نگاهی به نمایش اعترافها و دروغها
انتخابات وجدان
باوجود هشدارهایی درباره دشواری امر خطیر قضاوت دربزنگاههای وجدانی واخلاقی، بیلحظهای درنگ وملاحظه داوریهای بیرحمانهای نسبت به اشخاص داریم و آرای قاطعانهای صادر میکنیم که پایههای سستی دارد.
دایره این قضاوت هم از خود زندگی و محیط پیرامونی و نسبت به دیگران تا هر موضوع دیگری ازجمله آثار نمایشی گسترده است. قضاوت درباره هر شخص و هر موضوعی، باید مبتنی بر دانش، اطلاعات، مستندات کافی و ویژگیهایی نظیر عقل و عدالت باشد اما اگر بحث حقوقی و قضاوت در مراجع قضایی را عجالتا درنظرنگیریم و کار داوری را به جامعه و افراد مختلف تسری و تعمیم دهیم، معمولا کمتر پیشمیآید قضاوت ما نسبت به اشخاص وموضوعات مختلف، مجهز و مسلط به ویژگیها و ارکانی که ذکر رفت، باشد. این قضاوتهای بدون پشتوانه را درحالی درباره آدمها انجام میدهیم که نمیدانیم چنین قضاوتی به جز ایجاد حقالناس، چه بازی خطرناکی با اعتبار و آبروی افراد راه میاندازد. نمایش «اعترافها و دروغها» به قلم مهدی میرباقری، کارگردانی پیمان محسنی و بازیهای شهروز آقاییپور، سحر آقاسی، دنیا مستعلمی و سپهر زمانی که بهدلیل استقبال خوب تماشاگران تا 12دی تمدید شده و ساعت 21 و 15دقیقه این شبها در عمارت نوفل لوشاتو اجرا میشود، نگاه ظریف و هنرمندانهای به مقوله قضاوت دارد و در روایتی تلخ، گزنده و نفسگیر و با روایت چهار زندانی محکوم به اعدام از هرکدام تماشاگران یک قاضی میسازد و بهویژه با حرکت تعاملی حق رأی با اسم چهار زندانی موردنظر (سعید، خاور، میترا و ایمان) باعث میشود مخاطبان به شکل حسی و وجدانی کاملا با اثر و کاراکترها درگیر شوند و در پایان نظر و رأیشان را درباره بخشیدن یا نبخشیدن هرکدام آنها به دو صندوق مجزا بیندازند. روایت هر چهار شخصیت در کل نمایش بهگونهای پیش میرودکه درپایان، تصمیمگیری مخاطبان درباره سرنوشت آنها به چالشی بزرگ، احساسی، وجدانی و اخلاقی تبدیل میشود. این تاثیرگذاریحتی پس ازنمایشهم ادامه پیدا میکند وچه بسا به تلنگری اساسیبه تماشاگران میانجامد تا درباره قضاوت سریع و بدون پشتوانه خود درباره هر شخص و هر موضوعی تجدیدنظر کنند و با دیده منصفانهتر و اخلاقیتری با هر پدیده و مسألهای مواجه شوند. حذف رورانس(حضور بازیگران در پایان نمایش و تشویق تماشاگران)هم حرکت درست وهوشمندانهای برای اعترافهاودروغها است تا شادمانی مرسوم در آن، مانعی برای تاثیرگذاری تام و تمام اثر و لحظات ملتهب تصمیمگیری مخاطبان نباشد. همین ویژگی درطراحی صحنه مینیمال شهاب شریفی(که مجری طرح این نمایش نیز است)هم رعایتشده تا همه حواس تماشاگران معطوف به اجرا و احوالات شخصیتها باشد. استفاده از ویدئو آرت و تلفن همراه و شخص فیلمبردار هم خلاقانه است ودرنمایش حل میشود ــ به خصوص در لحظاتی که دوربین به p.o.v و نمای نقطه نظر مقتولان تبدیل میشود ــ وبه کار تاثیرگذاری بیشتراثر میآید. همچنین منولوگها هم به دلیل درهم تنیدگی سرنوشت شخصیتها به یکدیگر در کلیت، تبدیل به دیالوگی موثر میشوند و به مباحثی چون قضاوت و جبر و اختیار انسجامی مناسب میبخشند.
علی رستگار | گروه فرهنگ و هنر