printlogo


مستندهای نمونه‌ای در ژانر دفاع‌مقدس و اجتماعی
رازهای رزمنده عارف
در دومین روز جشنواره فیلم مستند سینماحقیقت شاهد نمایش دو مستند شاخص در گونه‌های دفاع‌مقدس و اجتماعی بودیم. «بی‌قرار» و «قویدل» می‌توانند آثاری نمونه‌ در کارنامه سینمای مستند ایران باشند.

«بی‌قرار»؛ با زبانی تغزلی
 محمدعلی فارسی در «بی‌قرار» گویی حاصل همه تجربه‌های ارزشمند دوران پربار مستندسازی‌اش را در یک اثر به کار گرفته است. مستندی که قرار است رازهای زندگی محمدحسین یوسف‌اللهی، یکی از شخصیت‌های کمترشناخته‌شده واحد اطلاعات و عملیات لشکر ثارا... استان کرمان را با زبانی تغزلی در عین متکی بودن به برش‌هایی از گفت‌وگوهای پرتعداد با همرزمان شهید برای مخاطبانش بگشاید.  پژوهش در بی‌قرار یکی از ارکان اصلی است. بازگشت فارسی به پیشینه خانواده محمدحسین و به ویژه پدرش غلامحسین که در پایمردی و جوانمردی زبانزد بوده است، زمینه را برای معرفی یکی از شخصیت‌های دوران دفاع‌مقدس که سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی وصیت می‌کند پیکرش را در کنار مزار او به خاک بسپارند، آماده می‌کند. محمدعلی فارسی ساختار مستند بی‌قرار را با تمرکز روی چنین شخصیتی به گونه‌ای شکل می‌دهد که براساس روایت‌های همرزمان محمدحسین به مرور با زوایای گوناگون و گاه رازآلود شخصیت او آشنا شویم. ارائه اطلاعات درباره محمدحسین فقط به شیوه‌ها و شگردهای اطلاعات و عملیاتی او مربوط نمی‌شود. در جایی که روایت‌ها به چگونگی شهادت او نزدیک می‌شود، ابعاد عارفانه شخصیت محمدحسین و دیدگان باز او به این‌سو و آن‌سوی عالم، با شیوه‌هایی به دور از اغراق و قابل باور ارائه می‌شود محمدعلی فارسی برای ایجاد فضاها و موقعیت‌های باورپذیر دوربینش را به مکان‌های واقعی می‌برد. به‌ویژه نهر علیشیر، محل شهادت محمدحسین و ۱۳همرزم دیگرش. فضاسازی‌های او در بی‌قرار بدون آن‌که تغییر چشمگیری در ساختار مستند وقایع ایجاد کند، نقش موثری در هدایت ذهنیت مخاطب به‌سوی حال‌وهوایی دارد که به نماهای پایانی اثر از مزار شهدای کرمان و شهید حاج‌قاسم سلیمانی و همرزمانش مفهومی متفاوت می‌بخشد.
 
«قویدل»؛ الگویی برای مستند خلاق
یکی از مهم‌ترین و پرحاشیه‌ترین پرونده‌های قضایی ایران در دهه‌های اخیر در مستند درخشان «قویدل» به رویدادی بدل شده که همزمان اشک بر چشم و خنده بر لب مخاطبان می‌آورد. قویدل به‌رغم ظاهر سرخوشانه‌اش تا پیش از طرح جدی تزریق فرآورده‌های خونی آلوده به بیماران هموفیلی، سعی می‌کند با محور قراردادن شخصیت احمد قویدل به‌عنوان فعال اصلی به جریان افتادن و به نتیجه رسیدن پرونده ورود فرآورده‌های خونی آلوده به ایران، ابتدا زوایای پنهان و آشکار شخصیت او را با حضور خودش به تصویر بکشد و مستندساز در کنار این حضور غافلگیرکننده، نوعی کمدی سیاه را هم برای به‌سخره‌گرفتن جریانی که مانع اجرای عدالت می‌شود به خدمت می‌گیرد. به این ترتیب، خلاقیتی که در آغاز به آن اشاره شد، درآمیخته با جسارت فیلمساز و جدیت و پشتکار احمد قویدل که در سراسر اثر رنگ‌آمیزی‌های متفاوتی پیدا می‌کند، مستندی را به گنجینه مستندهای برتر ایران اضافه کرده است که همه مقبولیتش را از صداقت در پرداخت و خلاقیت‌های مستند‌ساز دارد. پرداختن به دلمشغولی‌های اولیه احمد قویدل در متن مستند و موضوع شخصیت متفاوت او در دوران تحصیل و پس از آن‌که نمود نمایشی آن را در نمایشگاه عکس‌های قدیمی در ساختمانی نیمه‌کاره و دغدغه‌های اجتماعی او می‌بینیم، به موضوع ازدواج پرماجرای او پیوند می‌خورد و احمد قویدل به‌عنوان شخصیت اصلی مستند، با حضور در موقعیت‌های بازسازی‌شده که همچنان ساختار نمایشی خود را حفظ می‌کند، گویی یک بار دیگر از دل فیلم‌های مستند دادگاه و تلاش برای احقاق حق آسیب‌دیدگان بیرون آمده و حالا خود در نقش راوی، پرونده را بازخوانی می‌کند.

سیدمحمد سلیمانی | نویسنده و روزنامه‌نگار