پرورش اندام یا پرورش افکار؟
به جرات میتوان گفت این روزها گرایش جوانان و نوجوانان به رشتههای بدنسازی و پرورش اندام بسیار داغ شدهاست و کمتر جوانی را میبینیم که آرزوی داشتن اندامی شبیه ورزشکاران این رشته را نداشتهباشد.
موضوعی که بسیاری از جوانان حاضرند به خاطر آن دست به هر کاری بزنند تا در زمان اندک تبدیل به یک ابرقهرمان در این حوزه شوند. به همین دلیل به استفاده بیرویه داروهای هورمونی روی میآورند. البته کم نیستند باشگاههای ورزشی که با ارائه رژیمهای غلط و تجویز خودسرانه چنین مکملهایی، مثلا میخواهند جوانان را در این مسیر همراهی و تشویق کنند تا به آن اندام دلخواه و رشد عضلانی مد نظرشان برسند. اما گویی واقعیت چیز دیگری است و پشت پرده این اصرارها و توصیههای برخی مجموعههای ورزشی چیزی جز تجارت و ورود غیرمجاز این داروها نیست. داروهایی که نمیتوان آن را در داروخانهها یافت و باید به صورت زیرزمینی آن را تهیه کرد. جوانانی که به هر آب و آتشی میزنند تا آن داروها را تهیه کنند و خود را به بسیاری از چهرههای معروف در این حوزه همچون رونی کلمن، قهرمان هشت دوره پیاپی مسترالمپیا شبیه کنند. قهرمانی که روزی الگوی خیلی از جوانهای جویای نام بود، اما چند سالی است حتی نمیتواند روی پاهای خود بایستد. البته نمونه ایرانی شده مصرف داروهای استروئیدهای آنابولیک را میشود در اسحاق قویدل ملقب به کوه عضلهیافت. یکی از چهرههایی که روزی، همین جوانها در سودای شبیه شدن به او به سر میبردند اما غافل از اینکه او با مصرف مداوم چنین داروهایی، اصلا حال و روز خوبی ندارد. شاید بد نباشد جوانان کمی زاویه نگاه خود را نسبت به این موضوع تغییر دهند تا تبدیل به رونی کلمنها و قویدلها نشوند.