printlogo


دغدغه‌های یک نویسنده
دوست دارم بهروز افخمی «سه‌راه سرگردون» را بسازد
رضا رسولی متولد ۱۳۵۴، دارای لیسانس حقوق قضایی، کارشناسی ارشد حقوق عمومی و دکترای حقوق عمومی است. وی عضو هیأت‌مدیره انجمن قلم ایران (چهاردوره)؛ مدیرمسئول انتشارات ستایش حقیقت؛ و مدیر حلقه ادبیات داستانی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی بوده است. از او کتاب‌های «شهنواز»، «ابراهیمی که «ه» ندارد» و «سه‌راه سرگردون» بیش از بقیه‌کتاب‌هایش دیده شده‌است.

او در خانواده‌ای اهل کتاب پرورش پیدا کرد و مادرش اولین مشوق و حامی او در نویسندگی بوده و علاقه مادر به ادبیات و هنر، او را هم به این فضا علاقه‌مند کرده است. در اواخر جنگ تحمیلی، وقتی که دانش‌آموز مقطع راهنمایی بود، در حال و هوای روزگار جنگ قصه‌ای درباره یک خلبان به ذهنش رسید و به کمک مادرش آن را نوشت و در مسابقات داستان‌نویسی مدرسه و هم چنین مسابقات اداره آموزش و پرورش صاحب رتبه شد. او سال 1376 ازدواج کرده و ماحصل آن دو فرزند به نام‌های «نازنین فاطمه» و «محمدحسن» است.
دکتر رضا رسولی درباره داستان سه‌راه سرگردون معتقد است: «سه‌راه سرگردون هنوز همه راهش رانرفته و باید ازآن فرآورده‌سازی شود و هنرمندها درباره آن فیلم و تئاتر بسازند؛ چراکه مشکلات نظام دیوانی کشور همچنان پابرجاست. دوست دارم خانم نرگس آبیار یا  آقای بهروز افخمی که هر دو از کارگردان‌های خوب سینما هستند سه‌راه سرگردون را بسازند تا با ساخت یک اثر سینمایی خوب و جاندار، هدفم از نگارش آن تکمیل شود.
وی می‌گوید: در کل بنده در کتاب‌هایم سعی کرده‌ام به موضوعات مختلفی بپردازم که این تنوع در موضوعات برآمده از تنوع ذهنیت و شخصیتی بنده است. من همچنان که اعتقاد دارم باید به مطالبه عدالت و توسعه ادبیات عدالت‌طلبانه در جامعه بپردازم، نمی‌توانم نسبت به روایت زندگی شهدا بی‌تفاوت باشم. به‌همین دلیل سه کتاب بنده مستقیما درباره زندگی شهداست. 
از سوی دیگر قادر نیستم از کنار ادبیات دینی محض به‌سادگی عبور کنم. کتاب سخاوت سرشار بنده روایت داستانی شأن نزول آیات بوده و مجموعه داستان زیارت آفتاب بازنمایی تشرف آدم‌های مختلف به محضر امام زمان(عج) است و به‌نوعی به موضوع مهدویت می‌پردازد. این تنوع موضوعات ریشه در دغدغه‌های ذهنی بنده دارد.
 ای کاش نویسنده‌های حزب‌اللهی ما به موضوع عدالتخواهی عمومی از منظر ادبیات وارد شوند. من خیلی دوست دارم جوان‌ها به این عرصه پا بگذارند. مشکل اینجاست که عمده دوستان نویسنده ما به مشکلات و گرفتاری‌ها توجهی ندارند و مدیران مشغول پروژه‌بازی خودشان هستند. من نمی‌توانستم نسبت به این مقولات بی‌تفاوت باشم و کاری به دردسرهای بی‌پایان قشر مظلوم کارگر نداشته‌باشم.