دوره تحول و بازیابی تصمیمات!
در هر ساختاری، هنگامی که تیم مدیریتی جدیدی مسئولیت را برعهده میگیرد، یکی از ضروریات مدیریت برای این تیم، بازنگری و بازسازی تصمیمات و عملکرد ساختار در گذشته و تلاش برای تدوین برنامه جدید متناسب با نیازها و تحولات و ضروریات است.
این مهم، در سازمان صداوسیما، نیز رخ داده و اکنون بعد از مدتی قابلتوجه، نیاز به تحلیل و بررسی عملکرد دوره مدیریتی فعلی و تلاش این تیم برای ایجاد تحول در سازمان صداوسیما، احساس شده است. ازجمله خودنگریهای رخداده در ماههای اخیر، از سوی سازمان صداوسیما، ساخت و پخش برنامه «جامجم» در شبکه یک سیماست که در آن، منتقدان و ناظران بیرونی، در برنامهای زنده، یعنی بی وقفه و بدون اعمال نظر، آمدهاند و از گذشته تا آنچه این روزها، در سازمان، تولید و پخش میشود، گفته و تحلیل و نقد کردهاند.هر چه باشد، دنیای امروز، دنیای پرشتابی است هم از جهت تحولات فناورانه و هم از جهت تولید محتوا و چرخش دیدگاههای متنوع. سازمان صداوسیما، نمیتواند و نتوانسته است به ضرورت، از این تحولات دور ماند و کوشیده تا به سهم خود در فضای رسانهای و فراتر ازآن، درفضای تصمیمسازیهای سیاسی وفرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و ...، فعال و بهروز بماند. یکی از تصمیمات جاری در این سازمان، به ویژه در حوزه سیما، تزریق نیروهای جوان و محتواسازان جدید بوده است. نیروهایی که عمدتا فراتر از ساختار سنتی و افراد سنتی، به تولید محتوا و طراحی شکل برنامه پرداختند. اکنون بعد از تجربه فعالیت این نیروهای جدید، در فضای بیرونی شامل صاحب نظران سیاسی تا صاحب نظران عرصه فرهنگ و حتی رسانه واکنشهای متفاوتی به برونداد این نوع تصمیم، دیده شده است؛ هم نسبت به نگرشهایی که در برنامههای فعلی دیده شده، هم نسبت به برنامهسازان یا برندسازی از چهره جدید نیروهای سازمان و هم نسبت به صراحت در حذف یا تعدیل برندهایی که پیشتر در سیما، فعال بودهاند. طبیعی است که قطع ناگهانی روال گذشته و شتاب در جایگزینی محصولات طراحی جدید، بهسادگی در اذهان مخاطب عام یا مخاطب تخصصی یا کارشناسان و صاحبنظران، پذیرفته نمیشود و هضم و تحلیل این شیوه نوین، به عنوان موضوعی که فرهنگی است و امور فرهنگی هم تدریجی در وجود بشر تهنشین و تصمیمساز میشود، زمانبر است.
در بازخوردهای بروز یافته نسبت به شرایط جاری در سیما، ابعاد متفاوتی مد نظر بوده که بر مبنای اظهارات متفاوت دیده و شنیده شده در برنامه «جامجم»، میتوان به اموری سیاسی مانند پخش اعترافات متهمان سیاسی یا امنیتی در گذشته یا حتی نحوه برخورد با چهرههای مختلف جناحهای سیاسی و تفکیک اعمال شده نسبت به بعضی نگرشها، یا نحوه قطع ارتباط با چهرههای سنتی یا روتین سیما در حوزههای سرگرمی تا ورزش یا حتی حوزه مجریان، چگونگی برندسازی جدید از نظر برنامه یا مجریان حتی بر مبنای الگوهای تجربه شده پیشین، نحوه تعامل با پلتفرمهایی که در حال ساخت عمدتا مجموعههای داستانی هستند و گاه رقیب سیما نامیده شدهاند، نگرشی که نسبت به فضای مجازی در سیما دیده شده و این روزها متناسب با برنامههای شب یلدا مورد ارزیابی قرار گرفته و مواردی از این قبیل، رسید. اینکه سیما یا تصمیمسازان دوره فعلی و مسلما به «تحول»، کوشیدهاند این تحلیل و نقدها و جداکردن سره از ناسره را از زبان کارشناسان متفاوت با تندی لحن را بطلبند و پخش کنند و قطعا برای بازیابی یا بازنگری احتمالی در تصمیمات اتخاذشده دوره مدیریت فعلی، از آنان بهره ببرند، یکی از نکاتی است که بسیار قابل تأمل و تحسین و نیاز به تقویت و تثبیت و استمرار دارد. هراندازه که بتوان این دایره انتقاد و تحلیل را گسترش داد و فراتر از بیان، به اعمال بعضی از این دیدگاههای مصلحانه در تصمیمات پرداخت، میتوان گفت انسجام ملی و نقشآفرینی سازمان صداوسیما در ایجاد همگرایی داخلی بیشتر، تثبیت و تحکیم شده است. از نتایج اتخاذ چنین روشی از سوی سازمان صداوسیما، تمرکز دادن ملت به حوزههای اصلی زندگی اجتماعی و تمرکز بر نام ایران است که همین نام نیز، به پشتوانه فرهنگ دینی و ملی اش، برقرار است.
حسین سلطان محمدی - منتقد