چند خط درباره «قدمهای سربه هوا»
همراه با مشکلات 4دختر
ایده اولیه این کتاب سال اول کرونا که راه اربعین روی ایرانیان بسته شد، شکل گرفت. مخاطبان اصلی این کتاب که توسط انتشارات کتابستان در ۲۲۰صفحه به چاپ رسیده، دانشآموزان متوسطه اول و دوم هستند.
در جامعه امروز با ضعف انگیزه در نوجوانان مواجهیم. در مرکز تصمیم گرفتیم روی مصداق حرکت برای نوجوان فکر کنیم و کتاب حرکت آقای صفایی حائری منبع اصلی من برای نوشتن کتاب قدمهای سر به هوا شد. پریا، قهرمان اصلی داستان، دختری ۱۶ساله است که با جدا شدن از دوستش و رفتن به مدرسهای دیگر دچار عدم تعادل اولیه شد. این دختر با پیدا کردن دوستان جدید و شکست در مسابقهای که همزمان با تعطیلی سفر اربعین بود و مشکلات زمینهای که داشت کمکم رو به ناهنجاری رفت. در مدرسه شیطنت میکردند و مشکلاتی را به وجود میآوردند. در این بین یکی از معلمها توانست با این چند دختر به خصوص قهرمان داستان ارتباط بگیرد. چهار دختر داستان ما هر کدام مشکلات فردی داشتند که معلم راهکاری را به صورت غیر مستقیم جلوی دختران گذاشت و بچهها به طور ناخودآگاه با خودشان مواجه شدند. هرکدام از دوستها نماد یک حرکت است، یکی راحتطلبی، دیگری در مشکلات با کسی تعامل نمیکند و آن یکی به فضای مجازی اعتیاد دارد. یک سفر کوهنوردی پیش آمد که در این سفر هر کدام توانستند تصمیماتی بگیرند و همانندسازیهایی کنند. مثلا عوامل شکستشان در مسابقه را در بیاورند و تصمیمات خوبی برای یک حرکت سازماندهی شده بگیرند. حرکتی که کمکشان میکرد قدم بزرگی برای کار خیر جریانسازی بردارند. قهرمان داستان توانست در بازگشت از این سفر هر کدام از قدمهایی را که بالا رفت و تصمیماتی را که گرفت با قدمهای سفر اربعین همانندسازی کند و خودش را ببیند که انگار درسفراربعین حضور دارد. دوست پریا که از او جدا شده بود و در سفر اربعین حضور داشت، با پریا تماس میگیرد و میگوید من تو را در مسیر راهپیمایی اربعین دیدم و پریا باور کرد که در سفر اربعین حضور داشته است.
فاطمه شایانپویا - نویسنده