نفسهای آخر شور دریا
دریاچه ارومیه از دهه ۷۰ وارد بحران شد و با اینکه از همان موقع کارشناسان هشدار میدادند که باید فکری برای جلوگیری از خشک شدن این اکوسیستم شود، کسی توجهی نمیکرد تا اینکه شور دریا قدمقدم به مرگ نزدیک شد و حالا اعلام شده کمتر از ۴درصد آب در آن وجود دارد و با تمام شدن فصل سرما و بارشها شاید عمر دریاچه هم به آخر برسد و تنها نامی از آن باقی بماند.
در دولت سیزدهم برنامههای متفاوتی برای احیای دریاچه ارومیه ارائه شد و تعدادی از آنها هم اجرایی شد. ابتدا کارگروه نجات ملی دریاچه ارومیه تشکیل شد و توانست مهمترین طرح ستاد احیا یعنی انتقال «کانیسیب» به دریاچه ارومیه را به مرحله اجرا و بهرهبرداری برساند ولی این فقط یک مُسکن ضعیف برای درد عظیم دریاچه بود. شاید نیمقرن پیش دریاچه در اوج زیبایی خود قرار داشت و همگان میدانند که برای بازگشت به آن روزها باید سازوکارهای اصولی، فنی و علمی برای مدیریت مصارف منابع آبی بهخصوص در بخش کشاورزی صورت میگرفت.طرحهای مقطعی و پروژههای بیاثر بهجز هدر دادن بودجه و اعتبارات ثمر دیگری ندارد و گواه این ادعا هم کارهای انجام شده طی دو دهه اخیر است. مدتی است که هیچ نهاد، سازمان و حتی ستاد ملی نجات دریاچه ارومیه آماری از تراز فعلی و میزان آب باقی مانده از دومین دریاچه شور دنیا اعلام نمیکند اما براساس آخرین تصاویر ماهوارهای از دریاچه مشخص شده طی یکسال اخیر از سطح ۸۷۸ کیلومترمربعی آب دریاچه ارومیه، حدود ۸۰درصد خشک شده وحالافقط ۱۷۰کیلومتر مربع یعنی چیزی حدود ۴درصد از سطح آب دریاچه بهجا مانده است.آنطور که مسئولان آذربایجانغربی عنوان میکنند، کارهای سد چپرآباد به اتمام رسیده و آماده بهرهبرداری است و درصورت بارشهای مناسب تا اواخر سالجاری میتوان آب این سد را به دریاچه ارومیه منتقل کرد.البته با اتمام فاز اول این طرح در اواخر سال گذشته ۳۰۰میلیون مترمکعب آب به دریاچهارومیه سرازیر شد و طرح انتقال آب تصفیهخانه ارومیه نیز بهطول ۱۱کیلومتر بعداز ۹سال نیمهتعطیلی اوایل سالجاری بهاتمامرسیده ومورد بهرهبرداری قرار گرفت.
فاز دوم انتقال آب از کانیسیب نیز بهعنوان بزرگترین طرح احیای دریاچه ارومیه، شامل 4.5کیلومتر کانال انحرافی بادینآباد است که در صورت اتمام و بهرهبرداری ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب به دریاچه میرساند.پیشبینی شده براساس تعهدات وزارت نیرو تا بهمن یا اواخر سالجاری این طرح به بهرهبرداری برسد اما تمام اینها روی کاغذ است و درحالیکه دریاچه روزهای آخر عمر خود را سپری میکند، با «حلوا حلوا کردن، دهان شیرین نمیشود.»حقیقت این است که توسعه بیرویه اراضی کشاورزی، خالی شدن سفره آبهای زیرزمینی درنتیجه حفر چاههای مجاز وغیرمجاز بیشمار دراین حوضه آبریز، کاهش بارش، سدسازی، احداث میانگذر و دخالتهای انسانی از مهمترین عوامل خشک شدن دریاچه ارومیه بهشمار میآیند که موجب شده تا امروز اقدامات دولتها در ادوار مختلف با هزینههای میلیاردی به نتیجه نرسیده و از دریاچه آنچه مخابره میشود، فقط اخبار منفی باشد.
البته امروز هم مسئولان از جلوگیری تغییرات کاربری اراضی کشاورزی از دیمی به آبی، زراعی به باغی و تغییر الگوی کشت از محصولات پرآببر به کمآببر و ممنوعیت توسعه بیرویه اراضی کشاورزی حوضه آبریز دریاچه ارومیه بهعنوان مهمترین طرحهای نرمافزاری احیای این زیستبوم خبر میدهند اما باید گفت اینها «نوشدارو، بعد از مرگ سهراب» است.
محمدرضا هادیلو | دبیر گروه ایران