذهبی در کشورمان پشتوانه فرهنگ ایرانی ـــ اسلامی با خود دارد که برپایی و شرکت در هرکدام از این مراسم و جشنها میتواند فرهنگ و ارزشها و باورهای ما را ارتقا دهد اما غفلت ازاین داشتههای ملی و مذهبی و کوتاهی در گسترش و فرهنگسازی درباره آنها، موجب شده تا جشنهای فیکی مانند هالووین، ولنتاین و... جان بگیرد!
مریم عابدی - خبرنگار چاردیواری