زنانه به شیوه «رحیل»
از هر طرف که به رحیل و قابهایش نگاه کنیم، پر است از جزئیات زنانه در تاریخ. از نوع لباس مها زمانی که در قامت شاهزاده قاجاری است تا رختشورخانهای که مها را بهعنوان یک دختر بیاصل و نسب در خود میپذیرد. کارکرد رحیل در هر دو فصل خود همانطور که عوامل هم گفتهاند، نشان دادن همین قابهای زنانه در دل تاریخ و بحبوحه رفتن سلسله قاجار و آمدن پهلوی است. درست زمانی که مها از سفر کربلا بازگشته و قصد دارد تعزیهای زنانه را در اندرونی برپا کند.
خود اندرونی پر است از زنانی که روزگاری سوگلی یا همسر شاهزاده بودند و حالا گردهم جمع شدهاند تا هرکدام یک گوشه تعزیه را بگیرند. مها در همین روزگار است که تلاش میکند فرای آن زن سنتی عمل کند. نه مثل یک زن سنتی در اندرونی، حرفشنوی دارد و نه مثل شخصیتهای دیگر مثل بیتاج، سرکش است و جادو میکند. نگاه زنانه کارگردان و تهیهکننده به مسأله زنان در آن دوران، مها را در قامت یک زن روشنفکر، دغدغهمند و البته ایرانی به نمایش گذاشته است؛ زنی که هم پوشش یک زن ایرانی را دارد و هم اتاقش پر است از کتابهای مختلف. اصلا وقتی هم که قرار است شکست بخورد، اول با کتابهایش آغاز میشود که سرگرد زمان کتابهای او را نجات میدهد. بهانه دلدادگیاش با اصلان هم از سر همین ادبیات و شعر است. در شمسالعماره بود که اصلان میخواست ساعت عمارت را کوک کند و مها هم درس عاشقی به او میداد. از همینجاست که قابهای زنانه رحیل پررنگتر میشود.اما در سوی دیگر این شخصیت سفید، روی دیگری از زنانههای قاجار هم خودش را در این مجموعه نشان میدهد. شخصیتی مثل بیتاج که تلاش میکند با همان جادویی که در دست دارد و به پشتوانه سابقه کولی بودنش، رمز و رموز پنهان را برای نگه داشتن همسرش سرگرد زمان در دست بگیرد. این درست نقطه مخالف شخصیت مهاست. انگار که قهرمان و ضدقهرمان هر دو زن هستند و برای پیش بردن قصه، با هم تقابل میکنند. نقطه اوج آن را هم باید زمانی دانست که مها برگ برنده را رو کرده و شرط میکند فقط در صورتی حاضر به ازدواج با سرگرد زمان میشود که بیتاج از او طلاق بگیرد. صحنهای که انگار آواری است بر سر بیتاج. بلند میشود و بدون حرفی برای بههم زدن مجلس خواستگاری زمان از مها، دست به ظرف میوه میکشد و همهچیز را خراب و در نهایت جلسه را ترک میکند. صحنه دیگری هم که بیتاج با مها روبهرو میشود و بیتاج او را دخترعمو خطاب میکند که اشاره به گم شدن هر دوی آنها در کودکی است، برگ برنده باز هم در دست مهاست. قدرت یک زن ایرانی را آنجا میتوان دید که بدون خم شدن، از اصول و باورهای خود کوتاه نمیآید.مها و بیتاج بهخوبی توانستهاند خط و ربط رحیل را به سمت زنانگی پیش ببرند تا یک روایت تاریخی با محوریت زنان در تاریخ روی آنتن برود؛ روایتی که هم خط تاریخی دارد و هم ارجاعات مستند.
رها فاطمی - گروه رسانه