سرزمین مادری؛ هوشمندانه، روشنگرانه و جذاب
با نگاهی به آثار سینمایی، تلویزیونی و ادبی ارزشمند جهان با مفاهیم سیاسی، میبینیم آن دسته از آثاری موفقتر و ماندگار و با اقبال فراگیر مردم مواجه شدهاند که این رگهها و مفاهیم سیاسی را به شکلی غیرمستقیم و دراماتیک و در قالبهایی ملودرام، خانوادگی، عاشقانه و اجتماعی باکیفیت به مخاطب عرضه کردهاند.
این دقیقا اتفاقی است که درسریال زیبای «سرزمین مادری» رقم خورده است. این سریال روایتگر وقایع سیاسی، اجتماعی و مذهبی تاریخ معاصر کشور است که دربستر درام نمایشی سرنوشت یک پسربچه، تاریخ تحولات کشور را از شهریور۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۵۷ به تصویر میکشد. درسرزمین مادری گرچه ما با اتفاقات و التهابات سیاسی ایران در فاصله زمانی 1320 تا پیروزی انقلاب مواجه هستیم، اما این اتفاقات سیاسی را در جریان و حاشیه زندگی پسرکی کمسنوسال میبینیم که براثر شرایط بهوجودآمده مجبور به زندگی در سه خانواده مختلف تودهای، سلطنتی و مذهبی میشود. پسرکی به نام «رهی»که معصومانه در کشاکش حوادث به اینسو و آنسو کشیده شده ودرتوفان حوادث سیاسی کشور، زندگیاش دچار تلاطم گردیده و همین معصومیت و کشاکش او با حوادث مختلف، همدلی تماشاگر را با او برمیانگیزد و آرزوی رهایی وی از بند مشکلات و پیروزیاش را دارد.
کمال تبریزی در این سریال برای مطرحکردن دخالت و دسیسه بیگانگان ازجمله انگیس و آمریکا در کشورمان و بیکفایتیهای سیاسی سردمداران کشور و بهتصویرکشیدن فساد دردولت، مجلس و دادگستری وبهتصویردرآوردن رنج مردم و مبارزه چهرههای سیاسی و مذهبی برای مقابله باظلم، هوشمندانه از صدور بیانیههای تصویری سیاسی و شعاری و بهاصطلاح گلدرشت پرهیز کرده و این ظلم و بیکفایتیها را از دریچه زندگی نوجوانی به نمایش میگذارد که ظلم را در جمع خانوادهای مانند خانواده سرهنگ بهادری که پستهای سیاسی و نظامی را در اختیار دارد، با پوست و گوشت و استخوان خود حس کرده و به تماشاگر منتقل میکند.از طریق همین شخصیت نوجوان و مراجعات او به همراه دکتر حکیمالسلطنه (با بازی درخشان زندهیاد پرویز پورحسینی) برای دادخواهی به دادگستری است که با بیعدالتی در این قوه و زد و بندهای سیاسی و فسادهای مالی آن روبهرو میشویم و به موازات دلنگرانی تماشاگر با این نوجوان، دلچرکینی نسبت به ظلم ظالمان در بیننده بیشتر میشود.به اینگونه رهی که میتواند نمادی از نوجوان و جوانی ایرانی باشد، در مسیر زندگیاش با افراد، اقشار و گروههای سیاسی و مذهبی مختلفی مواجه و باعث شناخت او نسبت به مدعیان آزادیخواهی و آزادیخواهان واقعی میشود و درنهایت رهایی خود و وطن را درپرتو وسایه دین مییابد و همه اینها همانطور که به آن اشاره شد، نه از طریق شعارهای تصویری یا دیالوگهای مستقیم بلکه در قالب داستانی دراماتیک و پرکشش با محوریت زندگی پرتلاطم یک نوجوان به تصویر کشیده میشود.
محمد دیندار | منتقد