صادرات تسلیحاتی برلین به تلآویو 10 برابر شد
نسلکشی به شیوه آلمانها
دوحزب سوسیال دموکرات و سبز در برلین، تا قبل از حضور در مسند قدرت و زمانی که آنگلا مرکل(از حزب دموکرات مسیحی)صدراعظم سرزمین ژرمنها بود، بارها سیاستهای تسلیحاتی دولت سابق آلمان را زیرسؤال برده و نسبتبه افزایش بیرویه صادرات تسلیحات آلمانی به مناطق گوناگون جهان هشدار دادند. اما به محض شکلگیری دولت ائتلافی جدید در آلمان، شاهد تشدید این روند خطرناک و وقیحانه بودیم. سهحزب سوسیالدموکرات،دموکراتهایآزاد وسبز،تبدیل به نمادبازیگرانی جنگطلب در نظام بینالملل شدند.این مسألهخود را دردو جنگاوکراین وغزه نشان داد.
احزاب ائتلافی دولت آلمان، قصد کاهش صادرات تسلیحات را داشتند اما دو جنگ اوکراین و سپس غزه، نتیجه عکس داد و صادرات تسلیحات آلمان را به 11.71میلیارد یورو رسانده است. دولت فدرال آلمان درسال جاری با تصویب صادرات تسلیحات به ارزش حداقل 11.71میلیارد یورو، رکورد جدیدی را ثبت کرد. بالاترین رقم قبلی در سال۲۰۲۱ برابر با 9.35 میلیارد یورو بود که در اواسط دسامبر امسال ۲۵درصد فراترازآن رفت.بهراستی اولاف شولتس، صدراعظم آلمان چه توضیحی برای این روند دارد؟ این افزایش نسبت به سال قبل حتی ۴۰درصد بوده است. بیش از یکسوم صادرات تسلیحات بالغ بر 4.15میلیارد یورو، برای استفاده در جنگ اوکراین و بخش دیگری از آن، در قالب همکاریها و تعهدات تسلیحاتی مخفیانه و آشکار ژرمنها به رژیم صهیونیستی صادر میشود. اساسا یکی از اصلیترین دلایل حمایت تمامقد صدراعظم آلمان از استمرار جنگ غزه و نسلکشی کودکان بیدفاع در فلسطین، تامین منافع شرکتهای تسلیحاتی و متعاقبا، سیاستمداران حاکم است. صورت مسأله مشخص است: سیاستمداران آلمانی بهراحتی دروغ گفتهاند! بدون شک این دروغ بزرگ به مثابه لکهای ننگ در کارنامه احزاب ائتلافی دولت آلمان، خصوصا سوسیال دموکراتها و سبزها باقی خواهد ماند. دولت ائتلافی آلمان در مذاکرات ائتلاف خود، به اصرار سوسیالدموکراتها و سبزها، درواقع قصد داشت صادرات تسلیحات را محدود کند اما وقوع جنگ اوکراین، تبدیل به بهانهای برای تشدید این روند شد! ضمن آنکه دامنه صادرات تسلیحات آلمانی، محدود به اوکراین و رژیم صهیونیستی نمیشود و سایر نقاط دنیا را نیز دربر میگیرد. ژرمنها در سیاست خارجی خود، ترجیح میدهند عناصر تهدید و جنگ را در جایجای دنیا تقویت کرده و متعاقبا، شرکتهای تسلیحاتی خود را از طریق صادرات سلاح (جهت بازدارندگی در برابر تهدیدات بالقوه و بالفعل) به سودهای کلان برسانند. این رویکرد وقیحانه برگرفته از یک سیاست غیرسازنده و ضدبشری است که اتفاقا در طول تاریخ روابط بینالملل به دستورالعمل آلمانیها، فرانسویها، انگلیسیها و کاخ سفید تبدیل شده است.
بسیاری از تسلیحاتی که ازسوی آلمان به اوکراین ارسال شده، فراتر از حد نیاز این کشور بوده است. در سال اول جنگ در اوکراین، تحویل تسلیحات به ارزش 2.24میلیارد یورو، از جمله سامانههای پدافندی و توپخانه سنگین برای کییف تصویب شد. در این سال ازجمله تانکهای اصلی نبرد لئوپارد۲ افزوده شد که دولت فدرال بسیاری از آنها را در اختیار اوکراین گذاشت. بدینگونه مجوز صادرات تسلیحات به اوکراین به 4.15میلیارد یورو افزایش یافت.اتحادیه اروپا در کنار آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، تبدیل به بازنده بزرگ جنگ غزه شده است. دو کشور فرانسه و آلمان در طول هفتههای ابتدایی نبرد غزه، تبدیل به اصلیترین بازوان تبلیغاتی، سیاسی و امنیتی این رژیم در کشتار و نسلکشی علیه فلسطینیان شدند؛ زیرا تصور میکردند تلآویو با حمایت پاریس، برلین، لندن و واشنگتن و در سایه سکوت و حتی همراهی پشت پرده برخی بازیگران عربی در غرب آسیا، بهسادگی غائله را به سود خود پایان خواهد داد و مقاومت فلسطین را در نوار غزه نابود خواهد کرد! اما اکنون با فرسایشی شدن جنگ غزه وتشدید خشم ونفرت افکارعمومی کشورهای اروپایی از سران خود بابت همراهی با تلآویو درجنگ، شاهدرقم خوردن معادلهای جدید هستیم.دراین معادله جدید، اروپاییان تبدیل به بازیگرانی بحرانساز، شکستخورده و ناتوان شدهاند.
رمزهشدارهای اخیر اروپاییان
آنچه اروپاییان ازآن وحشتزده هستند، رخ داده است: فرسایشی شدن جنگ غزه و ناتوانی صهیونیستها دررسیدن به اهداف اعلامی خود درجنگ. اتحادیه اروپا درطول بیش از دوماهی که ازآغاز جنگ رژیم صهیونیستی وحماس میگذرد، تلاشهای گسترده و وقیحانهای را در حمایت از صهیونستها انجام داده، هرچند که این تلاشها تاکنون بینتیجه بوده ولی سران اتحادیه همچنان نسبت به تبعات طولانی شدن این جنگ هشدار میدهند. درتازهترین هشدار، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با انتشار پیامی در صفحه اختصاصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اروپا در خطر است.»پیشتر نیز امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه به اسرائیل هشدار داده بود که «از بین بردن کامل حماس جنگ را ۱۰ساله خواهد کرد.» مکرون همچنین هزینه کردن زندگی فلسطینیها را ضامن تحقق هدفِ «امنیت پایدارِ» اسرائیل ندانسته بود، امنیتی که به زعم او از طریق احترام به افکار عمومی منطقه قابل حصول خواهد بود!