ترویج فساد برای رهایی از فساد
پس از شکلگیری دوره مدرنیته در اروپا و آمریکا، سردمدارانی که خواستار استیلای سرمایهداری بر مردم بودند به شهروندان خود یکسری آزادیها مانند آزادیهای جنسی، لاقیدی و بیبندوباری دادند که البته در راستای تمنیات و اهداف خودشان بود.
درواقع از نیمه دوم قرن19 میلادی، آموزههای فرویدیسم به کار گرفته شد که میگفت برای کنترل غریزه جنسی باید مجال دهیم تا این غریزه هرقدر که میتواند فعالیت کند تا سرانجام بتوانیم بر آن مسلط شویم. اما در عمل اینگونه نشد و مجالدادن به غرایز فقط روزبهروز گسترش یافت. این درحالیبود که نظام سرمایهداری حاکم نیاز داشت تا بسیاری از قید و بندهای اخلاقی برداشته شود که برای این هدف صنعت سینما به کمک آمد. در هالیوود چهرههایی ظهور کردند که عملا الگوهای پرجاذبه اما مروج فساد برای مردم بودند؛ هنرپیشههایی که حتی توانستند استعمال موادمخدردر جامعه را رواج دهند. اما اروپا و آمریکا در نهایت به نقطهای رسیدند که کار از دستشان خارج شد و مقابل خود پرتگاهی مخوف را دیدند. بنابراین کنترل اوضاع را دردستور کار قراردادند اما نه با روشهای درست و اخلاقی بلکه بازهم به کمک روشهای ولنگارانه. آموزش مسائل جنسی در مدارس یکی از همین روشها و تلاشی برای کنترل مفاسد اخلاقی در جامعه است درحالیکه این آموزشها خود زمینهساز رواج انحرافات در جامعه است که این بار از مدرسه آغاز میشود. در سند توسعه پایدار سازمان ملل که با عنوان سند2030 شناخته میشود درواقع سعی براین بود تا همه نظامهای آموزشی جهان این روش را بهکار بگیرند و نوعی کنترلگری جهانی اتفاق بیفتد؛ کنترلی که در عمل ثابت شده قدرتی برای مهار انحرافات اخلاقی ندارد بلکه فقط اصل فساد را در جامعه تثبیت میکند.
مریم اشرفی - استاد حوزه