غول واژهها و شرح انکار
تحولخواهی و تحولسازی دو روی سکه تغییر و روبهرشد محسوب میشوند که ای بسا بتوان بر اساس تعاریف موجود تحول را در قاموس یک معنا نیز به کار گرفت؛ اما آنچه باقی میماند، اصالت فعل و هویت فاعل بر تحول است که میتواند نقطه اختلاف بر موضوعی مثل رسانه و کم و کیف آن باشد.
بنیاد و اساس پویایی و نشاط هرجامعهای در بستر تغییر و تحول است که درک دقیق نیاز به تغییر و وجوب نشاط جامعه بر عهده متولیان موضوعات اجتماعی و فرهنگی است؛ در این بین، بنا به ذات وجودی بعضی از متولیان، نقش آنها پر رنگ و موثرتر از سایر نهادهای تاثیرگذار است که صداوسیما از آن جمله است. روز دوم دی در قالب یادداشتی با عنوان «شبکه سه کیک بود یا واگعی» اشاره به تحول رویکردی برنامههای شب یلدا بر اساس ذائقه شکلگرفته جامعه داشتیم که بازتاب این ارزشگذاری بر ذائقه و سلیقه جامعه را بهخوبی هم در فضای مجازی و هم در محاورات اجتماعی کسب کردیم و مشاهده شد عینیتبخشی به آنچه در ذهن جامعه میگذرد، با پخش برنامههای متنوع میتواند مسیر رسانه و جامعه را همسو و مخاطب و تولیدکنندگان برنامه در رسانهملی را به نقطه و مخرج مشترک برساند.
پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما در روز اول تیر1401 باتشریح علت تمرکز بر حوزههای محتوایی سازمان صداوسیما به زوایای سند تحولی این سازمان پرداخت و افزود: سازمان صداوسیما کارخانه تولید محتواست. همه کارها در حوزههای پشتیبانی و صف، در نهایت باید آنتن را متحول کند. به همین دلیل ما اولویت را به سرفصلهای تحولی در حوزه محتوا دادهایم. برای اینکه به تحول در محتوا برسیم حتما به تحول رویکردی و نیز تحول در سازوکارها نیاز داریم؛ سازوکارهایی که به تسهیل تحول رویکردی و در نهایت با یاری خداوند به تحول محتوایی روی آنتن منجر خواهدشد. رئیس رسانهملی در تشریح کلیات سند تحول گفت: ارکان تحول سازمان را هویتمحوری و عدالتگستری شکل میدهد که در نهایت این دو عنوان باید به «شتاب دهی به پیشرفت» منتهی شود.با گذشت حدود یک سال و نیم از این گفته پیمان جبلی، اگر مخاطب منصفی بخواهد به امر قضاوت در خصوص تحول در سازمان صداو سیما بپردازد، به خوبی میتواند این تحول را درک و وجوه آن را نیز به دیگران بازگو کند؛ اما گاهی مشکل در آنجاست که اقدامات صورت گرفته «اعمالی» است و «اعلام» نمیشود و بنابراین آنانی که نمیخواهند تغییر و تحول را در گستره رسانهملی ببینند و باور کنند یا حتی بپذیرند، با تکیه بر اصل میل مطلوب خود گام در عرصه انکار و اصرار بر آن میگذارند.گاهی در پس اصرار بر این انکار تحول، انگیزههای فردی یا حتی سیاسی نیز نهفته است که مانع دیدن حقیقتهای موجود نسبت به تغییر و تحول میشود و حتی اصرار بر دیده شدن عدهای خاص نیز که عرصه را به طور مطلق برای خود میخواهند، دلیل دیگری است که چشم را از مشاهده اندازه تغییر به سمت انکار میبرد.قطعا در کمتر رسانهای بتوان برنامه «خود منتقد» را دید که به طور آشکار بستر موجود یا برنامههای تولیدی خود را زیر تیغ نقد بکشد؛ اما سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بر مبنای همان سند تحولی که ریاست آن اعلام کردهبود، از حدود اوایل شهریور 1402 هفتهای یک بار روزهای دوشنبه روی آنتن شبکه یک با برنامه «جامجم» میزبان کارشناسان و منتقدانی است که سمت تیز تیغ انتقاد خود را گاهی، گرچه حتی موضوع و محور برنامه چیز دیگری باشد، به سمت این سازمان میگیرند.
آخرین برنامه پخش شده در قالب برنامه جامجم اختصاص داشت به گفتوگوی رو در روی محمدرضا خوشرو، مدیر شبکه نسیم و محمد زعیمزاده، سردبیر روزنامه فرهیختگان که به رغم آنکه محور گفتوگو بنا بود بررسی برنامههای شب یلدا باشد، اما زعیمزاده تیغ انتقاد را به موضوع کلیت سازمان صداوسیما و عدم ایجاد تحول در آن کشید که عموما همراه با عدم استدلال لازم و با تکیه بر میل به تفسیر رای خویش به پیش میرفت.در این برنامه به نظر میآمد همانطور که محمدرضا خوشرو نیز ذکر کرد، زعیمزاده و همکیشان او بدون درک دقیق از تحولات صورت گرفته، تلاش دارند از واژه تحول ،غولی بسازند که گویا هیچگاه نمیخواهد اتفاق بیفتد و تحول از منظر آنها سلیقه فردی یا گروهی خودشان است که در غیر آن، حتما به هر طریق ممکن باید به سمت صداوسیما هجمه وارد کرد و هرگونه خبر خوب در حوزه رسانهملی باید در بایکوت خبری فرو برود. سمپاشی و تخریب نسبت به سازمان صداوسیما و برنامههای تولیدی آن یکی از تکنیکهای رسانهای جریانهای همسو با روزنامه فرهیختگان است که طی سالهای گذشته تا به امروز این شیوه را پیگیری کرده اند و شرح انکار و انصاف نداشتن را حتی در زمانی هم که در برنامهای به نام جامجم و در خود سازمان صداوسیما زبان به انتقاد دارند، به عین دیدیم.
عزیزا... محمدی - گروه رسانه